بررسی قسمت پنجم فصل سوم سیلو که یکی از مهمترین اپیزودهای این فصل محسوب میشود؛ نشان میدهد این قسمت سیر داستان را نیز وارد مرحله تازهای میکند. در این قسمت مشخص میشود بسیاری از اتفاقاتی که در ظاهر تصادفی به نظر میرسیدند، در واقع بخشی از نقشهای بزرگتر بودهاند؛ نقشهای که سیمز با دقت آن را طراحی کرده تا همچنان جایگاه خود را در ساختار قدرت حفظ کند.
در ادامه، تمام اتفاقات این قسمت را بهترتیب بررسی میکنیم.
سیمز همچنان چند قدم جلوتر از همه حرکت میکند
در همان دقایق ابتدایی قسمت پنجم بار دیگر مشخص میشود که سیمز برخلاف بسیاری از شخصیتهای دیگر، همیشه مهرههایی در نقاط مختلف سیلو دارد؛ افرادی که در زمان لازم میتواند از آنها استفاده کند تا نقشههایش بدون جلب توجه اجرا شوند.
در این قسمت نیز او سراغ فردی میرود که تا امروز هرگز او را در سریال ندیده بودیم. سیمز بدون توضیح اضافه، به این شخصیت مأموریتی میدهد و تنها میگوید کاری برای او دارد.
کمی بعد نتیجه این مأموریت را مشاهده میکنیم. همان فرد در میان مردم ظاهر میشود، تصویری از جولیت را در دست میگیرد و شروع به جهت دادن افکار عمومی میکند. او مردم را تشویق میکند که از جولیت بهعنوان شهردار حمایت کنند و همین موضوع باعث میشود نگاه بینندگان نسبت به این اتفاق کاملاً تغییر کند.
در نگاه اول شاید تصور میشد انتخاب جولیت بهعنوان شهردار نتیجه خواست مردم یا روند طبیعی داستان باشد، اما حالا مشخص میشود که ایده اصلی از همان ابتدا متعلق به سیمز بوده است.
چرا سیمز میخواست جولیت شهردار شود؟
در نگاه اول این تصمیم عجیب به نظر میرسد، زیرا جولیت یکی از مهمترین مخالفان سیستم است و منطقی نیست سیمز به قدرت گرفتن او کمک کند.
اما اگر اتفاقات این قسمت را کنار هم قرار دهیم، هدف واقعی سیمز آشکار میشود.
او بهخوبی میداند که اگر جولیت یک شهروند عادی باقی بماند، هوش مصنوعی هر زمان که بخواهد میتواند او را حذف کند، اما زمانی که جولیت به جایگاه شهردار میرسد، حذف مستقیم او هزینه بسیار بیشتری خواهد داشت و بهسادگی امکانپذیر نیست.
به همین دلیل، هوش مصنوعی به جای حذف فیزیکی جولیت، تصمیم میگیرد حافظه او را پاک کند.
این موضوع باعث میشود جملهای که سیمز بعداً به مارتا میگوید نیز معنای تازهای پیدا کند. او تأکید میکند که شرایطی ایجاد کرده تا جولیت «غیرقابل کشتن» شود؛ جملهای که اکنون مشخص است به همین نقشه اشاره دارد.
تغییر داروهای جولیت؛ همه چیز از قبل برنامهریزی شده بود
یکی دیگر از ابهامهای قسمتهای قبل، ماجرای تغییر داروهای جولیت بود.
در ظاهر چنین به نظر میرسید که دوست سابق جورج توانسته پرستار را متقاعد کند داروهای جولیت را تغییر دهد تا حافظه او از بین نرود، اما قسمت پنجم نشان میدهد حقیقت بسیار پیچیدهتر از این است.
پیشتر کامیل گفته بود پرستاری که مسئول مراقبت از جولیت شده، انتخاب شخص سیمز بوده است. همین نکته نشان میدهد سیمز از همان ابتدا همه چیز را برنامهریزی کرده بود.
در واقع، دوست سابق جورج تنها نقش یک واسطه را ایفا میکند. او صرفاً پیام را منتقل میکند تا هیچ رد مستقیمی از سیمز باقی نماند. هماهنگی اصلی از قبل انجام شده بود و تغییر داروها بخشی از همان نقشهای بود که سیمز طراحی کرده بود تا حافظه جولیت حفظ شود.
بنابراین برخلاف آنچه در نگاه اول دیده میشود، تصمیم اصلی را نه دوست سابق جورج، بلکه خود سیمز گرفته بود و واسطه تنها برای پاک کردن رد پای او وارد ماجرا شد.
چرا سیمز رابرت را زنده نگه داشت؟
یکی دیگر از اتفاقات مهم این قسمت، تصمیم غیرمنتظره سیمز درباره رابرت است.
در حالی که انتظار میرفت رابرت کشته شود، سیمز او را مخفی میکند و تحویل مارتا میدهد.
دلیل این تصمیم به آخرین جملهای برمیگردد که رابرت پیش از مرگ احتمالی خود بیان میکند.
او دقیقاً همان جملهای را تکرار میکند که پیشتر لوکاس درباره پروژه Safeguard گفته بود؛ اینکه «کسانی وجود دارند که ما در حقیقت زندانی آنها هستیم.»
همین جمله ذهن سیمز را درگیر میکند. او بهجای حذف رابرت، تصمیم میگیرد او را زنده نگه دارد؛ زیرا میخواهد بداند منظور از این زندان چیست و چه کسانی پشت این ساختار قرار دارند.
به همین دلیل، رابرت کشته نمیشود و برای ادامه مراقبت به مارتا سپرده میشود.
راز همکاری مارتا با برنارد بالاخره فاش شد
در موشکافی قسمت قبل این سؤال مطرح شده بود که چرا مارتا حاضر شده از برنارد مراقبت کند. آن زمان احتمالهای مختلفی مطرح میشد، اما قسمت پنجم نشان میدهد پاسخ بسیار سادهتر از تمام این فرضیهها بوده است.
سیمز طبق همان روشی که همیشه از آن استفاده میکند، این بار نیز دست به تهدید میزند.
او به مارتا هشدار میدهد اگر از برنارد مراقبت نکند، جولیت کشته خواهد شد.
در نتیجه مارتا نه از روی اعتماد و نه از روی همدلی، بلکه تنها برای محافظت از جان جولیت حاضر میشود از برنارد مراقبت کند.
مأموریت تازه برای دوست سابق جورج
پس از این اتفاق، سیمز مأموریت دیگری به دوست سابق جورج میدهد.
او مأمور میشود در سراسر سیلو جستوجو کند و تمام وسایل شخصی جولیت را که طی روزهای گذشته گم یا دزدیده شدهاند، جمعآوری کند.
انتخاب این شخصیت نیز کاملاً منطقی است؛ زیرا پیشتر مشخص شده بود که او در گذشته در شبکه قاچاق اشیای عتیقه فعالیت میکرده و بسیاری از قاچاقچیان و فعالان بازار زیرزمینی را میشناسد.
همین ارتباطات گسترده باعث میشود او بهترین گزینه برای پیدا کردن وسایل گمشده جولیت باشد.
سیلو شماره یک؛ مهمترین افشاگری قسمت پنجم
یکی از مهمترین اطلاعات این قسمت در گفتوگوی برنارد و مارتا مطرح میشود.
برنارد فاش میکند که سیلو شماره یک تمام امواج رادیویی سایر سیلوها را رصد میکند.
در فصل قبل تنها میدانستیم یک سیلو با بقیه تفاوت اساسی دارد و بسیاری تصور میکردند منظور سیلو شماره ۵۱ باشد.
اما اکنون مشخص میشود این نقش در واقع متعلق به سیلو شماره یک است.
با این حال هنوز مشخص نیست در این سیلو انسانها حضور دارند یا فقط سرورهای هوش مصنوعی مستقر هستند. تنها چیزی که فعلاً میدانیم این است که تمامی ارتباطات رادیویی از طریق این سیلو زیر نظر گرفته میشود و نقش آن در ساختار کلی داستان بسیار فراتر از چیزی است که تاکنون تصور میشد.




WIDESHOT CONVERSATION
گفت و گو درباره این مقاله
دیدگاه های دقیق و محترمانه، گفت و گو را ارزشمندتر می کنند.با حساب کاربری خود وارد شوید تا نظرتان را برای تحریریه و دیگر خوانندگان بنویسید.
هنوز نظری منتشر نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله گفت و گو را آغاز می کند.