قسمت ششم فصل چهارم Ted Lasso روایتگر جشن سال نو میلادی است؛ شبی که تقریبا همه بازیکنان تیم قرار است در یک مهمانی عجیب شرکت کنند، اما تد ترجیح میدهد در Crown & Anchor کنار زن سابقش Michelle و پسرش Henry بماند.
در ظاهر میگوید دوست دارد این شب را کنار خانواده اش باشد، ولی Michelle خیلی زود متوجه میشود مشکل ریشه ای تر از این حرف هاست. Ted هنوز درگیر اتفاقات قسمت قبل و تصمیمش درباره Alice است و به خودش به عنوان مربی شک کرده است.
این قسمت اتفاقا سرگرمی خوبی دارد. بعضی جاها مثل سریال های ترکی میشود، ولی حضور قوی Roy Kent، بازگشت Jamie Tartt و تعامل این دو خیلی به کمدی قسمت کمک کرده است.
تد این بار به خودش شک کرده است
Ted در قسمت قبل Alice را به خاطر رفتارش با بازیکنان از مربیگری در مسابقه بعد محروم کرد، ولی حالا خودش مطمئن نیست تصمیم درستی گرفته باشد.

اینجا یکی از لحظات مورد علاقه من در قسمت شکل میگیرد.
Ted و Michelle دارت بازی میکنند و Michelle تیرهایش را خیلی خوب به هدف میزند. وقتی Ted تعجب میکند، Michelle یادآوری میکند که مربی دارت او خود Ted بوده است.
صحنه خیلی ساده است، ولی حرف مهمی دارد.
Ted به مربیگری خودش شک کرده، در حالی که خودش شاید متوجه نیست چقدر روی آدم های اطرافش تاثیر گذاشته است. Michelle با همان بازی ساده به او یادآوری میکند که تو به آدم ها چیز یاد میدهی، حتی وقتی خودت متوجهش نیستی.
این ادامه خوبی برای قسمت قبل است. Ted آنجا مجبور شد تصمیم سختی بگیرد و حالا باید قبول کند که یک مربی قرار نیست همیشه از تصمیم خودش صد درصد مطمئن باشد.
Alice هنوز نمیتواند احساساتش را راحت نشان دهد
Alice هم با وجود محرومیت تصمیم میگیرد در مهمانی سال نو حاضر شود.

به نظرم همین تصمیم نشان میدهد تیم برایش اهمیت زیادی دارد. اگر برایش مهم نبود، راحت میتوانست شب را جای دیگری بگذراند.
مشکلش این است که انسان بسیار توداری است و نمیتواند احساساتش را راحت بیان کند.
برای لحظاتی بخشی از احساساتش را با Gemma در میان میگذارد و مشخص میشود تصور میکند بازیکنان از او متنفر هستند. اما وقتی Gemma همین حرف ها را برای بهتر کردن رابطه او با بازیکنان به آنها میگوید، Alice احساس میکند حرف خصوصی اش لو رفته و دوباره ناراحت میشود.
پس برخلاف انتظار، رابطه Alice با تیم هنوز کاملا درست نمیشود.
ولی تفاوت این قسمت این است که حالا حداقل میفهمیم خودش هم میخواهد این رابطه بهتر شود. مشکل اینجاست که هنوز بلد نیست چطور به بازیکنان نزدیک شود.
Roy Kent و Jamie Tartt؛ خنده دارترین بخش قسمت
خنده دارترین قسمت برای من حضور Roy Kent در مهمانی Jamie Tartt بود.

بازگشت Jamie خودش جذاب بود و خنگ بازی هایش همان چیزی است که همیشه از این شخصیت دوست داشتم. ولی دیدن رابطه فعلی او با Roy حتی از شوخی ها هم جالب تر است.
این دو در فصل های اول تحمل همدیگر را نداشتند و حالا واقعا از دیدن یکدیگر خوشحال میشوند.
رقص دیوانه وار Roy و Jamie در پایان مهمانی هم از خنده دارترین لحظات قسمت بود.
البته کم کم احساس میکنم نویسندگان هر جا نمیدانند چطور سریال را بامزه کنند Roy Kent را وارد ماجرا میکنند!
فعلا جواب میدهد، ولی فصل چهارم بیش از حد برای ساختن کمدی به Roy وابسته شده است.
Roy و Keeley؛ این دیگر دارد زیادی کش پیدا میکند
مشکل اصلی من دوباره رابطه Roy و Keeley است.
Roy دوباره به خاطر زانویش به بیمارستان میرود و آنجا Dr. Erin را میبینیم. Keeley بخشی از حرف های Roy را میشنود که ظاهرا دارد از Erin تعریف میکند، ناراحت میشود و میرود.

بعد مشخص میشود Roy که تحت تاثیر دارو بوده، در واقع فکر میکرده با Keeley صحبت میکند و در پایان هم میگوید:
Keeley، دوستت دارم.
ولی طبیعتا Keeley چند ثانیه قبل رفته و این جمله را نمیشنود.
اینجا واقعا حس کردم دارم سریال ترکی میبینم!
مشکل من این نیست که داستان عاشقانه شده است. مشکل این است که نویسنده فقط برای کش دادن رابطه، کاری میکند که یک نفر نصف مکالمه را بشنود و دقیقا قبل از مهم ترین جمله برود.
داستان Roy و Keeley دیگر بیش از حد طولانی شده است.
اگر قرار است به هم برسند، بالاخره برسانیدشان. اگر هم قرار نیست، اجازه بدهید داستان هر دو جلو برود.
بی نقص بودن همیشه خوب بودن نیست
رابطه Rebecca و Matthijs هم در این قسمت دوباره بهتر میشود.

Rebecca احساس میکند شاید رابطه ای خوب را فقط به این دلیل خراب کرده که کامل و بی نقص نبوده است.
جالب اینجاست که Jamie خنگول همان جمله ای را به او میگوید که شاید بهترین حرف کل قسمت باشد:
گاهی بی نقص بودن نقطه مقابل خوب بودن است.
حتی Rebecca هم تعجب میکند چنین حرفی از Jamie شنیده است!
به نظرم این جمله فقط درباره رابطه Rebecca نیست.
Ted هم لازم نیست مربی بی نقصی باشد تا مربی خوبی باشد.
Alice هم لازم نیست یک شبه تبدیل به مربی محبوب همه شود.
حتی خود این سریال هم شاید دیگر قرار نیست مثل فصل های اول بی نقص باشد؛ اگر هنوز بتواند خوب باشد، کافی است.
Lady Greyhounds کم کم واقعا تبدیل به یک تیم شده اند
بازیکنان در نهایت مهمانی مجلل و عجیب Zelda را ترک میکنند و ترجیح میدهند به Crown & Anchor بروند و ادامه شب سال نو را آنجا بگذرانند.
این برای من از خود مهمانی مهم تر بود.
همان پسرهایی که قبلا با تیم زنان دعوا کرده بودند، این بار بازی آنها مقابل Chelsea را دیده اند و حالا از تیم حمایت میکنند.
این نشان میدهد اتفاق مهمی دارد می افتد.
نه فقط بازیکنان بیشتر با یکدیگر صمیمی شده اند، بلکه مردم Richmond هم آرام آرام Lady Greyhounds را به عنوان تیم خودشان میپذیرند.
از طرف دیگر خود بازیکنان هم کم کم برای ما آشناتر شده اند. اوایل فصل بیشتر یک گروه بزرگ از بازیکنان جدید بودند، ولی حالا راحت تر میتوانیم با آنها ارتباط بگیریم.
تیم زنان بالاخره دارد هویت پیدا میکند.
مهم ترین اتفاق قسمت؛ Ted و Michelle
اما مهم ترین اتفاق قسمت برای من صحبت های Ted و Michelle بود.

Michelle درباره شرایط سختش بعد از جدایی صحبت میکند و Ted متوجه میشود او هم بعد از طلاق روزهای ساده ای نداشته است.
به نظرم Ted برای مدت زیادی پایان ازدواجشان را مثل یک شکست شخصی با خودش حمل کرده بود.
شاید لازم بود این حرف ها را از Michelle بشنود تا بفهمد جدایی فقط برای خودش سخت نبوده و Michelle هم در آن دوران آسیب دیده است.
از همه مهم تر اینکه Michelle او را تشویق میکند دوباره وارد یک رابطه شود.
ولی فکر نمیکنم مسئله اصلی قسمت این باشد که حالا Ted باید سریع دنبال یک رابطه تازه برود.
مهم تر این است که بالاخره بتواند پرونده زندگی قبلی اش را با خیال راحت تری ببندد.
پایان این داستان هم با تابلوی جدید BELIEVE خیلی خوب جمع میشود.
Ted سال ها این کلمه را جلوی بازیکنانش گذاشت تا به خودشان باور داشته باشند.
حالا خودش کسی است که به آن احتیاج دارد.
شاید این بار تابلوی BELIEVE بیشتر از اینکه برای تیم باشد، برای خود Ted است.
حرف آخر
قسمت ششم فصل چهارم Ted Lasso به خاطر تم سال نو، بازگشت Jamie و حضور Roy Kent رنگ و بوی خوبی دارد و از قسمت های سرگرم کننده فصل است.
در عین حال مشکلات فصل چهارم هم هنوز کاملا مشخص هستند. داستان Roy و Keeley بیش از حد کش پیدا کرده و بعضی سوءتفاهم ها واقعا من را یاد سریال های ترکی می اندازند. کمدی سریال هم بیش از حد به Roy Kent وابسته شده است.
ولی هر وقت سریال دوباره سراغ شخصیت های قدیمی و رابطه واقعی آنها با یکدیگر میرود، هنوز میتواند همان حس خوب گذشته را ایجاد کند.
گفتگوی Ted و Michelle برای من بهترین بخش قسمت بود، چون شاید بالاخره به Ted کمک کند گذشته اش را رها کند و به جای اینکه پایان ازدواجش را یک شکست بداند، دوباره به خودش و آینده اش باور داشته باشد.
فصل چهارم هنوز طراوت فصل های اول را ندارد، ولی با تمام این مشکلات، Ted Lasso هنوز هم برای من انتخاب خوبی برای آخر شب است.
شما درباره قسمت ششم چه فکر میکنید؟ گفتگوی Ted و Michelle را بیشتر دوست داشتید یا بازگشت Jamie و دیوانه بازی های او با Roy؟
با وایدشات همراه باشید!




WIDESHOT CONVERSATION
گفت و گو درباره این مقاله
دیدگاه های دقیق و محترمانه، گفت و گو را ارزشمندتر می کنند.با حساب کاربری خود وارد شوید تا نظرتان را برای تحریریه و دیگر خوانندگان بنویسید.
هنوز نظری منتشر نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله گفت و گو را آغاز می کند.