مارول از سال های ابتدایی فعالیتش تلاش کرد قهرمانان خود را انسانی تر از نمونه های رایج کمیک های ابرقهرمانی نشان دهد. همین رویکرد درباره دشمنان آن ها هم به کار گرفته شد. در نتیجه، بسیاری از شرورهای مارول فقط شخصیت هایی شرور و تک بعدی باقی نماندند؛ گذشته، انگیزه ها و حتی امکان تغییر در وجودشان به بخشی از داستان تبدیل شد.
برخی از این شخصیت ها در مقاطعی به قهرمانان کمک کردند یا در کنار آن ها جنگیدند. این تغییرها همیشه دائمی نبود، اما به اندازه ای اثرگذار بود که مخاطب را درباره مرز میان خیر و شر به فکر بیندازد. در این فهرست، پنج نمونه از همین شرورهای پیچیده را مرور می کنیم.
مون استون؛ شروری که قهرمان بودن را جدی گرفت
در داستان های مربوط به تاندربولتس، گروهی از استادان شرارت با هویت قهرمانانه جعلی وارد میدان شدند. بارون زمو خود را «سیتیزن وی» معرفی کرد و کارلا سوفن، که پیش از آن شخصیتی فریبکار و بی رحم بود، با نام «مترورایت» در این گروه فعالیت کرد.

نکته مهم درباره مون استون این بود که او به تدریج دریافت از قهرمان بودن لذت می برد. کمک به مردم و دریافت احترام، تجربه ای متفاوت برای زنی بود که معمولا دیگران با بی اعتمادی و تحقیر با او رفتار می کردند. همین احساس باعث شد مون استون علیه نقشه های زمو موضع بگیرد و در نهایت، در نبرد با او، رهبری تاندربولتس را بر عهده بگیرد.
او حتی برای مدتی گذشته شرورانه خود را پشت سر گذاشت و به قهرمانی واقعی تبدیل شد. به همین دلیل، بازگشت او به رفتارهای قدیمی در میانه دهه ۲۰۰۰ برای بسیاری از طرفداران گیج کننده بود؛ زیرا مون استون پیش از آن نشان داده بود که می تواند انتخاب دیگری داشته باشد.
سا بردوث؛ هیولایی که گاهی انسان درونش را نشان داد
سا بردوث معمولا یکی از بی رحم ترین دشمنان مردان ایکس و ولورین به شمار می رود. بسیاری از تلاش های او برای تغییر نیز کوتاه مدت یا فریبکارانه بوده اند. با این حال، دو دوره از تاریخچه این شخصیت باعث شد خوانندگان درباره ماهیت واقعی ویکتور کرید تردید کنند.

در جهان Age of Apocalypse، سا بردوث پس از سال ها همکاری با آپوکالیپس به مردان ایکس پیوست. در این روایت، او بیشتر شبیه نسخه ای خشن از ولورین بود تا همان هیولایی که مخاطبان به آن عادت داشتند. این داستان نشان داد که شاید در وجود ویکتور کرید، زیر لایه های خشونت و آسیب، فردی وجود داشته باشد که توانایی انجام کار درست را دارد.
نمونه دیگر پس از رویداد AXIS رخ داد؛ زمانی که اخلاق سا بردوث وارونه شد و او در کنار انتقام جویان و مردان ایکس علیه تهدیدهای بزرگ جنگید. این وضعیت دوام نیاورد، اما تصویری متفاوت از شخصیت ارائه کرد: فردی که با وجود گذشته تاریکش می تواند اعتماد دیگران را به دست بیاورد و برای نجات مردم تلاش کند.
نورمن آزبورن؛ گرین گابلینی با امکان قهرمان شدن
سال ها نورمن آزبورن را به عنوان تجسم جنون و حرص می شناختیم، اما مارول در چند مقطع نشان داد که شخصیت او لایه های دیگری هم دارد. پس از جنگ داخلی، نورمن مسئولیت تاندربولتس را بر عهده گرفت و بر گروهی از شرورها نظارت کرد. او همچنان بی رحم بود، اما در انجام وظیفه اش برای محافظت از جهان جدیت نشان می داد.

این وجه از شخصیت او در دوره Dark Reign نیز ادامه پیدا کرد. نورمن به ریاست طرح ابرقهرمانان و شیلد رسید و خود را مسئول اصلی برقراری نظم معرفی کرد. او در کنار بازی های معمول شرورانه اش، دست کم از نگاه خودش، برای تامین امنیت اکثریت مردم تلاش می کرد.
در سال های اخیر، تاثیر سین ایتر بر شرارت نورمن مسیر شخصیت او را باز هم تغییر داد و او به یکی از متحدان مهم پیتر پارکر تبدیل شد. این تغییر یادآوری می کند که گرین گابلین شاید همیشه فقط یک هیولای خودخواه نبوده باشد و امکان وجود وجهی نیک در نورمن آزبورن، هرچند پنهان و سرکوب شده، از ابتدا در داستان هایش وجود داشته است.
آپو کالیپس؛ دشمنی که می خواست جهش یافته ها را آماده کند
آپو کالیپس مدت ها نسخه جهش یافته تانوس در دنیای مارول تلقی می شد؛ نیرویی تقریبا شکست ناپذیر که فقط به بقا و برتری نیرومندترین ها باور دارد. اما داستان های دوران کراکوآ گذشته او را پیچیده تر کردند.

در این روایت ها مشخص شد که آپوکالیپس زمانی یکی از رهبران جامعه جهش یافته در اوکارا بوده است؛ سرزمینی زنده که بعدها به کراکوآ و آرکّو تقسیم شد. همسرش، جنسیس، باورهای داروینیستی او را تشدید کرد و پس از حمله نیروهای امنت و فروپاشی اوکارا، از او خواست ارتشی بسازد که در صورت بازگشت شیاطین بتواند با آن ها مقابله کند.
بر این اساس، سال ها مبارزه آپوکالیپس با مردان ایکس می توانست تلاشی افراطی برای قوی کردن جهش یافته ها باشد، نه صرفا میل به نابودی آن ها. او در کراکوآ مانند پدربزرگی سختگیر برای جامعه جهش یافته رفتار می کرد و هدفش، دست کم در روایت جدید، ساختن افرادی نیرومندتر و آماده تر بود. این بازتعریف البته پرسش های زیادی ایجاد کرد؛ زیرا شاید آپوکالیپس می توانست به جای پنهان کردن حقیقت، با مردان ایکس متحد شود.
دکتر دووم؛ پادشاهی مستبد با رویاهای قهرمانانه
ویکتور فون دووم یکی از پیچیده ترین شرورهای تاریخ مارول است. او در ابتدا بیشتر شبیه پادشاهی مستبد بود که از رید ریچاردز متنفر است، اما نویسندگان به مرور انگیزه ها و جنبه های تازه ای به او اضافه کردند.

دووم مردم لاتوریا را دوست دارد و در برابر وفاداری و اطاعت کامل، رفاه و امنیت در اختیارشان می گذارد. او بارها جهان را نجات داده تا برتری خود را ثابت کند و حتی در مقطعی مسئولیت آیرون من را بر عهده گرفت تا نشان دهد می تواند مانند قهرمانانی باشد که معمولا با آن ها می جنگد.
داستان One World Under Doom نیز همین تناقض را برجسته می کند. دووم جامعه ای نزدیک به آرمانشهر برای جهان ساخت و در مقام «جادوگر اعظم» از زمین دفاع کرد؛ هرچند برای تامین قدرت خود از نیروی حیاتی مردم لاتوریا استفاده می کرد و همین نکته مانع از آن می شود که او را کاملا قهرمان بدانیم. رابطه او با والریا ریچاردز نیز بُعدی عاطفی به شخصیتش اضافه کرده است.
دکتر دووم هنوز شرور است، اما تصمیم هایش همیشه از میل ساده به ویرانی سرچشمه نمی گیرند. شاید اگر خودشیفتگی و وسواس او برای اثبات برتری اش وجود نداشت، می توانست به یکی از بزرگ ترین قهرمانان مارول تبدیل شود.
چرا شرورهای پیچیده مارول ماندگار می شوند؟
وجه مشترک این پنج شخصیت آن است که مارول به جای پاک کردن گذشته شان، امکان تغییر را در کنار سابقه تاریکشان قرار داده است. مون استون قهرمان بودن را تجربه کرد، سا بردوث برای مدتی به دیگران اعتماد داد، نورمن آزبورن ظرفیت نجات جهان را نشان داد، آپوکالیپس انگیزه ای متفاوت برای جنگ هایش پیدا کرد و دکتر دووم همچنان میان نجات جهان و سلطه بر آن در نوسان است.
همین تناقض ها باعث شده این شخصیت ها از شرورهای معمولی فراتر بروند. آن ها لزوما قهرمان نیستند، اما داستان هایشان نشان می دهد قهرمانی و شرارت همیشه دو دسته کاملا جدا از هم نیستند.
منبع اصلی: این مطلب با بازنویسی تحریریه وایدشات بر اساس مقاله ComicBook.com تهیه شده است.




WIDESHOT CONVERSATION
گفت و گو درباره این مقاله
دیدگاه های دقیق و محترمانه، گفت و گو را ارزشمندتر می کنند.با حساب کاربری خود وارد شوید تا نظرتان را برای تحریریه و دیگر خوانندگان بنویسید.
هنوز نظری منتشر نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله گفت و گو را آغاز می کند.