با اینکه انیمیشن در سالهای اخیر به یکی از مهمترین موتورهای فروش هالیوود تبدیل شده و بار اصلی گیشه را به دوش میکشد، هنوز بسیاری از فعالان این حوزه معتقدند این مدیوم در قلب صنعت سینما آنطور که باید جدی گرفته نمیشود. از موفقیتهای میلیارددلاری آثار بزرگ انیمیشنی تا تعدیل نیرو در استودیوهای مطرح، حالا تناقضی شکل گرفته که بیش از هر زمان دیگری توجهها را به جایگاه واقعی آینده انیمیشن های 2027 در هالیوود جلب میکند.
تراویس نایت، مدیرعامل استودیوی لایکا؛ همان خانه انیمیشنی که آثاری مثل «Coraline» و «ParaNorman» را ساخته، هنوز هم نمیتواند یک لحظه خاص از ضیافت نامزدهای اسکار در سال ۲۰۲۰ را فراموش کند.
پسر ۵۲ ساله فیل نایت، همبنیانگذار نایکی، آنجا حضور داشت چون فیلم استاپموشن او یعنی «Missing Link» نامزد اسکار بهترین انیمیشن بلند شده بود. آن سوی میز، فیلمنامهنویسی نشسته بود که نایت سالها تحسینش میکرد و گفتوگویی میان آن دو شکل گرفت. اما وقتی نایت از فیلمش گفت، پاسخ عجیبی شنید:
«اوه، من از این چیزها نمیبینم. فقط میگذارم بچههایم به من بگویند به چه چیزی رأی بدهم.»
نایت در ظاهر لبخند زد، اما درونش میجوشید. خودش میگوید:
«واقعاً عمیقاً خشمگین شده بودم.»
این توهین برای او از آنجهت دردناک بود که میدانست آن جمله فقط نظر یک نفر نیست؛ بلکه همان اجماع خاموشی است که سالها در صنعت وجود داشته و حالا فقط با صدای بلند بیان شده بود:
انیمیشن؟ یک پرستار بچه شیک و رنگارنگ.
پارادوکس بزرگ سال ۲۰۲۶: انیمیشن بیش از همیشه پولساز است، اما کمتر از همیشه جدی گرفته میشود
این دقیقاً همان تناقضی است که انیمیشن در سال ۲۰۲۶ در قلب خود دارد: این مدیوم هیچوقت تا این اندازه برای دخلوخرج هالیوود حیاتی نبوده، اما در عین حال، کمتر از همیشه مورد احترام قرار گرفته است.
به نقل از ورایتی فیلم «The Super Mario Galaxy Movie» از یونیورسال و ایلومینیشن، امسال به نخستین فیلمی تبدیل شد که فروش جهانیاش از ۱ میلیارد دلار عبور کرد.

در سوی دیگر، اکران بهاری پیکسار یعنی «Hoppers» بهترین افتتاحیه یک فیلم اورجینال پیکسار از زمان «Coco» در سال ۲۰۱۷ را ثبت کرد.
بعد هم «Toy Story 5» با افتتاحیه ۱۶۰ میلیون دلاری در بازار داخلی و ۳۱۲ میلیون دلار در سراسر جهان، بهترین شروع سال را به نام خود زد و به ستون اصلی بازگشت پیکسار تبدیل شد. این فیلم حالا در آستانه پنجمین آخر هفته اکرانش، به ۸۷۹ میلیون دلار فروش جهانی رسیده و تقریباً قطعی به نظر میرسد که یکی دیگر از میلیاردیهای ۲۰۲۶ باشد.

انیمیشن حالا دیگر استثنا نیست؛ بخشی از ستون فقرات گیشه است
در نزدیک به پنج دههای که آمار فروش داخلی سینما ثبت شده، فقط ۷ بار یک فیلم انیمیشنی توانسته سال را بهعنوان پرفروشترین فیلم به پایان برساند؛ روندی که از «Aladdin» دیزنی در سال ۱۹۹۲ آغاز شد.
اما حالا اوضاع فرق کرده است. انیمیشن در حال تجربه یک دوران بیسابقه است.
«Inside Out 2» و «Zootopia 2» در دو سال تقویمی اخیر صدرنشین گیشه شدهاند؛ اتفاقی که برای نخستین بار رخ داده که دو فیلم انیمیشنی در دو سال پیاپی، صدر جدول سالانه فروش را به دست میآورند. «Zootopia 2» حتی به پرفروشترین انیمیشن تاریخ بازار داخلی آمریکا هم تبدیل شده است.
در سال ۲۰۲۶ نیز فعلاً «The Super Mario Galaxy Movie» پیشتاز است و تنها فیلمیست که از مرز ۱ میلیارد دلار عبور کرده.
اگر سالهای همهگیری یعنی ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ را که سالنها از فیلمهای خانوادگی خالی شده بودند کنار بگذاریم، در دهه گذشته حدود ۲۰ درصد از ۱۰ فیلم پرفروش هر سال را آثار انیمیشنی تشکیل دادهاند.
اما پشت این اعداد درخشان، هنرمندانی ایستادهاند که احساس میکنند دیده نمیشوند
با وجود این عملکرد چشمگیر، بسیاری از هنرمندانی که این فیلمها را میسازند، معتقدند هرگز تا این اندازه بیارزش احساس نکردهاند.
در ماه مه ۲۰۲۴، پیکسار ۱۴ درصد از نیروهای خود را تعدیل کرد؛ رقمی در حدود ۱۷۵ کارمند.
نتفلیکس هم در سال ۲۰۲۳ واحد انیمیشن خود را بازسازی کرد؛ بازسازیای که با حذف شغلها و توقف تولید دو فیلم در مرحله پیشتولید همراه بود.
یکی از انیماتورها این تناقض را خیلی صریح توصیف کرده است:
«نمیدانید چقدر ناامیدکننده است که مدام بیانیه مطبوعاتی پشت بیانیه مطبوعاتی ببینی که از میزان فروش انیمیشن ما و تعداد نامزدیهایش حرف میزنند، اما بعد همان استودیو برمیگردد به آدمهایی که سالها آنجا کار کردهاند و میگوید: “دیگر به شما نیازی نداریم.”»
آیا خود انیمیشن هم در این نگاه تحقیرآمیز سهمی داشته است؟
با این حال، بعضی از چهرههای اصلی این مدیوم قبول دارند که بخشی از این نگاه تحقیرآمیز، نتیجه عملکرد خود صنعت انیمیشن هم بوده است.
پیت داکتر، مدیر ارشد خلاقیت پیکسار و کارگردان برندگان اسکاری مثل «Up»، «Inside Out» و «Soul» میگوید:
«بخش زیادی از دنیا هنوز انیمیشن را فیلمی برای بچهها میداند و ما خودمان هم در این اتفاق سهم داریم.»
او ادامه میدهد:
«به ۹۰ درصد فیلمهای این صنعت در هالیوود نگاه کنید؛ بامزهاند، شلخته و احمقانهاند، و کمی شبیه همان چیزی هستند که نقش پرستار بچه را بازی میکند. ما بهعنوان یک صنعت میتوانیم سطح کارمان را بالاتر ببریم.»
این حرف، در عین صراحت، اعترافی مهم است: حتی کسانی که عاشق انیمیشناند هم میدانند که بخشی از مشکل، به تصویری برمیگردد که خود این مدیوم طی سالها از خودش ساخته است.
با این همه، فقط گیشه باید برای احترام گذاشتن کافی باشد
با وجود همه این بحثها، واقعیت اقتصادی ماجرا آنقدر روشن هست که دستکم باید احترام بیشتری برای انیمیشن به همراه بیاورد.
جیم موریس، رئیس ۲۱ ساله پیکسار، میگوید:
«اگر آمار من درست باشد، “Moana 2” سال گذشته بهتنهایی بیشتر از مجموع همه نامزدهای بهترین فیلم اسکار فروش کرده است. انیمیشن الان دارد خیلی از استودیوها را سرپا نگه میدارد.»
و راست میگوید.
سال گذشته، فانتزی چینی «Ne Zha 2» از کمپانی Beijing Enlight Pictures نخستین فیلم انیمیشنی شد که از مرز ۲ میلیارد دلار فروش جهانی عبور کرد. خیلی زود بعد از آن هم «Zootopia 2» دیزنی رکورد تاریخی فروش داخلی این مدیوم را شکست.
همین قابلیت اطمینان است که به استودیوها آزادی عمل میدهد. وقتی آثار اورجینال لایو اکشن در گیشه کم میآورند، این فرنچایزهای انیمیشنی هستند که سالنها را پر میکنند. و دقیقاً همین حاشیه امن است که به یک استودیو اجازه میدهد روی پروژههای تازه و پرریسک قمار کند.
«انیمیشن ژانر نیست، مدیوم است»
گیرمو دلتورو در فصل جوایز ۲۰۲۲، زمانی که با نسخه استاپموشن و تاریک «Pinocchio» در رقابت اسکار حضور داشت، بهترین تعریف ممکن را ارائه داد:
«انیمیشن ژانر نیست؛ یک مدیوم است.»
در لایکا هم دقیقاً با همین ذهنیت جلو میروند. آنها اساساً حاضر نیستند فیلمهایشان را اول از همه با برچسب «انیمیشن» بفروشند.
دیوید برک، مدیر بازاریابی و عملیات لایکا، میگوید:
«ما پروژههایمان را بهعنوان “فیلم” بازاریابی میکنیم و به مخاطب اعتماد داریم که فارغ از مدیوم، آنها را پیدا کند. فیلمهای ما تن به دستهبندی نمیدهند.»
همین برخورد، شاید حداقل کاری باشد که میتوان برای احترام گذاشتن به یک اثر انیمیشنی انجام داد: اینکه آن را مثل یک فیلم واقعی ببینی، نه محصولی صرفاً مناسب بچهها.
«Wildwood» و یک مدل پخش که شاید بازی را عوض کند

این احترامِ حداقلی اما هنوز هم بسیار نادرتر از چیزی است که باید باشد.
وقتی «Wildwood» در ۲۳ اکتبر روی پرده برود، پخش آن بر عهده Fathom Entertainment خواهد بود؛ شرکتی که بیشتر بهعنوان متخصص اکرانهای رویدادمحور شناخته میشود. این انتخاب در نگاه اول عجیب به نظر میرسد، اما موفقیت بازاکران «Coraline» در سال ۲۰۲۴، این مدل غیرمنتظره را تا حد زیادی توجیه کرد. آن فیلم ۱۵ ساله در بازاکران جهانیاش نزدیک به ۵۶ میلیون دلار فروخت.
اگر «Wildwood» هم موفق شود، شاید با یک تغییر مهم در مدل توزیع آثار انیمیشنی روبهرو باشیم؛ تغییری که میتواند قواعد بازی را عوض کند.
آیا یک فیلم انیمیشنی بالاخره میتواند اسکار بهترین فیلم را ببرد؟
اما سؤال بزرگ همچنان پابرجاست:
چه چیزی لازم است تا یکی از این فیلمها بالاخره برنده اسکار بهترین فیلم شود؟
از زمانی که شاخه بهترین انیمیشن بلند در سال ۲۰۰۱ ایجاد شد، این بخش همزمان دو نقش ایفا کرده است: از یک سو به آثار انیمیشنی رسمیت و اعتبار داده، و از سوی دیگر، بهنوعی آنها را از رقابت اصلی دور نگه داشته است.
در تمام این سالها فقط ۳ فیلم انیمیشنی توانستهاند نامزد بهترین فیلم اسکار شوند:
«Beauty and the Beast» در ۱۹۹۱،
«Up» در ۲۰۰۹،
و «Toy Story 3» در ۲۰۱۰.
جامعه انیمیشن معتقد است این فهرست باید خیلی طولانیتر از این میبود.
راهحل چیست؟ افزایش رأیدهندگان یا فقط ساختن فیلمهای عاطفیتر؟
فیلمسازان اما درباره راهحل، همنظر نیستند.
جیم موریس که خودش عضو رأیدهنده آکادمی است، برنامهاش روشن است: باید نویسندگان، طراحان و فیلمبرداران فعال در حوزه انیمیشن، در شاخههای مختلف فنی آکادمی بیشتر پذیرفته شوند؛ تا جایی که تعدادشان آنقدر زیاد شود که به گفته او:
«همه این حرفها دیگر اهمیتی نداشته باشد.»
برای جرد بوش، مدیر ارشد خلاقیت استودیوی انیمیشن والت دیزنی، پاسخ چندان استراتژیک نیست. او میگوید:
«مردم میخواهند چیزی را احساس کنند. فیلمهایی که آن جایزه را بردهاند، فیلمهایی بودهاند که تعداد زیادی از آدمها را از نظر احساسی درگیر کردهاند، برایشان حس نزدیکی ساختهاند و با آنها طنین انداختهاند. فکر میکنم ما فقط باید به انجام همین کار ادامه بدهیم.»
همه هم معتقد نیستند که تعصب هنوز پابرجاست
کریس ملداندری، بنیانگذار ایلومینیشن و تهیهکننده دنبالههای «Minions and Monsters» و «Super Mario»، اساساً با اصل فرضیه وجود تبعیض موافق نیست.
او میگوید:
«از نظر تاریخی، کمدیها هم زمان سختتری برای جدی گرفته شدن داشتهاند. اما ما به نقطهای رسیدهایم که خیلی از آن تعصبهای ناگفته از بین رفتهاند. حالا یک قدردانی جمعی نسبت به هنری که در ساخت یک فیلم انیمیشنی صرف میشود، وجود دارد.»
اما همه به این اندازه خوشبین نیستند.
نگاه واقعگرایانهتر: شاید این اتفاق هیچوقت نیفتد
انیماتور مکزیکی، خورخه گوتیرز، خالق «The Book of Life»، اصلاً باور ندارد که یک فیلم انیمیشنی روزی جایزه اصلی اسکار را ببرد.
او با صراحت میگوید:
«دوست ندارم ناامیدکننده حرف بزنم، اما فکر نمیکنم هیچوقت این اتفاق بیفتد. بخش لایو اکشن بیش از حد بزرگ است. اعضای آکادمی خیلی زیادند. من ذاتاً آدم خوشبینی هستم، اما در عین حال عملگرا و واقعبین هم هستم. واقعاً نمیبینم که این اتفاق رخ بدهد.»
و شاید همین جمله، تلخترین جمعبندی ممکن برای وضعیتی باشد که انیمیشن امروز در آن گرفتار شده:
مدیومی که هالیوود را از نظر مالی نجات میدهد، اما هنوز برای به رسمیت شناخته شدن در بالاترین سطح، باید بجنگد.
بیایید امیدوار باشیم روزی آکادمی بالاخره این واقعیت را بپذیرد.
سجاد عبادت دوست
تو دنیای فیلم و سریال، دنبال آثار خفن میگردم و سعی میکنم تجربهی دیدنشونو توی واید شات برای شما جذاب تر کنم.




WIDESHOT CONVERSATION
گفت و گو درباره این مقاله
دیدگاه های دقیق و محترمانه، گفت و گو را ارزشمندتر می کنند.با حساب کاربری خود وارد شوید تا نظرتان را برای تحریریه و دیگر خوانندگان بنویسید.
هنوز نظری منتشر نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله گفت و گو را آغاز می کند.