مجموعه فیلمهای مردان ایکس (X-Men) در دو دهه اخیر فراز و نشیبهای زیادی داشتهاند. از Days of Future Past گرفته تا تلاشهای ناموفق برای اقتباس از Dark Phoenix، استودیوها همیشه سعی کردهاند ایدههای بزرگ کمیکها را به پرده نقرهای بیاورند. اما بیایید صادق باشیم؛ سینما همیشه پتانسیل واقعی این کمیکها را درک نکرده است. بسیاری از قوسهای داستانی (Storylines) که شخصیتپردازیهای عمیق و روایتهای پیچیده داشتند، در میان هیاهوی فیلمهای بلاکباستری گم شدند.
به نقل از کامیک بوک در این مطلب، ۵ داستان افسانهای از دنیای کمیکهای X-Men را بررسی میکنیم که سینما تا امروز جرئت (یا فرصت) ساخت آنها را نداشته است.
۵. داستان مردان ایکس «E برای انقراض» (E is for Extinction)

وقتی «گرانت موریسون» و «فرانک کوایتلی» سکان هدایت مردان ایکس را در دست گرفتند، دنیا تغییر کرد. این داستان نه تنها شرور جدیدی به نام «کاساندرا نوا» را معرفی کرد که به شکلی وحشیانه انتقامش را از پروفسور ایکس میگرفت، بلکه تغییرات ظاهری و هویتی بزرگی (مثل تبدیل پوست اما فراست به الماس) ایجاد کرد.
- چرا سینما نادیدهاش گرفت؟ این داستان نیاز به تیمی دارد که در اوج قدرت باشد تا در نهایت شاهد سقوطش باشیم؛ چیزی که فیلمها هرگز اجازه وقوعش را ندادند. حضور کوتاه کاساندرا در Deadpool & Wolverine هم حق مطلب را درباره جایگاه اصلی او در کمیکها ادا نکرد.
۴. داستان مردان ایکس «از خاکستر» (From the Ashes)

این مجموعه از شمارههای Uncanny X-Men، نقطه اوج نویسندگی «کریس کلرمونت» است. از معرفی «لاکهید» (اژدهای فضایی کیتی پراید) تا پیوستن روگ (Rogue) به مردان ایکس و ازدواج ولورین با ماریکو یاشیدا.
- چرا سینما نادیدهاش گرفت؟ فیلمهای مردان ایکس همیشه با «روگ» مشکل داشتند و هرگز نتوانستند مسیر تحول او را درست روایت کنند. همچنین معرفی شخصیت «مدلین پرایور» (کلون جین گری) آنقدر پیچیده بود که سینما ترجیح داد به جای آن، مدام داستان «فینیکس» را تکرار کند.
۳. حماسه «اینفرنو» (Inferno)

تصور کنید شیاطین به زمین حمله کنند! اینفرنو یکی از دیوانهوارترین داستانهای تاریخ مارول است که در آن «مستر سینیستر» (Mister Sinister) پرده از نقشههای سالیانهاش برمیدارد.
- چرا سینما نادیدهاش گرفت؟ اول از همه، نبودِ «مدلین پرایور» در فیلمها، ساخت این داستان را غیرممکن کرد. دوم، «مستر سینیستر» یکی از بزرگترین شرورهایی است که جای خالیاش در سینما به شدت احساس میشود. این داستان به قدری وسیع است که فقط یک کمیک میتواند از پسِ آن بربیاید.
۲. «زندگی و مرگ» (Lifedeath)

این یک داستان آرام، مدیتیشنگونه و عمیق درباره «استورم» (Storm) است که قدرتهایش را از دست داده و «فورج» (Forge) که با او رابطه عاشقانه برقرار میکند.
- چرا سینما نادیدهاش گرفت؟ پاسخ ساده است: فیلمهای مردان ایکس «بلاکباستر» هستند. در سینما جایی برای یک داستان آرام و دو نفره که نیاز به تأمل دارد وجود ندارد؛ همه چیز باید در حد انفجار جهان باشد. به همین دلیل است که کمیکها همیشه خانه بهتری برای داستانهای شخصیتی هستند.
۱. «عصر آپوکالیپس» (Age of Apocalypse)

شاید مشهورترین دنیای موازی تاریخ کمیک. سوال اصلی این است: «اگر چارلز اگزاویر قبل از تشکیل مردان ایکس کشته میشد، چه اتفاقی میافتاد؟» این داستان چنان عظیم بود که تمام عناوین کمیکهای مردان ایکس برای یک سال با آن جایگزین شدند.
- چرا سینما نادیدهاش گرفت؟ مقیاس این داستان برای یک فیلم سینمایی بیش از حد بزرگ است. طراحیهای جدید شخصیتها (مثل ولورینِ یکدست) و تغییرات ساختاری دنیا، چیزی نیست که در یک زمانِ ۲ ساعته جا شود. هرچند دلمان میخواست سینما حداقل یک بار برای ساختن آن تلاش کند.




WIDESHOT CONVERSATION
گفت و گو درباره این مقاله
دیدگاه های دقیق و محترمانه، گفت و گو را ارزشمندتر می کنند.با حساب کاربری خود وارد شوید تا نظرتان را برای تحریریه و دیگر خوانندگان بنویسید.
هنوز نظری منتشر نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله گفت و گو را آغاز می کند.