اگر قرار باشد از دل این اپیزود فقط یک نتیجه بگیریم، آن نتیجه خیلی روشن است: برنارد زنده مانده و حالا داستان، آرامآرام دارد همه خطوطش را به هم وصل میکند. بررسی قسمت چهارم فصل سوم سیلو پر از جزئیات ریز، اشارههای زیرپوستی و سرنخهایی بود که نهفقط وضعیت برنارد را روشن میکرد، بلکه نقش سیمز، مارتا، لوکاس و حتی خود جولیت را هم وارد فاز تازهای میکرد.
در ادامه، میرویم سراغ مهمترین نکات این اپیزود.
برنارد واقعا زنده است
مهمترین افشاگری این قسمت همین بود: برنارد زنده است.
این موضوع خیلی از معماهای قبلی را توضیح میدهد؛ مخصوصاً صحنههایی که قبلاً فکر میکردیم به لوکاس یا شخص دیگری مربوط است، اما حالا میفهمیم در واقع برنارد پشت ماجرا بوده.
از همان اول فصل، نشانههایی وجود داشت که میگفتند مارتا دارد برای کسی در طبقات پایین دارو و تجهیزات پزشکی تهیه میکند. حالا متوجه میشویم آن فرد برنارد بوده است.
مارتا، دارو ها و کوله ای که همه چیز را لو میدهد
در قسمت اول این فصل، وقتی جولیت میخواست با مارتا صحبت کند، ناکس گفته بود که مارتا رفته طبقه ۶۰ تا دارو و تجهیزات پزشکی بگیرد. بعدتر هم وقتی جولیت او را در کافه دید، مارتا یک کوله همراهش داشت که در آن دارو نگه میداشت.
حالا که میدانیم برنارد زنده بوده، این رفتوآمدها معنای تازهای پیدا میکنند.
یعنی مارتا در واقع داشت از او مراقبت میکرد و زخمهایش را درمان میکرد.
اما سؤال مهم اینجاست: مارتا چطور توانسته اینهمه دارو را بیدردسر جور کند؟
در سیلو، توزیع دارو و تجهیزات پزشکی بهشدت کنترل میشود. حتی جولیت هم زمانی که میخواست عروسک کودکی برادرش را نگه دارد، با ترس و لرز عمل میکرد؛ چون میدانست ممکن است بخش بازیافت یا بخشهای بالاتر سر برسند و جلویش را بگیرند.
اینجا اما مارتا انگار دست بازتری دارد، و دلیلش میتواند ارتباط قبلیاش با کارلا باشد؛ کسی که رئیس بخش تدارکات بود. همین ارتباط احتمالاً به مارتا اجازه داده که بیصدا و بدون جلب توجه، داروها را تهیه کند.
و اگر غیب شدن کارلا هم درست باشد، احتمال اینکه او هم در این مراقبت نقش داشته باشد، خیلی بالاست.
پرستار، داروها و بازگشت جولیت
یکی دیگر از گرههای مهم داستان این است که چرا حافظه جولیت کمکم برگشته.
در این قسمت، مشخص شد پرستاری که قرار بود به جولیت کمک کند، عملاً داروهایش را درست و کامل به او نمیداده. همین موضوع باعث شده بود اثر داروها کمتر شود و جولیت کمکم دوباره به خودش برگردد.
آن صحنهای که جولیت از پرستار پرسید:
«چه کسی به تو دستور داد داروها را به من ندهی؟»
و بعد تصویر ناگهان کات خورد، یکی از مهمترین لحظههای اپیزود بود؛ چون هنوز مستقیم به ما نگفتند آن فرد چه کسی بوده.
اما بعدتر، سرنخها خیلی شفاف به سمت سیمز رفتند.
سیمز پشت ماجراست
وقتی پرستار به جولیت گفت که باید به طبقه ۷۶ و اتاق پمپ برود، و جولیت آنجا به سیمز رسید، خیلی چیزها روشن شد.
سیمز بالا طوری رفتار میکرد که انگار میخواهد جولیت را بازداشت کند، اما پایین، رفتارش کاملاً فرق داشت. او نهتنها قصد بازداشت نداشت، بلکه میخواست با جولیت صحبت کند.
این یعنی کسی که به پرستار دستور داده بود داروهای جولیت را قطع کند، خود سیمز بوده است.
این موضوع با حرفهای کامیل هم جور درمیآید؛ وقتی به سیمز گفت:
«تو بودی که این پرستار را معرفی کردی، تو بودی که گفتی قابلاعتماد است.»
پس سیمز نهتنها پرستار را وارد بازی کرده، بلکه احتمالاً از او برای ضربه زدن به کامیل و پیش بردن برنامههای خودش استفاده کرده است.
سیمز، استاد استفاده از آدمها علیه هم
اگر فصل قبل را یادتان باشد، سیمز دقیقاً از همین روش استفاده میکرد:
آدمها را علیه نزدیکانشان میگذاشت.
یکبار کسی را گروگان میگرفت و به عزیزانش فشار میآورد.
یکبار هم به لوکاس تهدید میکرد که اگر همکاری نکند، مادرش را میکشد.
یعنی سیمز همیشه به جای برخورد مستقیم، آدمها را ابزار میکرد.
احتمالاً همین منطق را درباره پرستار هم پیاده کرده؛ یا چیزی از او گرفته، یا به شکلی او را تحت فشار قرار داده که ناچار شده همکاری کند. از طرفی، چون سیمز حالا رئیس بخش غذایی است، خیلی راحتتر میتواند این کارها را از زیر دست سیستم رد کند.
مرگ برنارد یا صحنه ای که دروغ بود
قبلاً دو بار صحنه مرگ برنارد را دیده بودیم، اما حالا معلوم میشود آن تصاویر در واقع بخشی از بازی بودهاند.
یکبار سیمز برای جولیت تعریف کرد که برنارد مرده بود، جنازهاش را پوشاندند، راهپلهها را برای چند ساعت بستند تا آلودگی پخش نشود و بعد جنازه را سوزاندند.
اما حالا واضح شده که این «آلودگی» فقط بهانهای بوده تا کسی نفهمد برنارد زنده است، یا اصلاً آن جنازه خود برنارد نبوده است.
در یک روایت دیگر هم سیمز همان ماجرا را برای کامیل تعریف کرد، اما آنجا هم معلوم شد که دروغ گفته و دارد واقعیت را طوری بازسازی میکند که خودش از داستان بیرون بیگناه به نظر برسد.
به زبان ساده:
سیمز دارد واقعیت را مدیریت میکند.
مارتا، سیمز یا هردو؟
یک تئوری اینترنتی این بود که شاید سیمز اصلاً نمیداند برنارد زنده است و مارتا خودسرانه او را فراری داده.
اما این احتمال خیلی ضعیف به نظر میرسد.
چرا؟
چون:
- سیمز از مدتها قبل در حال طراحی صحنهسازی بوده
- رفتار او بعد از انتخاب نشدن توسط هوش مصنوعی کاملاً تغییر کرده
- و مهمتر از همه، مدل تصمیمگیری او در این فصل دقیقاً شبیه یک آدم است که در حال جمع کردن نیرو برای خودش است
پس محتملتر این است که سیمز بههمراه مارتا برنارد را نجات داده باشد.
اتاق پلمپ، طبقه 76 و رد پای برنارد
یک نکته خیلی مهم در این اپیزود این بود که سیمز قرار ملاقاتش با جولیت را در اتاق پمپ طبقه ۷۶ گذاشت؛ در حالی که برنارد قبلاً جلسهای مشابه را در طبقه ۹۰ چیده بود.
این شباهت اتفاقی نیست.
اتاق پمپ طبقه ۷۶ دقیقاً زیر طبقه پزشکی است؛ یعنی جایی که میشود بهراحتی به بخش بالاتری دسترسی پیدا کرد. به همین دلیل، به نظر میرسد سیمز خواسته جولیت را به نقطهای بیاورد که هم برای کنترل او مناسب باشد و هم برای اتصال به ساختار مخفی سیلو.
از طرف دیگر، این سبک از چیدمان جلسه، خیلی شبیه روش برنارد است.
برای همین بعید نیست که خود برنارد هم در طراحی این نقشه نقش داشته باشد؛ حتی اگر فیزیکی در صحنه دیده نمیشد.
وقتی جولیت وارد آن فضا شد، برنارد اصلاً شوکه نشد.
برعکس، خیلی راحت به او سلام کرد.
همین رفتار نشان میدهد که منتظرش بوده است.
این فضا برای جولیت آشناست
محلی که جولیت و برنارد در آن قرار گرفتند، فقط یک اتاق یا اتاق پمپ ساده نبود؛ اینجا از نظر احساسی هم برای جولیت معنا دارد.
این همان جایی است که یادآور بخشهایی از گذشته اوست؛ همان فضاهایی که خاطراتش در آن شکل گرفتهاند.
و اینجاست که قسمت بعدی اهمیت پیدا میکند.
اسم اپیزود بعدی Memory است؛ یعنی خاطره.
پس کاملاً منطقی است که در قسمت بعد:
- فلشبکهای بیشتری ببینیم
- جورج دوباره در روایت ظاهر شود
- شاید حتی سولو هم برگردد
- و خاطرات جولیت با قدرت بیشتری بیدار شوند
حتی آن دوستدختر قدیمی جورج هم میتواند بهعنوان بخشی از همین پازل وارد شود و وسایلی را بیاورد که حافظه جولیت را فعالتر میکنند.
سیمز، جولیت و احتمال ورود به طبقه 14
یکی از مهمترین خطهای داستانی این اپیزود، نزدیک شدن همهچیز به طبقه ۱۴ بود؛ جایی که بخش امنیتی/سیفگارد معنا پیدا میکند.
سیمز حالا در موقعیتی قرار گرفته که میتواند جولیت را به نقطهای نزدیک کند که همهچیز از آنجا شروع شود.
از طرف دیگر، جولیت هم حالا یادش میآید که چطور باید جلوی سیفگارد را بگیرد.
این یعنی در اپیزودهای بعدی، احتمال دارد یک تیم ناهمگون اما مهم شکل بگیرد:
- جولیت
- لوکاس
- برنارد
- سیمز
- و شاید پاتریک کندی
هر کدام از اینها یک تکه از پازل را در دست دارند.
لوکاس و نامه سالوا
در این میان، لوکاس هم نقش خودش را دارد.
او چیزی از نامه سالوا فهمیده که هنوز برای ما و برای سیمز کامل روشن نشده.
وقتی لوکاس این راز را به برنارد گفت، برنارد از نظر ذهنی به هم ریخت؛ انگار آن حرف چیزی درونش را شکست.
و حالا سیمز هم دنبال همان پاسخ است.
به همین خاطر است که او حاضر شده برنارد را زنده نگه دارد و وارد بازی نگه دارد.
لوکاس هم تصمیم گرفته چیزی نگوید، چون میداند اگر راز را لو بدهد، سیفگارد فعال میشود.
پاتریک کندی و راه های مخفی سیلو
یک بخش جالب دیگر اپیزود، اشاره به پاتریک کندی بود.
به نظر میرسد او راههای مخفی و مسیرهای ناشناخته سیلو را خوب بلد است.
در این اپیزود هم دیدیم که از سوراخی شبیه راههای پنهان و دسترسیهای فرعی استفاده شد.
احتمالاً همین مهارت است که باعث میشود در ادامه بتواند لوکاس را به بخشهای پایینتر برساند؛ مخصوصاً به مسیرهایی که به طبقه ۱۴ ختم میشوند.
اگر این اتفاق بیفتد، چند خط داستانی مهم بالاخره به هم میرسند.
برنارد، سیمز و خاکستری شدن نقش منفی ها
نکته مهمتر این است که نویسندهها دارند خیلی حسابشده نقشهای منفی را خاکستری میکنند.
سیمز دیگر یک شرور ساده نیست؛ او بین وفاداری، قدرت، ترس و جاهطلبی گیر کرده.
برنارد هم بهجای یک ضدقهرمان مطلق، تبدیل شده به شخصیتی که از حقیقت ضربه خورده و حالا دارد با آن زندگی میکند.
این خاکستری شدن معمولاً در داستانها یک معنی دارد:
قرار است نیروی منفی بزرگتری وارد شود.
و آن نیروی بزرگتر احتمالاً همان بنیانگذاران هستند.
برنارد خودش هم قبلاً گفته بود که میداند چه کسانی آنها را در این زیر نگه داشتهاند، فقط نمیداند چرا.
پس احتمالاً در ادامه، همین گروه بیشتر معرفی میشوند.
خط داستانی مرگ اورلا
در کنار همه اینها، یک خط داستانی دیگر هم ادامه داشت: مرگ اورلا.
این بخش هنوز خیلی کند جلو میرود، اما چند نکته مهم داشت:
- قاتل احتمالاً همان رئیس معدن است
- دختر رئیس معدن در این قسمت دیده شد
- او گفت کسی که ادعا میشود دوستپسر اورلا بوده، دروغ گفته و واقعاً دوستپسر او نبوده
- ظاهراً آن مرد فقط میخواسته خودش را جذابتر نشان بدهد
از طرف دیگر، فهمیدیم اورلا قبل از مرگش متوجه شده بود که از بخش تدارکات، تجهیزات مهمی دزدیده میشود.
همین کشف احتمالاً باعث شده او را حذف کنند.
اما هنوز انگیزه اصلی و قاتل نهایی بهطور کامل مشخص نشده.
بازی زمانی و نشانه های ظریف سریال
سریال در این قسمت خیلی زیرکانه بازی زمانی انجام میداد.
در هر دو خط داستانی، ساعتها بهصورت مشابه نمایش داده میشدند؛ مثلاً ساعت ۱۰:۳۰ شب.
این تقارن عمداً طراحی شده بود تا حس کنیم این دو خط، هرچند از هم دورند، اما از یک منطق مشترک پیروی میکنند.
همچنین در خط داستانی زمان حال، نشانههایی مثل تابلو «کلانتر جدید» هم قرار داده شده بود؛ ارجاعی مستقیم به جولیت و جایگاهی که در فصل اول پیدا کرده بود.
رمز شطرنج و ارتباط پنهان
یکی از جالبترین افشاگریهای این بخش، مربوط به ارتباط شطرنجی بود.
هلن نام کاربری فردی را که آن طرف شطرنج با او در ارتباط بوده، به خاطر داشت؛ نامی بهظاهر عجیب که بهنظر میرسد کلید پیدا کردن آن سوی شبکه باشد.
قرار است از طریق دوستشان در پنتاگون، آن طرف را پیدا کنند.
اما احتمال دارد همان فرد از قبل فرار کرده باشد، چون قبل از یورش به دفترش، خودش از طریق شطرنج هشدار داده بود.
اگر این فرض درست باشد، ممکن است نهتنها خود آن شخص، بلکه نوار کاست و مدارک دیگر هم همراهش ناپدید شده باشند.
جالبتر اینکه دنیل، وقتی داشت این ارتباط را برقرار میکرد، درست جلوی چشم هنری این کار را انجام داد.
این یعنی هنری حالا میداند دنیل با چه کسی در ارتباط است، و شاید در قسمتهای بعدی دوباره سر و کلهاش پیدا شود.
جمعبندی
این اپیزود از Silo شاید در ظاهر بیشتر روی افشاگریها و توضیح جزئیات تمرکز داشت، اما در عمق خودش داشت همهچیز را برای انفجارهای داستانی بعدی آماده میکرد.
مهمترین نتایج این قسمت:
- برنارد زنده است
- مارتا نقش مهمی در مراقبت از او داشته
- سیمز در حال تبدیل شدن به یک شخصیت خاکستری و پیچیده است
- داروهای جولیت عمداً قطع شده بودند
- حافظه جولیت در حال بازگشت است
- طبقه ۱۴ و سیفگارد در مرکز تنشهای آینده قرار دارند
- لوکاس، پاتریک کندی و برنارد هر کدام تکهای از پازل را دارند
- خط داستانی اورلا هنوز به نتیجه نرسیده
- رمز شطرنجی و ارتباط پنتاگون میتواند مسیر تازهای باز کند
و در نهایت، همهچیز دارد به همان نقطهای میرسد که Silo همیشه استادش بوده:
جایی که حقیقت، فقط یک لایه زیرتر پنهان شده است.
همراهان گرامی واید شات به اطلاع می رسانیم؛ نقد قسمت 6 فصل سوم سیلو منتشر شد!



WIDESHOT CONVERSATION
گفت و گو درباره این مقاله
دیدگاه های دقیق و محترمانه، گفت و گو را ارزشمندتر می کنند.با حساب کاربری خود وارد شوید تا نظرتان را برای تحریریه و دیگر خوانندگان بنویسید.
هنوز نظری منتشر نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله گفت و گو را آغاز می کند.