فصل سوم سریال علمیتخیلی و محبوب «سیلو» (Silo) محصول اپل تیوی پلاس، با معرفی یک خط داستانی کاملاً جدید و انحراف از منبع اقتباس خود، صدای اعتراض طرفداران کتابهای گراهام یوست را بلند کرد. با این حال،تغییر کتاب در فصل سوم سریال سیلو با گذشت تنها سه اپیزود از فصل جدید، مشخص شده که این تغییر نهتنها بیپایه نبوده، بلکه یکی از هوشمندانهترین تصمیمات نویسندگان برای پیوند زدن گذشته و حالِ این دنیای دیستوپیایی بوده است.
به نقل از کامیک بوک سرویس استریم اپل تیوی پلاس (Apple TV+) در سالهای اخیر به خانه اصلی سریالهای علمیتخیلی جاهطلبانه تبدیل شده و در این بین، سریال «سیلو» (Silo) جایگاه بسیار ویژهای دارد. این مجموعه که بر اساس سهگانه رمانهای درخشان و پرفروش گراهام یوست (Graham Yost) ساخته شده، داستان بقای آخرین بازماندگان بشریت را در یک سیلوی زیرزمینی عظیم روایت میکند؛ جامعهای که قوانین سختگیرانهاش توسط یک هوش مصنوعی پیچیده به نام «الگوریتم» (The Algorithm) کنترل میشود. این سریال با بازی درخشان ربکا فرگوسن (Rebecca Ferguson) و کسب نمره فوقالعاده ۹۳٪ در سایت راتن تومیتوز، همواره به عنوان یکی از باکیفیتترین آثار تلویزیونی حال حاضر شناخته شده است.
با وجود این پیشینه درخشان، شروع فصل سوم با حواشی و جنجالهای زیادی همراه بود. در حالی که دو فصل ابتدایی با استقبال یکپارچه منتقدان و مخاطبان روبهرو شدند، فصل سوم با واکنشهای متناقضی استارت خورد. ریشه اصلی این اختلافات، انحراف آشکار سریال از کتابها و معرفی پیرنگ «فراموشی/آمنزیا» (Amnesia) برای شخصیت ژولیت (با بازی فرگوسن) است؛ تغییر بزرگی که در کتابها وجود نداشت و حالا به موتور محرک کل داستان این فصل تبدیل شده است. اما چرا این تغییر بحثبرانگیز عملاً نجاتدهنده سریال شده است؟
تغییر کتاب در فصل سوم سریال سیلو چقدر بود؟
فصل سوم سیلو دقیقاً مانند رمانها، یک نقطه عطف اساسی برای این فرنچایز است. تا پیش از این، ما فقط شاهد خط زمانی دیستوپیایی و زندگی سخت در زیر زمین بودیم. اما در فصل سوم، سریال یک قدم به عقب برمیدارد و ما را با کاراکترهای جدیدی در «دوران قبل از فاجعه» (Before Times) آشنا میکند تا منشأ اصلی جنگ هستهای و نابودی زمین فاش شود. در این خط زمانی گذشته، ما با «دانیل» (یک سناتور) و «هلن» (یک روزنامهنگار) همراه میشویم که درست قبل از وقوع فاجعه، یک توطئه تاریک و بزرگ را کشف میکنند. ما از قبل میدانیم که سرنوشت این کاراکترها به کجا ختم میشود؛ چرا که وسایل شخصی هلن بعدها به عنوان عتیقههای باستانی در دوره زمانی ژولیت در همان سیلو پیدا میشوند.
جابهجایی مداوم بین دو دوره زمانی با فاصله چند صد سال، میتوانست ساختار روایی سریال را از هم بپاشد و حس گسستگی به مخاطب بدهد. اینجاست که هنر نویسندگی تیم تولید خود را نشان میدهد. آنها به جای ارتباط مستقیم داستانی، از تقارن تماتیک و مفهومی استفاده کردهاند. داستان گذشته با دانیل و هلن آغاز میشود که در حال تحقیق روی پرونده پاکسازی حافظه (Memory Wipe) خواهر دانیل یعنی «شارلوت» هستند؛ سرنوشتی که شباهت و موازیسازی آشکاری با تجربه فراموشی ژولیت در زمان حال دارد. اپیزود سوم با قدرت این ایده را جلو میبرد و تمهای فراموشی، توطئه و سیستمهای نظارتی مخفی را به طور همزمان در هر دو خط زمانی بسط میدهد.
فرمول هوشمندانهای برای یکپارچگی روایت تلویزیونی
این موازیسازی دقیق باعث شده تا دنیای «سیلو» به شدت منسجم و یکپارچه به نظر برسد. شباهتهای ساختاری دو خط زمانی به بیننده اجازه میدهد تا با کنار هم گذاشتن پازلهای یک دوره، به حقایق دوره دیگر پی ببرد. به عنوان نمونه، نقش پررنگ و مخرب هوش مصنوعی (الگوریتم) در خط داستانی ژولیت در زمان حال، این تئوری قوی را ایجاد میکند که خود این الگوریتم در گذشته عامل اصلی به راه انداختن جنگ هستهای و نابودی جهان بوده است. این نوع تقارن داستانی، یکی از بهترین تصمیمات برای قصهگویی در یک مدیوم تصویری است.
کاملاً قابل درک است که چرا طرفداران سرسخت کتابها از این تغییرات ناراضی هستند. اما واقعیت این است که قوانین قصهگویی در کتاب با سریال تلویزیونی متفاوت است. آنچه روی کاغذ جذاب به نظر میرسد، لزوماً روی صفحه تلویزیون ریتم مناسبی ایجاد نمیکند. تغییرات فصل سوم «سیلو» نه از روی بیهدفی، بلکه برای بهبود جریان روایت و افزایش کشش دراماتیک سریال اعمال شدهاند و تماشای سه اپیزود اول نشان میدهد که سازندگان کاملاً مسیر درستی را انتخاب کردهاند.


