کمتر کارگردانی در سینمای امروز به اندازه کریستوفر نولان میتواند با هر فیلم تازه، هم مخاطب عام را به سالن بکشاند و هم بحثهای جدی میان منتقدان راه بیندازد. مشکل از همینجا شروع میشود: وقتی کارنامهای شامل «شوالیه تاریکی»، «تلقین»، «میانستارهای»، «پرستیژ» و «اوپنهایمر» باشد، انتخاب بهترین فیلم نولان دیگر یک رتبهبندی ساده نیست؛ بیشتر شبیه ورود به میدان جنگ طرفداران سینماست.
در این مقاله، فقط محبوبیت عمومی یا امتیاز سایتها معیار نبوده است. انسجام فیلمنامه، ماندگاری، قدرت کارگردانی، ارزش تماشای دوباره، تأثیر احساسی و جایگاه هر فیلم در مسیر کاری نولان را هم در نظر گرفتهام. همچنین «اودیسه» در این رتبهبندی نیامده، چون این فهرست فقط بر اساس فیلمهای بلند اکرانشده نولان نوشته شده است. اگر میخواهید مسیر احتمالی فیلم بعدی او را جداگانه دنبال کنید، خواندن مقاله «پیش بینی فروش فیلم اودیسه نولان» میتواند مکمل خوبی برای این رتبهبندی باشد.
بهترین فیلم های کریستوفر نولان:
۱۲. تعقیب (Following)
«تعقیب» فیلم کوچکی است، اما برای شناخت ذهن نولان اهمیت زیادی دارد. اینجا هنوز خبری از بودجههای عظیم، جلوههای بزرگ و صحنههای پرخرج نیست، اما علاقه نولان به روایت غیرخطی، هویت مبهم و بازی با اعتماد مخاطب کاملاً دیده میشود.
داستان درباره نویسندهای است که غریبهها را دنبال میکند و ناخواسته وارد بازی خطرناکی میشود. فیلم در مقایسه با آثار بعدی نولان خامتر است، اما مثل طرح اولیه جهان سینمایی او عمل میکند. به همین دلیل در رتبه آخر قرار میگیرد، نه چون بیارزش است، بلکه چون هنوز نولانِ کامل در آن شکل نگرفته.
۱۱. بیخوابی (Insomnia)
«بیخوابی» فیلمی تمیز، حرفهای و خوشساخت است، اما کمتر از بیشتر آثار نولان امضای شخصی او را دارد. آل پاچینو در نقش کارآگاهی فرسوده و رابین ویلیامز در نقشی جدی و تاریک، دو نقطه قوت مهم فیلماند.
فضای سرد و روشن فیلم ایده جذابی دارد؛ جایی که نور بهجای آرامش، اضطراب میآورد. با این حال، «بیخوابی» بیشتر یک تریلر روانشناختی قابل احترام است تا یکی از آثار تعیینکننده نولان. فیلم بدی نیست، اما وقتی درباره بهترین فیلمهای کریستوفر نولان حرف میزنیم، چند اثر مهمتر بالاتر از آن میایستند.
۱۰. تنت (Tenet)
«تنت» شاید جاهطلبانهترین و در عین حال سردترین فیلم نولان باشد. ایده وارونگی زمان از نظر مفهومی جذاب است و چند صحنه اکشن فیلم واقعاً خیرهکنندهاند، اما مشکل اصلی اینجاست که نولان در این فیلم، ایده را به شخصیت ترجیح میدهد.
در «تلقین» یا «میانستارهای»، پیچیدگی علمی و روایی همیشه به یک زخم انسانی وصل میشود. اما در «تنت»، شخصیتها بیشتر شبیه قطعات یک ماشین عظیماند. فیلم را میشود تحسین کرد، اما سخت میشود دوستش داشت. «تنت» نمونهای است از اینکه گاهی نبوغ فرمی نولان میتواند علیه احساسات فیلم کار کند.
۹. شوالیه تاریکی برمیخیزد (The Dark Knight Rises)
قسمت سوم سهگانه بتمن نولان، فیلمی عظیم و احساسی است، اما به اندازه «شوالیه تاریکی» دقیق و متوازن نیست. ایده سقوط گاتهام، بازگشت بروس وین و تبدیل شدن بتمن به یک اسطوره، ظرفیت زیادی دارد و فیلم در بسیاری از لحظات هم باشکوه عمل میکند.
مشکل اینجاست که روایت گاهی بیش از حد شلوغ میشود. بین در مقام ضدقهرمان، حضوری قدرتمند دارد، اما هرگز به پیچیدگی و ترسناکی جوکر نمیرسد. با این وجود، پایان فیلم همچنان تأثیرگذار است و سهگانه بتمن نولان را با حس رهایی و اسطورهسازی به پایان میرساند.
۸. بتمن آغاز میکند (Batman Begins)
«بتمن آغاز میکند» یکی از مهمترین فیلمهای ابرقهرمانی قرن بیستویکم است، چون بتمن را از فضای کارتونی و اغراقشده قبلی جدا کرد و او را به جهانی زمینیتر، روانشناختیتر و جدیتر آورد.
نولان در این فیلم بیش از خود بتمن، روی ترسهای بروس وین تمرکز میکند. فیلم درباره ساخته شدن یک نماد است؛ اینکه چطور یک انسان میتواند درد شخصیاش را به مفهومی بزرگتر تبدیل کند. شاید نیمه پایانی فیلم کمی معمولیتر از شروع آن باشد، اما اهمیتش در تاریخ سینمای ابرقهرمانی انکارناپذیر است.
۷. دانکرک (Dunkirk)
«دانکرک» یکی از خالصترین تجربههای سینمایی نولان است. اینجا خبری از دیالوگهای زیاد و شخصیتپردازی کلاسیک نیست. نولان جنگ را از مسیر شعار و قهرمانسازی روایت نمیکند، بلکه آن را به تجربهای فیزیکی از ترس، زمان و بقا تبدیل میکند.
فیلم در سه خط زمانی زمین، دریا و آسمان حرکت میکند و همین ساختار، اضطرار را بیشتر میکند. «دانکرک» از نظر تدوین، صدا، تصویر و ریتم یکی از کنترلشدهترین آثار نولان است. اما فاصله عاطفی فیلم با شخصیتها باعث میشود برای برخی مخاطبان، کمتر از آثاری مثل «میانستارهای» یا «پرستیژ» در ذهن بماند.
۶. ممنتو (Memento)
«ممنتو» فیلمی است که نولان را جدیتر به جهان سینما معرفی کرد. داستان مردی که حافظه کوتاهمدت ندارد و با عکسها، یادداشتها و خالکوبیها دنبال حقیقت میگردد، هنوز هم یکی از هوشمندانهترین ایدههای روایی سینمای مدرن است.
قدرت فیلم فقط در پیچش داستانی نیست؛ در این است که فرم فیلم به ذهن شخصیت اصلی نزدیک میشود. ما هم مثل او تکهتکه، ناقص و مشکوک جلو میرویم. این همان جایی است که نولان نشان میدهد تعلیق فقط پنهان کردن اطلاعات نیست، بلکه شکل دادن به تجربه ذهنی مخاطب است. اگر به این جنبه علاقه دارید، مقاله «تعلیق در سینما» میتواند کمک کند بهتر بفهمیم نولان چطور اضطراب را از دل ندانستن میسازد.
۵. اوپنهایمر (Oppenheimer)
«اوپنهایمر» بالغترین فیلم کریستوفر نولان است، اما الزاماً کاملترین فیلم او نیست. فیلم درباره جی. رابرت اوپنهایمر، پدر بمب اتم، ساخته شده؛ اما در اصل درباره گناه، علم، سیاست و مسئولیت اخلاقی انسان در برابر قدرت است.
کیلین مورفی در نقش اصلی، یکی از بهترین بازیهای تمام کارنامه نولان را ارائه میدهد. صورت او در بسیاری از لحظات، همزمان غرور، ترس، شکنندگی و عذاب وجدان را حمل میکند. فیلم از نظر ساختار هم جاهطلب است؛ نولان میان دادگاهها، خاطرات، رقابتهای سیاسی و لحظات علمی حرکت میکند و از زندگینامهای خطی فرار میکند.
با این حال، «اوپنهایمر» به دلیل تراکم دیالوگ، سردی عاطفی و ریتم فشرده، برای من پایینتر از چند فیلم دیگر نولان قرار میگیرد. این فیلم از نظر اعتبار تاریخی و جوایز، جایگاه ویژهای دارد، اما در تجربه تماشای دوباره، به اندازه «پرستیژ»، «تلقین» یا «میانستارهای» روان و درگیرکننده نیست. از طرفی، همین فیلم نشان داد نولان هنوز حاضر است در برابر محافظهکاری سینمای جریان اصلی بایستد؛ موضوعی که میتوان آن را کنار مقاله «بیانیه کریستوفر نولان علیه محافظه کاری هالیوود» بهتر بررسی کرد.
۴. پرستیژ (The Prestige)
«پرستیژ» شاید از نظر مقیاس کوچکتر از «تلقین» و «میانستارهای» باشد، اما از نظر فیلمنامه یکی از کاملترین آثار نولان است. فیلم درباره دو شعبدهباز رقیب است که رقابتشان کمکم به وسواس، نفرت و نابودی تبدیل میشود.
زیبایی فیلم در این است که خودش هم مثل یک حقه شعبدهبازی ساخته شده. نولان از همان ابتدا سرنخها را جلوی چشم مخاطب میگذارد، اما کاری میکند که درست نبینیم. وقتی پایان فیلم میرسد، تازه متوجه میشویم تمام مدت در حال تماشای یک اجرای دقیق بودهایم.
«پرستیژ» درباره قیمت وسواس است؛ درباره هنرمندانی که برای خلق شگفتی، آرامآرام انسانیت خود را قربانی میکنند. به همین دلیل، شاید پرزرقوبرقترین فیلم نولان نباشد، اما یکی از بینقصترین فیلمهای اوست.
۳. میانستارهای (Interstellar)
«میانستارهای» فیلمی است که با گذشت زمان محبوبتر شده. شاید در زمان اکران، بعضیها آن را بیش از حد احساساتی یا توضیحی میدانستند، اما امروز برای بسیاری از مخاطبان، یکی از عاطفیترین و ماندگارترین فیلمهای کریستوفر نولان است.
فیلم درباره سفر فضایی، نسبیت زمان و آینده بشر است؛ اما قلب واقعی آن رابطه پدر و دختر است. برای من، «میانستارهای» بیشتر از آنکه درباره فضا باشد، درباره دیر رسیدن، از دست دادن و حسرت است. نولان در این فیلم مفاهیم علمی را به تجربهای انسانی تبدیل میکند.
موسیقی هانس زیمر، تصاویر عظیم فضایی و سکانسهایی مثل سیاره آبی، فیلم را به تجربهای فراتر از یک علمیتخیلی معمولی تبدیل کردهاند. شاید فیلم در بعضی دیالوگها بیش از حد مستقیم باشد، اما قدرت احساسی آن هنوز انکارناپذیر است.
۲. تلقین (Inception)
«تلقین» یکی از بهترین نمونههای ترکیب سینمای هوشمندانه با بلاکباستر سرگرمکننده است. نولان جهانی میسازد که قوانین خودش را دارد: ورود به رویا، ساختن لایههای ذهنی، دستکاری ناخودآگاه و گیر افتادن میان واقعیت و خیال.
نکته مهم این است که فیلم فقط به ایده مرکزیاش تکیه نمیکند. «تلقین» همزمان یک فیلم سرقتی، یک اکشن علمیتخیلی و یک درام روانشناختی است. صحنه چرخیدن راهرو هنوز یکی از بهترین نمونههای تبدیل یک ایده ذهنی به تصویر فیزیکی در سینمای معاصر است.
اگر شخصیت کاب و زخم احساسی او وجود نداشت، «تلقین» فقط یک معمای پیچیده بود. اما نولان با اضافه کردن حس گناه، فقدان و وسواس، فیلم را انسانیتر میکند. پایان معروف فیلم هم هنوز یکی از بحثبرانگیزترین پایانهای سینمای قرن بیستویکم است.
۱. شوالیه تاریکی (The Dark Knight)
در رتبه اول، انتخاب من «شوالیه تاریکی» است؛ نه فقط چون محبوبترین فیلم نولان است، بلکه چون کاملترین تعادل میان سرگرمی، درام، فلسفه و سینمای ژانری را دارد. این فیلم نشان داد یک اثر ابرقهرمانی میتواند هم پرتماشاگر باشد، هم تلخ، هم اخلاقی و هم از نظر سینمایی جدی.
قدرت اصلی فیلم در تقابل بتمن و جوکر است. جوکر فقط یک شرور معمولی نیست؛ او نیروی آشوب است. میخواهد ثابت کند قانون، اخلاق و نظم اجتماعی در شرایط فشار فرو میریزند. در مقابل، بتمن باید تصمیم بگیرد برای حفظ امید مردم تا کجا حاضر است خودش را قربانی کند.
بازی هیث لجر در نقش جوکر، یکی از ماندگارترین اجراهای تاریخ سینماست، اما «شوالیه تاریکی» فقط به یک بازی درخشان وابسته نیست. فیلمنامه، ریتم، موسیقی، طراحی اکشن و فضای گاتهام همگی در خدمت یک ایدهاند: قهرمان بودن همیشه به معنای محبوب بودن نیست.
به همین دلیل «شوالیه تاریکی» هنوز بهترین فیلم کریستوفر نولان است؛ فیلمی که نه فقط استاندارد سینمای ابرقهرمانی را بالا برد، بلکه نشان داد بلاکباستر هم میتواند جدی، تاریک و ماندگار باشد.
جمعبندی رتبهبندی بهترین فیلمهای نولان
اگر معیار محبوبیت باشد، «میانستارهای» و «تلقین» مدعیان جدی رتبه اولاند. اگر معیار اعتبار رسمی و جوایز باشد، «اوپنهایمر» جایگاه ویژهای دارد. اگر دنبال کاملترین فیلمنامه باشیم، «پرستیژ» انتخابی بسیار جدی است. اما از نظر ترکیب تأثیر فرهنگی، قدرت دراماتیک، ماندگاری و تعادل میان سرگرمی و عمق، «شوالیه تاریکی» هنوز در صدر میایستد.
لیست نهایی فیلمهای کریستوفر نولان از ضعیفترین تا بهترین
۱. شوالیه تاریکی ۲. تلقین ۳. میانستارهای ۴. پرستیژ ۵. اوپنهایمر ۶. ممنتو ۷. دانکرک ۸. بتمن آغاز میکند ۹. شوالیه تاریکی برمیخیزد ۱۰. تنت ۱۱. بیخوابی ۱۲. تعقیب
سوالات متداول
بهترین فیلم کریستوفر نولان کدام است؟
در این رتبهبندی، «شوالیه تاریکی» بهترین فیلم کریستوفر نولان است؛ چون هم از نظر درام، هم شخصیتپردازی، هم تأثیر فرهنگی و هم اجرای سینمایی، کاملترین اثر او به نظر میرسد.
محبوبترین فیلمهای کریستوفر نولان کداماند؟
«شوالیه تاریکی»، «تلقین»، «میانستارهای» و «اوپنهایمر» معمولاً از محبوبترین آثار نولان میان مخاطبان هستند.
پیچیدهترین فیلم نولان کدام است؟
«تنت»، «ممنتو» و «تلقین» پیچیدهترین فیلمهای نولان هستند. با این حال، «تلقین» و «ممنتو» پیچیدگی خود را بهتر با احساس و روایت ترکیب میکنند.
آیا اوپنهایمر بهترین فیلم نولان است؟
«اوپنهایمر» یکی از مهمترین و بالغترین فیلمهای نولان است، اما به دلیل سردی عاطفی و تراکم دیالوگ، در این رتبهبندی پایینتر از «شوالیه تاریکی»، «تلقین»، «میانستارهای» و «پرستیژ» قرار گرفته است.
برای شروع تماشای فیلمهای نولان کدام فیلم بهتر است؟
برای شروع، «تلقین» انتخاب بسیار خوبی است؛ چون هم سرگرمکننده است، هم پیچیده، هم کاملاً نماینده سبک فکری و بصری کریستوفر نولان است.
اولین واکنشها به The Odyssey؛ حماسه کریستوفر نولان خیرهکننده توصیف شد
اسماعیل بهمئی
سلام، من اسماعیل بهمئی هستم. سینما برای من فقط یک سرگرمی نیست؛ بلکه راهی برای کشف داستانها و نگاههای متفاوت به جهان هستند. سالهاست که آثار مختلف را دنبال میکنم و در این وبلاگ تلاش میکنم تجربه و دیدگاه خودم را در قالب نقد، تحلیل و معرفی با دیگر علاقهمندان به اشتراک بگذارم.




WIDESHOT CONVERSATION
گفت و گو درباره این مقاله
دیدگاه های دقیق و محترمانه، گفت و گو را ارزشمندتر می کنند.با حساب کاربری خود وارد شوید تا نظرتان را برای تحریریه و دیگر خوانندگان بنویسید.
هنوز نظری منتشر نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله گفت و گو را آغاز می کند.