وقتی نخستین فیلم «جان ویک» در سال ۲۰۱۴ اکران شد، کمتر کسی انتظار داشت یک تریلر اکشن با بازی کیانو ریوز به یکی از مهم ترین پدیده های ژانر در دهه اخیر تبدیل شود. حتی پیش از اکران، برخی گزارش ها فیلم را اثری کم شانس می دانستند که ممکن است به جای احیای کارنامه ریوز، به افت بیشتر آن منجر شود. اما فیلم بسیار بهتر از پیش بینی ها عمل کرد و به تدریج یک مجموعه بزرگ، چند محصول فرعی و حتی زبانی تصویری تازه برای سینمای اکشن به وجود آورد.
دلیل موفقیت جان ویک را نمی توان فقط در محبوبیت ریوز یا تعداد دشمنانی که شخصیت اصلی از پا درمی آورد خلاصه کرد. این مجموعه ترکیبی حساب شده از اکشن، طنز، طراحی صحنه، موسیقی، قاب بندی و جهانی رازآلود است؛ ترکیبی که هم برای مخاطب عام جذابیت دارد و هم به تماشاگر جدی تر چیزی برای دنبال کردن می دهد.
احترام به تماشاگر؛ توضیح کیانو ریوز درباره موفقیت جان ویک
کیانو ریوز در گفت و گویی با کولایدر در اسفند ۱۳۹۷ درباره دلیل موفقیت مجموعه توضیح داد که «جان ویک» از ترکیب چند عنصر متفاوت شکل می گیرد. او به شیوه اجرای اکشن، جهانی که فیلم ساخته، حرکت دوربین، قاب بندی و طراحی صحنه اشاره کرد و گفت مجموعه از نظر بصری تماشایی است و تماشای آن به سادگی لذت بخش می شود.

ریوز همچنین تاکید داشت که فیلم ها مخاطب را دست کم نمی گیرند. از نگاه او، «جان ویک» هم سرگرم کننده است و هم هوشمند؛ در آن شوخی، کمدی و اکشن در کنار هم قرار می گیرند و مجموعه لحنی دارد که به آسانی با آثار دیگر اشتباه گرفته نمی شود. این نگاه مهم است، چون فیلم های اکشن معمولا میان دو قطب گرفتار می شوند: یا بیش از اندازه جدی و واقع گرا هستند، یا آن قدر به کلیشه های خودشان آگاهند که به هجوی ناخواسته نزدیک می شوند.
ریوز البته سهم خودش را در این ترکیب نادیده می گیرد. اجرای او شاید برون گرا و پر از تغییرات نمایشی نباشد، اما همین کنترل و سکوت برای شخصیتی مثل جان ویک کارکرد دارد. او بیشتر از آن که بخواهد قهرمان را توضیح دهد، اجازه می دهد جهان فیلم و واکنش دیگران این کار را انجام دهند. تعهد ریوز به تمرین و اجرای بخش مهمی از بدل کاری ها نیز باعث شد طراحی اکشن بتواند توانایی های واقعی بازیگر را در مرکز توجه قرار دهد.
جان ویک؛ قهرمانی که دیگران درباره اش حرف می زنند
یکی از ترفندهای روایی مهم مجموعه این است که جان ویک معمولا خودش درباره مهارت هایش سخنرانی نمی کند. این دیگران هستند که پیشینه و شهرت او را برای تماشاگر تعریف می کنند. در نخستین فیلم، رئیس جنایتکاران روس درباره ویک با لحنی افسانه ای حرف می زند و او را مردی معرفی می کند که برای کشتن کابوس فرستاده می شود. داستان معروف کشتن سه نفر با یک مداد نیز بخشی از همین اسطوره سازی است.

این روش پیش از «جان ویک» هم در سینمای اکشن سابقه داشت. در «اولین خون» محصول ۱۹۸۲، توانایی های رمبو تا حد زیادی از زبان شخصیت های دیگر معرفی می شود. آن ها درباره آموزش نظامی، تحمل درد و مهارت های خارق العاده او حرف می زنند و به این ترتیب، رمبو پیش از آن که تمام توانایی هایش را در عمل نشان دهد، به چهره ای تقریبا اسطوره ای تبدیل می شود.
«جان ویک» همین ایده را با زبانی مدرن تر به کار می گیرد. قهرمان لازم نیست در هر صحنه ثابت کند بهترین آدم اتاق است؛ کافی است دیگران از شنیدن نامش بترسند. این فاصله میان سکوت و شهرت، به شخصیت حالتی بزرگ تر از زندگی روزمره می دهد و باعث می شود هر ورود او به موقعیتی تازه با انتظار همراه باشد.
بازگشت به اکشن پر زرق و برق
در سال های پیش از «جان ویک»، سینمای جریان اصلی اکشن بیشتر به سمت بازسازی های زمینی، خشن و تیره رفته بود. مجموعه هایی مانند جیمز باند و بتمن نیز در نسخه های تازه خود تلاش می کردند قهرمان هایشان را واقع گرایانه تر و آسیب پذیرتر نشان دهند. این رویکرد لزوما ضعف نبود، اما بخشی از شکوه اغراق آمیز قهرمان های اکشن دهه ۱۹۸۰ را از سینما گرفته بود.

«جان ویک» در چنین شرایطی به گذشته نگاه کرد، اما صرفا آن را تکرار نکرد. فیلم از ایده هایی مانند قاتل شکست ناپذیر، سازمان های مخفی و توصیف های اغراق آمیز استفاده کرد، ولی این عناصر را با تصویربرداری معاصر و طراحی مبارزه ای منسجم درآمیخت. نتیجه، فیلمی بود که کلیشه های قدیمی را دوباره جدی و جذاب نشان می داد؛ بدون آن که کاملا به لحن آثار اکشن قدیمی بازگردد.
نقش چاد استاهلسکی و دیوید لیچ در این تغییر بسیار مهم بود. سبک مبارزه موسوم به «گان فو» فقط مجموعه ای از شلیک ها و حرکات نمایشی نیست؛ دوربین اغلب به اندازه ای عقب می ماند که تماشاگر بتواند حرکت بدن بازیگر و پیوستگی درگیری را دنبال کند. این ویژگی، «جان ویک» را از بسیاری از فیلم های اکشنی جدا کرد که در آن ها تدوین سریع جای طراحی دقیق مبارزه را می گیرد.
موفقیت جان ویک؛ فراتر از فروش
نخستین «جان ویک» در گیشه جهانی حدود ۸۶ میلیون دلار فروخت و در افتتاحیه داخلی نیز بهتر از پیش بینی ها ظاهر شد. دنباله ها مسیر رشد مجموعه را ادامه دادند: «جان ویک: بخش ۲» در سال ۲۰۱۷ بیش از دو برابر فیلم اول فروش کرد و «جان ویک: بخش ۳ ـ پارابلوم» در سال ۲۰۱۹ به فروش جهانی ۳۲۸ میلیون دلار رسید.
اهمیت این اعداد فقط در افزایش فروش نیست. موفقیت فیلم باعث شد سبک اکشن آن به الگویی برای آثار دیگری مانند «بلوند اتمی» و «هیچ کس» تبدیل شود؛ آثاری که در برخی موارد با اعضای گروه سازنده یا بازیگران مرتبط با دنیای «جان ویک» ساخته شدند. شخصیت جان ویک همچنین به بازی های ویدیویی، کتاب های مصور و فرهنگ عامه راه پیدا کرد و از محدوده فیلم های خودش فراتر رفت.
در نهایت، توضیح کیانو ریوز درباره احترام به مخاطب، بخشی از پاسخ را روشن می کند. «جان ویک» تماشاگر را با اکشن پرانرژی سرگرم می کند، اما هم زمان برای انسجام بصری، طراحی جهان و هوش مخاطب ارزش قائل است. بخش دیگر پاسخ به بازگشت جسورانه فیلم به قهرمان سازی افسانه ای و اکشنی مربوط می شود که مدتی از سینمای جریان اصلی کنار گذاشته شده بود. این دو عامل در کنار هم، از جان ویک چیزی بیشتر از یک قاتل شکست ناپذیر ساختند: نمادی تازه برای سینمای اکشن معاصر.
منبع اصلی: این مطلب با ترجمه و بازنویسی مستقل تحریریه وایدشات بر اساس مقاله slashfilm.com تهیه شده است.




WIDESHOT CONVERSATION
گفت و گو درباره این مقاله
دیدگاه های دقیق و محترمانه، گفت و گو را ارزشمندتر می کنند.با حساب کاربری خود وارد شوید تا نظرتان را برای تحریریه و دیگر خوانندگان بنویسید.
هنوز نظری منتشر نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله گفت و گو را آغاز می کند.