«عصر اسباببازیها تمام شده.» شاید. اما ظاهراً عصر فیلمهای Toy Story هنوز تمام نشده — هرچند خیلیها معتقدند باید میشد.امروز با نقد Toy Story 5 کنار شما هستیم، با ما همراه باشید
باورکردنی نیست که وودی، باز و بقیه از 1995 تا امروز چه مسیر بلندی را آمدهاند: فیلم اول با آن CGI آنزمان شگفتانگیز (و امروز کمی تاریخگذشته) و قصهی گرمش دلها را برد، Toy Story 2 در 1999 استاندارد را بالاتر برد و سپس Toy Story 3 در 2010 با یکی از بهترین پایانبندیهای تاریخ انیمیشن، عملاً پروندهی این فرنچایز را «کامل و بینقص» بست. اگر همهچیز همانجا تمام میشد، احتمالاً امروز اینجا نبودیم.
Toy Story 4 در 2019 فیلم بدی نبود؛ حتی در لایههایی رویکرد جالبی به «سیاستهای ناتوانی» داشت. اما همانجا هم یک ترک ریز در بدنهی سهگانهی کلاسیک دیده میشد: تمرکز کمکم از کاراکترهای میراثی به سمت چهرههای جدید و ستارهمحور رفت و آن «انسجام گروهی» که سه قسمت اول را میساخت، شروع کرد به تَرَک خوردن.
و حالا Toy Story 5 آمده تا این مشکل را یک پله جلوتر ببرد؛ فیلمی که انگار خودش هم دقیق نمیداند چگونه باید برای پنجمین بار همان سؤال همیشگی را تازه کند: وقتی یک اسباببازی دیگر به کار نمیآید، معنا و هویتاش چیست؟ نتیجه، روایتی چندپاره است که بازده احساسیاش کم شده و جدال «تکنولوژی در برابر اسباببازی» را هم به شکل عجیبی سادهانگارانه و نازکنارنجی تحویل میدهد — مخصوصاً از شرکتی که دهههاست خودش در آغوش تکنولوژی بزرگ شده. در نقد و بررسی Toy Story 5 به این موضوع بهتر میپردازیم، با ما همراه باشید.

داستان Toy Story 5؟ تبلت جدید، بحران قدیمی
بانی (Bonnie) حالا هشتساله است و ظاهراً زندگی خوبی دارد؛ تا اینکه والدینش برای کمک به اجتماعیتر شدن او یک تبلت جدید به نام Lilypad میخرند (با صداپیشگی Greta Lee). از همینجا «تهدید تکنولوژی» وارد اتاق میشود.
در این قسمت، جسی (Jessie) با صداپیشگی Joan Cusack قهرمان مرکزی است: او از اینکه بانی اسباببازیها را کنار بگذارد وحشت دارد؛ ترسی که برایش تداعیِ از دست دادن صاحب قبلیاش، امیلی (Emily) است. جسی تصمیم میگیرد به شکلی عملی کمک کند تا بانی از طریق اسباببازیها دوست پیدا کند. این تصمیم، او را وارد سفری میکند که به خانهی قدیمیاش برمیگردد و در مسیر، مجبور میشود با یک اسباببازی تکنولوژیکِ کودکانه برای آموزش توالت رفتن (!) به نام Smarty Pants همکاری کند (با صداپیشگی Conan O’Brien).
شروع عجیب با «گروه بازها»؛ بهترین ایده، بدترین استفاده؟
نکته غافلگیرکننده این است که Toy Story 5 نه با وودی شروع میشود، نه حتی با جسی؛ بلکه با باز لایتیر شروع میشود… البته نه یک باز، بلکه یک گروه کامل از بازها: مدلهای ارتقایافتهی High Tech Edition که در یک جزیرهی متروک گیر افتادهاند.
ایده روی کاغذ جذاب است؛ حتی رگههایی از حالوهوای Small Soldiers دارد: این بازهای گروهی قوانین «یخزدن مقابل انسانها» را نمیفهمند، انگار تکههایی از یک ذهنیت شبه-اسکاینت هستند، و با این باور که باید به «Star Command» ملحق شوند، دست به کار ساختن یک قایق میشوند.
اما در اجرا، این خط داستانی بیشتر شبیه کش دادن زمان است و پرداختش عمدتاً به این ختم میشود که هر از گاهی به این گروه برگردیم تا صرفاً «بعداً در پرده سوم» یک کارکرد لجستیکی داشته باشند. بهجای اینکه به ستون اصلی روایت تبدیل شوند، مثل زائدهای میمانند که فیلم مدام از قصه اصلی جدا میشود تا به آن سر بزند.
بانی، احتمال نورودایورسیتی، و فرصتی که فیلم عمداً نادیده میگیرد

فیلم اشارههایی دارد که بانی در ارتباطگیری با بچههای دیگر مشکل دارد؛ او گاهی «از طریق اسباببازیها» حرف میزند و این رفتار دیگران را پس میزند. اینجا یک مسیر بالقوه خیلی انسانی و امروزی وجود دارد (مثلاً نزدیک شدن به ایدهی نورودایورسیتی)، اما فیلم تقریباً هیچ علاقهای به کاوش جدی آن ندارد و همهچیز را به یک گزاره تقلیل میدهد: «بانی چون اسباببازیها را دوست دارد، مشکل پیدا میکند.»
در حالی که فیلم میتوانست هر دو را همزمان ببیند: هم فشار تکنولوژی که بچهها را زودتر «بزرگ» میکند، هم تفاوتهای عصبی/رفتاری کودک. اما روایت ترجیح میدهد سادهسازی کند.
Lilypad: «شرور»ی که خیلی زود بیاثر میشود
Lilypad از نظر کارکرد دراماتیک یادآور Gabby Gabby در Toy Story 4 است: قرار نیست دقیقاً بدذات باشد؛ قرار است «روش دیگری» برای کمک به بانی داشته باشد. اما مشکل اینجاست که وزن او در داستان کم است. رفتارش بیشتر در حد пасیو-اَگرسیو میماند (مثلاً جسی را فقط «Jessica» صدا میزند) و بعد از اینکه جسی وارد ماجرای سفر میشود، Lilypad عمدتاً کنار میرود تا باز و وودی از او بازجویی کنند و چند شوخی «پیرمردی» هم خرج وودی شود.
مشکل بنیادیتر اما این است: تکنولوژی مثل یک اسباببازی شخصیتپذیر نیست. «شرِ تکنولوژی» صورت و نام واحد ندارد؛ یک پدیدهی فراگیر اجتماعی است. Toy Story 5 تلاش میکند آن را در قالب یک تبلت جمع کند، اما همین باعث میشود تضاد اصلی فیلم هم شُل و بیجان از آب دربیاید.

نقد و بررسی Toy Story 5 : فیلم درباره کیست؟
اگر Toy Story 5 یک معنای پنهان داشته باشد، احتمالاً اینجاست: فیلم بین دو مخاطب گیر کرده است؛
- بزرگسالهایی که با Toy Story بزرگ شدند (و امروز «Disney adult» محسوب میشوند)،
- و Gen Alpha که دیزنی میخواهد آنها را با اسباببازیها و کاراکترهای جدید جذب کند.
در جهانی که «بانیها» انگار کمیاب شدهاند، فیلم نمیتواند تصمیم بگیرد پول کدام گروه را بیشتر میخواهد. برای همین هم چرخشِ ناگهانی Lilypad به سمت خیرخواهی در پرده سوم، کمی خندهدار به نظر میرسد؛ چون تکنولوژی قرار نیست به این زودیها از زندگی بچهها حذف شود.
Smartypants و دوستانش: بهترین بخش «جدید» فیلم
وقتی جسی به خانهی قدیمیاش میرسد، با Smartypants و دوستانش Snappy و Atlas روبهرو میشود (با صداپیشگی Shelby Rabara و Craig Robinson). شیمی بین Cusack و O’Brien واقعاً خوب از کار درآمده؛ چیزی شبیه انرژی هَنکس/اَلن در روزهای اوج فرنچایز.
افشای پرده سوم که تلاش میکند همه چیز را به امیلی (صاحب قبلی جسی) وصل کند، اثرگذار است — هرچند کاملاً میشود حس کرد فیلم با تمام قوا دنبال یک «کاتارسیس احساسی» میگردد و گاهی کمی هم دستکاریکننده میشود.
وودی: بازگشتی که بیشتر از جنس اجبار است تا ضرورت
Toy Story 3 تلاش کرد با کاراکترهای میراثی خداحافظی کند. Toy Story 4 هم برای وودی یک نقطه خروج مناسب ساخت. اما Toy Story 5 انگار به برند و مخصوصاً به تام هنکس اعتماد ندارد که فرنچایز بدون او میایستد؛ برای همین یک بهانه میتراشد تا وودی برگردد.
وودی اینجا مثل «ریشسفید» وارد میشود (با لکه طاسی و پانچو!) اما حضورش بیش از آنکه ضروری باشد، تکرار همان درسهایی است که خودش قبلاً گرفته بود — و حالا باید دوباره همان را به جسی منتقل کند.
بدتر اینکه بسیاری از شخصیتهای قدیمی (و حتی Forky) عملاً در اتاق بانی گیر کردهاند و منتظرند «اتفاقی بیفتد». قدرت اصلی Toy Story همیشه حس «گروه واحد» بود؛ اما اینجا برای جا باز کردن به کاراکترهای جدید (و طبیعتاً اسباببازیهای جدید برای فروش)، قدیمیها به حاشیه رفتهاند. حتی نمونهی طعنهآمیزش: Ducky و Bunny (با صداپیشگی Keegan-Michael Key و Jordan Peele) این بار تقریباً بیکلاماند؛ انگار حضورشان فقط برای تیک زدنِ یک چکلیست است.
جمعبندی نقد انیمیشن toy story 5
در سالی که دیزنی یک اثر دوستداشتنی و اورجینال مثل Hoppers را هم ارائه داده، Toy Story 5 بیشتر شبیه غذای ماندهای است که دوباره گرم شده. سکانسهای بازی و انیمیشنپردازی همچنان حرفهایاند، اما سه خط رواییِ رقیب کیفیت یکسان ندارند و در نهایت با فیلمی «دوگانه و نامطمئن» طرفیم: گاهی بامزه و باهوش، گاهی خسته و بیهدف.
شاید واقعاً وقتش رسیده باشد اسباببازیها را بگذاریم… در اتاق زیرشیروانی.
Toy Story 5 درباره چیست؟آیا Toy Story 5 ارزش دیدن دارد؟
داستان درباره بانیِ ۸ ساله، ورود یک تبلت جدید و تلاش جسی برای کمک به بانی است که او را وارد ماجرایی مرتبط با گذشتهاش میکند.قطعا داستان اسباب بازی ارزش دیدن دارد!
آیا Toy Story 5 ادامهی Toy Story 4 را منطقی پیش میبرد؟
فیلم تلاش میکند، اما بازگرداندن وودی و چندپاره شدن روایت باعث میشود ادامه دادن برای برخی مخاطبان «اجباری» به نظر برسد.
Toy Story 5 بیشتر مناسب کودکان است یا بزرگسالان؟
از نظر شوخیها و ریتم برای کودکان کار میکند، اما موضوعات نوستالژی و جدال با تکنولوژی بیشتر برای بزرگسالان قابل خوانش است—با این حال پرداخت آن سادهسازی شده.
فروش انیمیشن Toy Story 5 از ۸۰۰ میلیون دلار گذشت


