مجموعه X-Men از زمان آغاز انتشار تا رسیدن به جایگاه امروزی، مسیری طولانی و پر فراز و نشیب را پشت سر گذاشته است. استن لی و جک کربی این تیم را در دهه ۱۹۶۰ خلق کردند؛ دوره ای که مفهوم جهش یافته ها با موضوع تبعیض و کشمکش های اجتماعی پیوند می خورد. با این حال، مردان ایکس در سال های ابتدایی از محبوب ترین مجموعه های مارول نبودند و حتی پس از پایان همکاری لی و کربی، فروش آن ها به اندازه ای نبود که انتشار داستان های تازه را تضمین کند. مجموعه در نهایت برای مدتی به انتشار دوباره داستان های قدیمی روی آورد.
با وجود این عملکرد تجاری، شماره های ابتدایی X-Men ایده های مهمی را وارد جهان مارول کردند. مگنیتو، ونیشِر و بلاب از جمله دشمنانی بودند که در همین دوره معرفی شدند؛ اما X-Men #4 اهمیت ویژه ای دارد، چون گروه برادری جهش یافته های شرور را به خوانندگان شناساند. این گروه به رهبری مگنیتو شکل گرفت و چهار شخصیت تازه، یعنی تاد، مسترمایند، کوئیک سیلور و اسکارلت ویچ، ترکیب آن را کامل کردند.
اولین رویارویی با گروه برادری جهش یافته های شرور
در این داستان، مگنیتو بار دیگر به عنوان تهدید اصلی مردان ایکس بازمی گردد و گروهی از جهش یافته ها را برای اجرای نقشه هایش گرد هم می آورد. اعضای گروه یک کشتی باری را می دزدند و به کشور خیالی سن مارکو حمله می کنند؛ اقدامی که مردان ایکس را به دخالت وادار می کند.
هر عضو گروه از همان ابتدا نقش مشخصی داشت. تاد به عنوان دست راست مگنیتو و شخصیتی که خود نیز زیر فشار قرار می گرفت معرفی شد. مسترمایند توانایی کنترل ذهن داشت و در روایت اولیه، چهره ای آزاردهنده و فرصت طلب بود. کوئیک سیلور جوانی تندخو بود و اسکارلت ویچ در قالب زنی جوان و کم تجربه به تصویر کشیده شد که برادرش از او محافظت می کرد.
این تقابل، نمونه ای ساده از الگوی رایج داستان های ابرقهرمانی بود: نسخه ای شرور و وارونه از تیم اصلی در برابر قهرمانان قرار می گرفت. با این حال، گروه برادری به تدریج از یک دشمن تکرارشونده فراتر رفت و به یکی از پایه های مهم تاریخ مردان ایکس و مارول تبدیل شد.
آغاز رابطه پیچیده مگنیتو، واندا و پیترو
در زمان انتشار این شماره، مگنیتو هنوز به عنوان پدر کوئیک سیلور و اسکارلت ویچ شناخته نمی شد. این نسبت خانوادگی سال ها بعد به داستان ها اضافه شد و بعدها تغییرات دیگری نیز درباره پیوندهای زیستی این شخصیت ها شکل گرفت. با این حال، از نگاه تحلیلی منبع، پویایی خانوادگی آن ها از همان ابتدا در رفتار و جایگاه اعضای گروه دیده می شد.
مگنیتو مانند رهبر سختگیر و پدرسالاری ظاهر می شد که از اطرافیانش برای رسیدن به هدف خود استفاده می کند. اسکارلت ویچ در موقعیت فردی آسیب پذیر و مورد حمایت قرار داشت و کوئیک سیلور، با وجود روحیه عصبی و مستقلش، اغلب نقش محافظ و نیروی اجرایی گروه را بر عهده می گرفت. این الگوها در سال های بعد بارها تغییر کردند، اما نویسندگان مختلف همچنان از همان پایه های اولیه برای پرداخت رابطه این سه شخصیت استفاده کردند.
نویسنده منبع همچنین نسبت به برخی برداشت های داستانی از اسکارلت ویچ در دهه های بعد دیدگاه انتقادی دارد و معتقد است شخصیت او بارها در جایگاه قربانی یا فردی قرار گرفته که دیگران از او دفاع می کنند. این بخش، دیدگاه شخصی نویسنده ComicBook.com است و نه یک واقعیت قطعی درباره ارزش یا جایگاه این شخصیت.
گروهی که شکل های مختلفی پیدا کرد
گروه برادری جهش یافته های شرور در سال های ابتدایی مردان ایکس، دشمنی مناسب برای این تیم بود. بلاب بعدها به آن ها پیوست و در دوره های بعد، مگنیتو از مرکز گروه کنار رفت. میستیک و دستینی نیز در مقطعی رهبری آن را در دست گرفتند و گروه با تغییر نام و جایگاه، به نیروی جهش یافته ای تبدیل شد که برای دولت ایالات متحده فعالیت می کرد؛ این نسخه با نام Freedom Force شناخته می شد.
گروه برادری در دهه ۱۹۸۰ همچنان دشمن مهمی برای مردان ایکس بود، اما در دهه ۱۹۹۰ از میزان حضور و اهمیت آن کاسته شد. در مقابل، کوئیک سیلور و اسکارلت ویچ به سمت انتقام جویان رفتند و به شخصیت هایی شناخته شده در سطح مارول تبدیل شدند. اسکارلت ویچ نیز در داستان های بزرگ این شرکت، به ویژه در دوره های جدیدتر، نقش پررنگ تری پیدا کرد.
اهمیت تاریخی X-Men #4
اهمیت این شماره فقط به معرفی چند شخصیت محدود نمی شود. تاد و مسترمایند بعدها در داستان های مختلف مردان ایکس نقش داشتند و گروه برادری به الگویی برای روایت تقابل جهش یافته ها با خود مردان ایکس تبدیل شد. مهم تر از همه، این شماره بذر داستانی را کاشت که در طول دهه ها به روایت خانواده مگنیتو، اسکارلت ویچ و کوئیک سیلور گسترش یافت.
این اتفاق در شرایطی رخ داد که سازندگان و خوانندگان آن زمان هنوز نمی دانستند این شخصیت ها قرار است چه جایگاهی پیدا کنند. همین موضوع یکی از جذابیت های کمیک های عصر نقره ای است: داستانی که در ابتدا ممکن است یک ماجراجویی معمولی به نظر برسد، بعدها به نقطه شروع ایده هایی تبدیل می شود که بر بخش بزرگی از جهان داستانی اثر می گذارند.
از این زاویه، X-Men #4 نمونه ای روشن از تاثیر ماندگار همکاری لی و کربی است. این شماره با معرفی یک تیم شرور و چند شخصیت تازه، مسیرهای داستانی متعددی برای مارول باز کرد؛ مسیرهایی که بعدها با تغییر وفاداری ها، دگرگونی اخلاقی شخصیت ها و جابه جایی آن ها میان مجموعه های مختلف، گسترش پیدا کردند. دنیای مارول بدون گروه برادری جهش یافته های شرور و خانواده پیچیده ای که این شماره زمینه اش را فراهم کرد، شکل امروزی خود را نداشت.
منبع: ComicBook.com



WIDESHOT CONVERSATION
گفت و گو درباره این مقاله
دیدگاه های دقیق و محترمانه، گفت و گو را ارزشمندتر می کنند.با حساب کاربری خود وارد شوید تا نظرتان را برای تحریریه و دیگر خوانندگان بنویسید.
هنوز نظری منتشر نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله گفت و گو را آغاز می کند.