کدام فیلم را اول ببینیم؟
- ماجراجویی خانوادگی: دورا و شهر گمشده طلایی
- فضای بازی محور: مرد آزاد
- جنگل و فانتزی: جنگل کروز
زاتورا: یک ماجراجویی فضایی(Zathura: A Space Adventure)
هیچ گزینه ای به اندازه زاتورا به هسته اصلی جومانجی نزدیک نیست: یک بازی رومیزی، دستورهایی که باید اجرا شوند و خانه ای که ناگهان از جهان عادی جدا می شود.
تفاوت این است که جنگل جای خود را به خلأ فضا، بارش شهاب سنگ و موجودات بیگانه داده است. جان فاورو ماجرا را با جلوه های ملموس و فضای خانوادگی جمع و جور پیش می برد؛ بنابراین خطرها واقعی تر از ظاهر دیجیتالی بسیاری از فیلم های مشابه حس می شوند. در تماشای دوباره، رابطه پرتنش دو برادر بیشتر از هیولاها در ذهن می ماند. بعضی شوخی ها و ریتم ابتدایی سن فیلم را نشان می دهند، اما زاتورا هنوز مستقیم ترین پاسخ به جستجوی فیلم شبیه جومانجی است.
سیاه چال ها و اژدهایان: افتخار در میان دزدان(Dungeons & Dragons: Honor Among Thieves)
شباهت اصلی این فیلم به جومانجی از گروه نامتعارف قهرمانان و جهانی می آید که هر گوشه آن قانون، تله یا موجود تازه ای دارد. یک دزد خوش زبان، جنگجویی خشن، جادوگری کم اعتماد به نفس و تغییرشکل دهنده ای جوان مجبورند مثل اعضای یک تیم بازی نقش آفرینی کنار هم کار کنند.
فیلم بدون آنکه دانش قبلی از D&D بخواهد، قواعد فانتزی را در دل شوخی و کنش توضیح می دهد و وقفه های عاطفی را هم کوتاه نگه می دارد. نقطه قوت واقعی، هماهنگی بازیگران و طراحی موقعیت هایی است که راه حلشان از زور بازو مهم تر است. داستان شرور اصلی چندان تازه نیست، اما اجرای سرزنده اجازه نمی دهد ماجرا سنگین یا پیچیده شود.
مرد آزاد(Free Guy)
مرد آزاد از زاویه ای معکوس به ایده جومانجی نزدیک می شود: این بار قهرمان از جهان واقعی وارد بازی نمی شود، بلکه می فهمد تمام زندگی اش داخل یک بازی ویدیویی گذشته است. قوانین مرحله، امتیاز، ظاهر بازیکنان و تکرار روزانه شهر بخشی از کمدی هستند و تغییر رفتار یک شخصیت فرعی، کل سیستم را به هم می ریزد.
رایان رینولدز انرژی لازم را دارد و جودی کومر پیوند میان جهان واقعی و دیجیتال را باورپذیر نگه می دارد. من نیمه اول و کشف تدریجی قواعد را از نبرد شلوغ پایان بیشتر دوست دارم؛ جایی که ارجاع های تجاری کمی جای خلاقیت اولیه را می گیرند. با این حال، برای فضای بازی محور انتخابی روشن و خوش ریتم است.
بازیکن شماره یک آماده(Ready Player One)
مسابقه ای بزرگ در یک جهان مجازی، معماهایی با قوانین پنهان و گروهی از بازیکنان که بیرون بازی زندگی های کاملا متفاوتی دارند؛ این سه عنصر بازیکن شماره یک آماده را به جومانجی های جدید نزدیک می کنند.
استیون اسپیلبرگ مسیر یافتن کلیدها را مثل یک سواری طولانی در شهربازی می سازد و هر مرحله شکل تازه ای دارد. جذابیت فیلم در حرکت مداوم و حس کشف است، نه در عمق شخصیت ها؛ اعضای گروه به اندازه طراحی جهان مجازی فرصت رشد پیدا نمی کنند. انبوه ارجاع های فرهنگ عامه گاهی تصویر را شلوغ می کند، ولی معماها و رقابت تیمی همچنان کار می کنند. برای کسی که وجه بازی و مرحله بندی جومانجی را می خواهد، انتخاب مناسبی است.
جنگل کروز(Jungle Cruise)
جنگل آمازون، نقشه یک گنج افسانه ای، نفرینی قدیمی و دو همراه که مدام با هم کل کل می کنند، جنگل کروز را از نظر حال و هوا به بخش های ماجراجویانه جومانجی پیوند می دهد. شیمی امیلی بلانت و دواین جانسون بار اصلی فیلم را می کشد و سفر رودخانه ای هر چند دقیقه مانع تازه ای سر راهشان می گذارد.
طراحی ماجرا آشناست و رد پای ایندیانا جونز و دزدان دریایی کارائیب پنهان نمی شود، اما لحن خانوادگی و شوخی های پیاپی به آن هویت قابل قبولی می دهند. ضعف اصلی، زمان طولانی و پرده پایانی پر از جلوه های دیجیتال است. وقتی فیلم روی قایق، جنگل و گفت و گوی دو شخصیت اصلی می ماند، سرگرم کننده تر عمل می کند.
دورا و شهر گمشده طلایی(Dora and the Lost City of Gold)
گروهی از نوجوانان ناسازگار ناخواسته به دل جنگل می افتند و برای عبور از تله ها، معماها و قواعد یک تمدن گمشده باید همکاری کنند. همین ترکیب، دورا و شهر گمشده طلایی را بیشتر از ظاهر کودکانه اش به جومانجی نزدیک می کند.
فیلم نسبت به منبع کارتونی خود آگاه است و از خوش بینی افراطی دورا شوخی می سازد، بدون اینکه شخصیت را تحقیر کند. ایزابلا مرسد اجرای پرانرژی اما کنترل شده ای دارد و معماها برای تماشای خانوادگی به اندازه کافی ساده و متنوع هستند. بعضی جلوه ها ارزان به نظر می رسند و خطر هیچ وقت خیلی جدی نمی شود، اما ریتم جمع و جور و طنز خودآگاه باعث شده فیلم برای بزرگسال همراه خانواده هم قابل تحمل، و گاهی واقعا بامزه باشد.
عشق و هیولاها(Love and Monsters)
در عشق و هیولاها خبری از بازی نیست، اما جهان بیرون درست مثل یک مرحله ناشناخته عمل می کند: هر موجود قانون رفتاری خودش را دارد و یک تصمیم اشتباه می تواند سفر را تمام کند.
جوئل، قهرمانی کم تجربه و ترسو، پناهگاه امن را ترک می کند و در مسیر با همراهانی روبه رو می شود که نگاهش به بقا را تغییر می دهند. طراحی هیولاها شخصیت دارد و فیلم میان شوخی، خطر و بلوغ عاطفی تعادل کم یابی می سازد. آنچه برای من انتخابش را قطعی می کند، خوش قلبی فیلم است؛ حتی در فضای آخرالزمانی از بدبینی آسان دوری می کند. انگیزه عاشقانه آغاز سفر ساده به نظر می رسد، اما مسیر به تدریج مهم تر از مقصد می شود.
سفر ۲: جزیره اسرارآمیز(Journey 2: The Mysterious Island)
یک پیام رمزگذاری شده، جزیره ای که نباید وجود داشته باشد و گروهی که پس از سقوط راه بازگشت ندارد، پایه های سفر ۲ را می سازند. شباهت به جومانجی بیشتر در مقیاس فانتزی طبیعت دیده می شود: جانوران اندازه معمول ندارند و جزیره طبق منطقی عجیب کار می کند.
حضور دواین جانسون و جاش هاچرسون نیز برای مخاطب جومانجی حس آشنایی ایجاد می کند. فیلم کوتاه و بی دردسر پیش می رود و برای تماشای خانوادگی سنگینی اضافه ندارد، اما شخصیت ها سطحی اند و جلوه های تصویری امروز مصنوعی تر دیده می شوند. اینجا کیفیت به اندازه شباهت موضوعی بالا نیست؛ با این حال، برای مخاطبی که دقیقا جنگل رنگارنگ، فرار گروهی و خطرهای سبک می خواهد، هنوز کار راه انداز است.
شبی در موزه(Night at the Museum)
موزه پس از غروب به جهانی بسته با قوانین مخصوص تبدیل می شود؛ اشیا جان می گیرند، گروه های تاریخی با هم درگیر می شوند و نگهبان تازه کار باید پیش از صبح نظم را برگرداند.
این ساختار مرحله ای و آشوب کنترل شده، حسی شبیه دور افتادن شخصیت های جومانجی از زندگی عادی دارد. بن استیلر نقش قهرمان سردرگم را ساده نگه می دارد و رابین ویلیامز گرمای لازم را به میان شوخی های فیزیکی می آورد. فیلم از نظر قصه پیچیده نیست و بخشی از طنزش پس از دو دهه کهنه شده، اما ایده مرکزی هنوز قدرت دارد. جذابیت اصلی در کشف تدریجی قواعد موزه است؛ هر ویترین می تواند دوست، دشمن یا راه حل دردسر بعدی باشد.
مورمور(Goosebumps)
در مورمور، باز شدن چند کتاب همان نقشی را دارد که انداختن تاس در جومانجی بازی می کند: موجودات خیالی آزاد می شوند و تنها راه متوقف کردنشان پیروی از قاعده ای مشخص است.
سه نوجوان همراه نسخه ای اغراق شده از آر. ال. استاین در شهری پر از گرگینه، آدم برفی و عروسک شرور می دوند. جک بلک لحن میان ترس کودکانه و کمدی را خوب پیدا می کند و فیلم تقریبا هیچ مکث طولانی ندارد. همین سرعت گاهی به ضررش تمام می شود؛ هیولاها فرصت اثرگذاری پیدا نمی کنند و شوخی ها پراکنده اند. با این حال، حس گروهی، فرارهای زنجیره ای و دنیایی که ناگهان قواعد عادی اش را از دست داده، جای آن را در این فهرست توجیه می کند.
سه انتخاب برتر وایدشات
- زاتورا: نزدیک ترین بازآفرینی فرمول بازی رومیزی جومانجی، این بار در فضا.
- سیاه چال ها و اژدهایان: بهترین ترکیب گروه نامتعارف، شوخی، خطر و حل مسئله.
- عشق و هیولاها: انتخاب تازه تر و خوش قلب تری برای ماجراجویی در جهانی پر از قانون های ناشناخته.
جمع بندی
شباهت این فیلم ها به جومانجی فقط با تعداد درختان یا حیوانات عجیب سنجیده نمی شود. نقطه مشترک مهم تر، بیرون کشیدن شخصیت ها از زندگی عادی و قرار دادنشان در جهانی است که باید قواعدش را هنگام حرکت یاد بگیرند. برای تماشای خانوادگی، دورا و شهر گمشده طلایی شروع امن و خوش ریتمی است. اگر کمدی و بازی های ویدیویی اولویت دارد، مرد آزاد سریع تر به خواسته شما می رسد. برای ماجراجویی جدی تر و در عین حال سرگرم کننده، عشق و هیولاها یا سیاه چال ها و اژدهایان انتخاب های کامل تری هستند. این فهرست ۱۰ فیلم شبیه جومانجی را می توان از هر نقطه آغاز کرد؛ کافی است تصمیم بگیرید امشب بیشتر دنبال بازی، جنگل، معما یا یک گروه دردسرساز هستید. با واید شات همراه باشید!سوالات متداول
بهترین فیلم شبیه جومانجی کدام است؟
زاتورا: یک ماجراجویی فضایی نزدیک ترین گزینه است، چون مانند جومانجی با یک بازی رومیزی اسرارآمیز آغاز می شود و هر حرکت، خطر تازه ای را وارد زندگی شخصیت ها می کند. اگر کیفیت کلی و گروه پردازی مهم تر باشد، سیاه چال ها و اژدهایان: افتخار در میان دزدان انتخاب کامل تری است.
کدام فیلم های این فهرست برای تماشای خانوادگی مناسب اند؟
زاتورا، دورا و شهر گمشده طلایی، سفر ۲، شبی در موزه و مورمور بیشترین سازگاری را با تماشای خانوادگی دارند. البته حساسیت کودکان یکسان نیست؛ مورمور موجودات ترسناک و زاتورا لحظات پرتنش دارد، پس بهتر است رده بندی سنی و میزان تحمل کودک نسبت به ترس را هم در نظر بگیرید.
آیا فیلم های بازی محور دیگری شبیه جومانجی وجود دارند؟
مرد آزاد و بازیکن شماره یک آماده دو انتخاب اصلی این فهرست هستند. اولی ماجرا را از دید یک شخصیت داخل بازی روایت می کند و لحن کمدی تری دارد؛ دومی روی رقابت، مرحله ها و حل معما در یک جهان مجازی بزرگ تمرکز می کند و از نظر مقیاس به جومانجی های جدید نزدیک تر است.
فیلم های این فهرست را با چه ترتیبی تماشا کنیم؟
ترتیب اجباری وجود ندارد. برای نزدیک ترین تجربه به جومانجی با زاتورا شروع کنید، سپس مرد آزاد یا بازیکن شماره یک آماده را برای فضای بازی محور ببینید. بعد سراغ جنگل کروز و دورا بروید و عشق و هیولاها یا سیاه چال ها و اژدهایان را برای ماجراجویی پخته تر نگه دارید.
اسماعیل بهمئی
سلام، من اسماعیل بهمئی هستم. سینما برای من فقط یک سرگرمی نیست؛ بلکه راهی برای کشف داستانها و نگاههای متفاوت به جهان هستند. سالهاست که آثار مختلف را دنبال میکنم و در این وبلاگ تلاش میکنم تجربه و دیدگاه خودم را در قالب نقد، تحلیل و معرفی با دیگر علاقهمندان به اشتراک بگذارم.




WIDESHOT CONVERSATION
گفت و گو درباره این مقاله
دیدگاه های دقیق و محترمانه، گفت و گو را ارزشمندتر می کنند.با حساب کاربری خود وارد شوید تا نظرتان را برای تحریریه و دیگر خوانندگان بنویسید.
هنوز نظری منتشر نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله گفت و گو را آغاز می کند.