انولا هولمز ۳ بعد از چند سال فاصله از قسمت دوم به نتفلیکس برگشته و طبیعی است که اولین سؤال درباره آن این باشد: آیا هنوز با یک ماجرای جنایی سرگرمکننده و وفادار به حالوهوای این فرنچایز طرفیم، یا فقط موفقیت دو قسمت قبلی دلیل ساخته شدن آن بوده است؟ پاسخ من کمی بین این دو قرار میگیرد. فیلم هنوز جذابیتهای آشنای مجموعه را دارد، اما نسبت به قبل جدیتر، سیاسیتر و کمی کمانرژیتر شده است.
هر کسی که به داستانهای جنایی علاقه داشته باشد، نام هولمز را میشناسد؛ کارآگاه انگلیسی نابغهای که کوچکترین جزئیات را میبیند و از دل چند سرنخ ساده به حقیقت میرسد. اما فرنچایز انولا هولمز از ابتدا قرار نبود فقط نسخه زنانه شرلوک باشد. این مجموعه بیشتر درباره دختری است که میخواهد در جهانی مردانه، نام و مسیر خودش را بسازد.
انولا هولمز شاید در مقایسه با پروندههای کلاسیک شرلوک، داستانی سادهتر و نوجوانانهتر داشته باشد، اما هنوز میتواند سرگرمکننده باشد. قسمت سوم هم همین ویژگی را دارد؛ فیلمی که از نظر معمایی چندان پیچیده نیست، اما در بخش شخصیتپردازی و مضمونهای پنهان، حرفهایی برای گفتن دارد.
مشخصات فیلم انولا هولمز ۳
- نام فیلم: انولا هولمز ۳
- نام اصلی: Enola Holmes 3
- سال انتشار: ۲۰۲۶
- پلتفرم پخش: نتفلیکس
- ژانر: معمایی، ماجراجویی، جنایی، تاریخی
- کارگردان: فیلیپ بارانتینی
- نویسنده: جک ثورن
- بر اساس: مجموعه کتابهای The Enola Holmes Mysteries نوشته نانسی اسپرینگر
- بازیگران: میلی بابی براون، هنری کویل، لویی پارتریج، هلنا بونهام کارتر، همیش پاتل، شارون دانکن بروستر
- امتیاز وایدشات: ۶.۵ از ۱۰
داستان فیلم انولا هولمز ۳ درباره چیست؟

داستان فیلم با غیبت انولا در مراسم عروسیاش شروع میشود و خیلی زود مسیرش به سمت یک پرونده تازه میرود: شرلوک هولمز ناپدید شده است. این بار انولا باید به جای اینکه زیر سایه برادر نابغهاش حرکت کند، خودش نقش نجاتدهنده را بر عهده بگیرد.
فرمول کلی داستان برای طرفداران این مجموعه آشناست. در قسمت اول، انولا دنبال مادر گمشدهاش بود. در قسمت دوم، ماجرای ناپدید شدن سارا چپمن در مرکز داستان قرار داشت. حالا در قسمت سوم، دوباره یک گمشدن موتور اصلی روایت است؛ با این تفاوت که این بار شخص گمشده خود شرلوک است.
این انتخاب از نظر ایده جذاب است، چون جایگاه انولا را در جهان هولمزها پررنگتر میکند. او دیگر فقط خواهر کوچک شرلوک نیست، بلکه کسی است که باید برادرش را نجات دهد. با این حال، مشکل اصلی فیلم اینجاست که معمای مرکزی آنقدر پیچیده و غافلگیرکننده نیست که طرفداران جدی داستانهای جنایی را کاملاً درگیر کند.
هشدار اسپویل؛ از اینجا به بعد داستان فیلم لو میرود
اگر هنوز انولا هولمز ۳ را ندیدهاید و نمیخواهید بخشهایی از داستان، شخصیتها و پایانبندی فیلم برایتان لو برود، بهتر است بعد از تماشای فیلم به ادامه نقد برگردید.
مالت؛ لوکیشنی زیبا با گذشتهای سنگین
یکی از تفاوتهای مهم انولا هولمز ۳ با دو قسمت قبلی، تغییر مکان داستان است. این بار ماجرا از انگلستان فاصله میگیرد و به مالت میرود. مالت در فیلم فقط یک لوکیشن زیبا برای لباسهای تاریخی، خیابانهای قدیمی و تعقیبوگریزها نیست؛ بلکه بخشی از مضمون اصلی داستان را میسازد.
فیلم از مسیر مالت به سراغ تاریخ امپراتوری بریتانیا میرود. ماجرای فساد ارتش بریتانیا، جنگ افغانستان و طلاهای دزدیدهشده، باعث میشود انولا هولمز ۳ نسبت به دو قسمت قبلی فضای جدیتری پیدا کند. این بار پرونده فقط درباره پیدا کردن یک شخص نیست؛ پشت آن، ردپای استعمار، غارت و پنهانکاری تاریخی دیده میشود.
من این ایده را از نظر مضمونی جذاب میدانم، چون فیلم را از یک دنباله کاملاً مصرفی دور میکند. اما از طرف دیگر، همین جدیتر شدن باعث شده بخشی از سرزندگی و بازیگوشی دو قسمت قبل کمتر شود. در بعضی لحظات، فیلم میان یک ماجراجویی نوجوانانه و یک درام تاریخی جدی گیر میافتد. همین دوگانگی، هم نقطه قوت فیلم است و هم نقطه ضعف آن.
شرلوک هولمز؛ نابغهای که این بار نیاز به کمک دارد
یکی از نکاتی که در این قسمت بیشتر به چشم میآید، تغییر جایگاه شرلوک است. در داستانهای کلاسیک، شرلوک معمولاً کسی است که همهچیز را میفهمد، همه را نجات میدهد و چند قدم جلوتر از دیگران حرکت میکند. اما در انولا هولمز ۳، او خودش به شخصیتی آسیبپذیر تبدیل میشود.
این انتخاب از نظر داستانی قابل دفاع است. فیلم میخواهد نشان دهد انولا به مرحلهای رسیده که میتواند بدون تکیه بر برادرش، پروندهای بزرگ را حل کند. با این حال، برای من کمرنگ شدن حضور شرلوک یکی از نقاطی بود که کمی توی ذوق میزد.
در دو قسمت قبلی، لحظاتی که شرلوک و انولا کنار هم قرار میگرفتند، از جذابترین بخشهای فیلم بودند. تضاد میان منطق سرد شرلوک و انرژی سرکش انولا، ریتم خوبی به داستان میداد. در قسمت سوم، این رابطه کمتر فرصت نفس کشیدن دارد و بیشتر به یک ایده روایی تبدیل شده است. فیلم با این تصمیم انولا را برجستهتر میکند، اما بخشی از جذابیت رابطه خواهر و برادری آنها را از دست میدهد.
انولا و بحران هویت در آستانه ازدواج
مهمترین بخش شخصیتپردازی فیلم، بحران هویت انولاست. او در آستانه ازدواج با توکسبری قرار دارد، اما برای انولا، ازدواج فقط یک تصمیم عاشقانه نیست. این تصمیم میتواند نام، آزادی و هویت او را تغییر دهد.
انولا از همان قسمت اول نشان داده بود که با قواعد خشک جامعه ویکتوریایی کنار نمیآید. او اهل پیروی بیچونوچرا از رسمورسوم نیست و نمیخواهد زندگیاش توسط دیگران تعریف شود. حالا قرار است وارد خانوادهای اشرافی شود؛ خانوادهای که مدام به او میگوید چگونه رفتار کند، چگونه ظاهر شود و چه نقشی را بپذیرد.
اینجاست که مسئله نام خانوادگی اهمیت پیدا میکند. برای انولا، نام هولمز فقط یک اسم نیست؛ بخشی از هویت اوست. او نمیخواهد بعد از ازدواج، بخشی از خودش را از دست بدهد. فیلم از این مسیر به یک سؤال خوب میرسد: آیا عشق باید به معنای حذف استقلال فردی باشد؟
پاسخ فیلم روشن است. انولا میتواند عاشق باشد، ازدواج کند و همچنان خودش بماند. شاید این ایده در ظاهر ساده باشد، اما برای شخصیتی مثل انولا، ادامه طبیعی مسیر رشد اوست. به نظرم همین بخش، یکی از موفقترین قسمتهای فیلمنامه است؛ چون بحران شخصی انولا را به مضمون اصلی فیلم یعنی هویت و میراث وصل میکند.
توکسبری و مسئله گناه موروثی

توکسبری در این قسمت فقط همراه عاشقانه انولا نیست. او هم با آزمونی جدی روبهرو میشود. وقتی میفهمد خانوادهاش با ماجرای جنگ افغانستان و طلاهای دزدیدهشده ارتباط داشتهاند، باید تصمیم بگیرد با میراث خانوادگیاش چه کند.
فیلم در این بخش وارد بحث گناه موروثی میشود. آیا نسل جدید باید بار گناه نسل قبل را به دوش بکشد؟ توکسبری مسئول کارهای پدرش نیست، اما نمیتواند نسبت به گذشته خانوادهاش بیتفاوت بماند.
تصمیم او برای بازگرداندن طلاها و فاصله گرفتن از جایگاه اشرافی، یکی از نکات مثبت فیلمنامه است. نکته جالب اینجاست که در این قسمت، مسئله نام خانوادگی هم برای انولا مهم است و هم برای توکسبری. انولا نمیخواهد نام هولمز را از دست بدهد، اما توکسبری باید تصمیم بگیرد آیا میخواهد زیر سایه نام خانوادگی خودش باقی بماند یا نه.
به همین دلیل، فیلم فقط درباره حل یک پرونده نیست. انولا هولمز ۳ درباره این هم هست که شخصیتها چگونه با نام، گذشته و میراث خانوادگی خودشان روبهرو میشوند.
موریارتی؛ هوشی که در مسیر تاریکی قرار گرفته
حضور موریارتی در انولا هولمز ۳ یکی از جذابترین بخشهای فیلم است. او از آن شخصیتهایی است که شرارتش فقط از قدرت یا خشونت نمیآید؛ شرارت او از نبوغش میآید.
موریارتی هم مثل هولمزها میتواند حقیقت را ببیند. او میتواند پشت ظاهر اتفاقات را بخواند و از سرنخهای کوچک به نقشههای بزرگ برسد. اما تفاوت او با انولا و شرلوک اینجاست که از این توانایی در مسیر انتقام، فریب و تاریکی استفاده میکند.
در این قسمت، موریارتی فقط به دنبال طلاهای دزدیدهشده نیست. او همزمان کینه شخصیاش نسبت به هولمزها را هم دنبال میکند. همین موضوع میتوانست از او یک شرور بسیار پیچیدهتر بسازد. فیلم از ظرفیت شخصیت استفاده میکند، اما نه به اندازهای که انتظار داریم. موریارتی جذاب است، اما هنوز میتوانست تهدیدکنندهتر، تلختر و چندلایهتر باشد.
دکتر واتسون؛ وجدان تاریخی فیلم
حضور همیش پاتل در نقش دکتر واتسون یکی از انتخابهای هوشمندانه فیلم است. واتسون در این قسمت فقط یک همراه برای شرلوک نیست. در داستانی که درباره استعمار بریتانیا و رابطه امپراتوری با سرزمینهای تحت سلطه حرف میزند، حضور بازیگری با ریشه هندی معنا پیدا میکند.
واتسون میتواند مثل وجدان تاریخی فیلم عمل کند؛ شخصیتی که حضورش یادآور رابطه پیچیده بریتانیا با مستعمراتش است. البته فیلم این ایده را خیلی مستقیم و پررنگ دنبال نمیکند، اما همین حضور به مضمون تاریخی داستان وزن بیشتری میدهد.
این نکته نشان میدهد انولا هولمز ۳ میخواهد فراتر از یک ماجراجویی ساده حرکت کند. شاید همیشه در اجرای این هدف موفق نباشد، اما تلاشش قابل توجه است.
کارگردانی و ریتم فیلم
کارگردانی قسمت سوم بر عهده فیلیپ بارانتینی است و همین تغییر کارگردان روی حالوهوای فیلم تأثیر گذاشته است. دو قسمت قبلی با کارگردانی هری بردبیر ریتم بازیگوشانهتر، شوخیهای بیشتر و انرژی بالاتری داشتند. در قسمت سوم، فیلم جدیتر و کنترلشدهتر شده است.
این تغییر لحن با مضمون داستان هماهنگ است، اما بخشی از جذابیت قبلی فرنچایز را کم کرده. صحنههای اکشن کمتر از حد انتظار هیجانانگیز هستند و فیلم در بعضی لحظات، بیشتر از آنکه با تعلیق جلو برود، با توضیح مضمونها حرکت میکند.
البته همه ضعفها را نمیتوان به کارگردانی نسبت داد. فیلمنامه هم در بخش معمایی چندان قدرتمند نیست. وقتی پرونده اصلی به اندازه کافی پیچیده نباشد، کارگردانی هم برای ساخت هیجان دستش چندان باز نمیماند.
من شخصاً انتظار داشتم فیلم از لوکیشن مالت استفاده بصری پررنگتری بکند. مالت میتوانست فقط یک مکان زیبا نباشد، بلکه تبدیل به فضایی رازآلود و پرتنش شود. فیلم در بعضی لحظات به این هدف نزدیک میشود، اما هیچوقت آن را کاملاً به نقطه قوت اصلی خود تبدیل نمیکند.
بازی میلی بابی براون در نقش انولا
میلی بابی براون همچنان مهمترین ستون این فرنچایز است. او در نقش انولا همان انرژی، شوخطبعی و سرکشی همیشگی را دارد، اما این بار پختهتر از قبل ظاهر میشود.
انولا در این قسمت فقط دختری نیست که میخواهد خودش را ثابت کند. او حالا باید میان عشق، خانواده، نام خانوادگی، آزادی و مسئولیت تعادل پیدا کند. میلی بابی براون این تغییر را خوب منتقل میکند و باعث میشود حتی در لحظاتی که داستان افت میکند، شخصیت انولا همچنان دیدنی باقی بماند.
رابطه او با توکسبری هم هنوز گرم و دوستداشتنی است. فیلم خوشبختانه این رابطه را به یک عشق کلیشهای تبدیل نمیکند. توکسبری بیشتر از آنکه مانعی برای انولا باشد، همراهی است که باید خودش هم رشد کند. همین همراهی باعث میشود رابطه آنها با مضمون استقلال انولا تضاد پیدا نکند.
نقاط قوت فیلم انولا هولمز ۳
مهمترین نقطه قوت فیلم، تلاش برای بزرگتر کردن جهان انولاست. فیلم نمیخواهد فقط همان فرمول قبلی را تکرار کند و این قابل احترام است. رفتن به مالت، پرداختن به استعمار، حضور موریارتی و بحران هویت انولا، باعث شده قسمت سوم از نظر مضمون جدیتر باشد.
بازی میلی بابی براون همچنان جذاب است و شخصیت انولا هنوز توان همراه کردن مخاطب را دارد. همچنین خط داستانی توکسبری و مسئله گناه خانوادگی، به فیلم عمق بیشتری میدهد.
از نظر من، فیلم زمانی بهترین عملکرد را دارد که پرونده جنایی را به بحرانهای شخصی شخصیتها وصل میکند. وقتی انولا درباره نام و هویت خودش تردید میکند، یا وقتی توکسبری با گذشته خانوادهاش روبهرو میشود، فیلم جان بیشتری میگیرد.
نقاط ضعف فیلم انولا هولمز ۳
ضعف اصلی فیلم، ساده بودن معمای جنایی است. وقتی نام هولمز روی فیلم باشد، مخاطب انتظار سرنخهای پیچیدهتر، پیچشهای بهتر و پروندهای درگیرکنندهتر دارد. اما انولا هولمز ۳ از این نظر چندان غافلگیرکننده نیست.
کمرنگ شدن حضور شرلوک هم یکی دیگر از ضعفهای فیلم است. رابطه او و انولا ظرفیت زیادی داشت، اما فیلم کمتر از آن استفاده میکند. از طرف دیگر، جدیتر شدن فضای داستان باعث شده بخشی از شوخی، ریتم و بازیگوشی دو قسمت قبلی کم شود.
فیلم ایدههای خوبی دارد، اما همیشه نمیتواند آنها را به شکلی کاملاً روان در دل داستان جا بدهد. گاهی پیامهای تاریخی و اجتماعی از خود معما جلو میزنند و همین باعث میشود ریتم فیلم کمی نوسان داشته باشد.
آیا انولا هولمز ۳ ارزش دیدن دارد؟
اگر از دو قسمت قبلی انولا هولمز خوشتان آمده، احتمالاً این قسمت هم برایتان سرگرمکننده خواهد بود. فیلم هنوز شخصیت دوستداشتنی انولا، فضای معمایی، رابطه خوب او با توکسبری و چند ایده تحلیلی قابل توجه دارد.
اما اگر از طرفداران جدی داستانهای جنایی هستید و دنبال معمایی پیچیده شبیه پروندههای کلاسیک شرلوک هولمز میگردید، انولا هولمز ۳ احتمالاً کاملاً راضیتان نخواهد کرد. این فیلم بیشتر یک ماجراجویی شخصیتمحور است تا یک معمای جنایی سنگین.
به نظرم انولا هولمز ۳ بیشتر برای کسانی جواب میدهد که با شخصیت انولا همراه شدهاند، نه کسانی که فقط به دنبال یک پرونده جنایی پیچیده هستند. اگر برایتان خود انولا، رشد او و رابطهاش با جهان اطراف مهم است، فیلم نکات جذابی برایتان دارد. اما اگر معیار اصلیتان پیچیدگی معماست، احتمالاً فیلم کم میآورد.
جمعبندی نقد فیلم انولا هولمز ۳
انولا هولمز ۳ دنبالهای قابل قبول اما نه کاملاً موفق است. فیلم در بخش شخصیتپردازی انولا، بازی میلی بابی براون، مضمون استعمار و بحث هویت عملکرد خوبی دارد، اما در بخش معمایی، اکشن و استفاده از شرلوک میتوانست قویتر باشد.
این قسمت نشان میدهد انولا هنوز ظرفیت ادامه دادن دارد، اما اگر قرار است فرنچایز در آینده جذاب بماند، باید معماهای جدیتر و پیچیدهتری بسازد. چون در نهایت، وقتی نام هولمز روی یک فیلم است، مخاطب فقط انتظار پیام اجتماعی ندارد؛ او میخواهد با یک پرونده واقعاً درگیرکننده هم روبهرو شود.
انولا هولمز ۳ نه شکست کامل است و نه بهترین قسمت مجموعه. فیلمی است با چند ایده خوب، اجرای نسبتاً قابل قبول و ضعفهایی که نمیشود نادیده گرفت. من از بخشهایی از فیلم، مخصوصاً بحران هویت انولا و مضمون گناه خانوادگی، لذت بردم؛ اما هنوز فکر میکنم فیلم در بخش معمایی میتوانست بسیار قویتر باشد.
امتیاز وایدشات به فیلم انولا هولمز ۳: ۶.۵ از ۱۰
سوالات متداول درباره فیلم انولا هولمز ۳
فیلم انولا هولمز ۳ درباره چیست؟
انولا هولمز ۳ درباره ناپدید شدن شرلوک هولمز در مالت است. انولا در آستانه ازدواج با توکسبری قرار دارد، اما این پرونده او را وارد ماجرایی میکند که به استعمار بریتانیا، جنگ افغانستان و طلاهای دزدیدهشده وصل میشود.
آیا انولا هولمز ۳ ادامه مستقیم قسمتهای قبلی است؟
بله. فیلم ادامه داستان دو قسمت قبلی است و رابطه انولا، شرلوک، توکسبری و موریارتی را دنبال میکند.
آیا برای دیدن انولا هولمز ۳ باید دو قسمت قبلی را دیده باشیم؟
بهتر است دو قسمت قبلی را دیده باشید، چون شناخت رابطه شخصیتها کمک میکند داستان را بهتر دنبال کنید. با این حال، خود فیلم هم تا حدی اطلاعات لازم را به مخاطب میدهد.
نقطه قوت اصلی انولا هولمز ۳ چیست؟
بازی میلی بابی براون، بحران هویت انولا، حضور موریارتی و پرداختن به مضمون استعمار بریتانیا از نقاط قوت اصلی فیلم هستند.
نقطه ضعف اصلی انولا هولمز ۳ چیست؟
ساده بودن معمای جنایی، کمرنگ شدن حضور شرلوک و کاهش انرژی نسبت به دو قسمت قبلی، مهمترین ضعفهای فیلم هستند.
آیا انولا هولمز ۳ ارزش تماشا دارد؟
برای طرفداران دو قسمت قبلی بله. اما اگر دنبال یک معمای جنایی پیچیده و کاملاً جدی هستید، احتمالاً فیلم انتظارتان را کامل برآورده نمیکند.
«بیشتر بخون، بیشتر لذت ببر!»
تقویم اکران فیلمهای ۲۰۲۶؛ لیست کامل فیلمهای جدید تابستان ۱۴۰۵ + تاریخ انتشار
اسماعیل بهمئی
سلام، من اسماعیل بهمئی هستم. سینما برای من فقط یک سرگرمی نیست؛ بلکه راهی برای کشف داستانها و نگاههای متفاوت به جهان هستند. سالهاست که آثار مختلف را دنبال میکنم و در این وبلاگ تلاش میکنم تجربه و دیدگاه خودم را در قالب نقد، تحلیل و معرفی با دیگر علاقهمندان به اشتراک بگذارم.




WIDESHOT CONVERSATION
گفت و گو درباره این مقاله
دیدگاه های دقیق و محترمانه، گفت و گو را ارزشمندتر می کنند.با حساب کاربری خود وارد شوید تا نظرتان را برای تحریریه و دیگر خوانندگان بنویسید.
هنوز نظری منتشر نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله گفت و گو را آغاز می کند.