۵. لگولاس بیش از حد سرد و دور از دسترس است
یکی از انتقادهایی که سالها به بازی اورلاندو بلوم در نقش لگولاس در ارباب حلقه ها وارد شده، این است که اجرای او زیادی خشک و بیحس به نظر میرسد. البته اگر بخواهیم منصف باشیم، همه تقصیر را نمیشود گردن بلوم انداخت، چون خود لگولاس در سهگانه ارباب حلقهها هم عملاً شخصیتی چندان پویا و چندلایه نیست. فیلمهای پیتر جکسون، الفی را که در دنیای تالکین رگههایی سبکبالتر و سرزندهتر داشت، به چهرهای بسیار ساکت، جدی و کمحرف تبدیل کردند؛ تغییری که آنقدر افراطی شد که لگولاس در کل سه فیلم فقط یک بار با فرودو حرف میزند.

همین فاصله عاطفی باعث شده لگولاس در نبرد با شر مطلق، یعنی سائورون، شور و انگیزهای را که باید داشته باشد نشان ندهد. این در حالی است که سائورون پیش از آغاز جنگ نهایی، آسیب زیادی به الفها و فرهنگ آنها زده بود و منطقی بود لگولاس یکی از پرشورترین اعضای یاران حلقه برای تسویه این حساب قدیمی باشد. در مقابل، فیلم یاران حلقه به گیملی این فرصت را میدهد که در معادن موریا، درد و رنج قوم دورف را خیلی واضح حس و منتقل کند. همان چند لحظه کافی بود تا انگیزه و تعصب گیملی برای ادامه مسیر کاملاً شکل بگیرد؛ چیزی که درباره لگولاس هرگز با این وضوح نمیبینیم.
۴. گذشته و ریشههای لگولاس در ارباب حلقه ها بیش از حد مبهم است
تقریباً تمام اعضای یاران حلقه از خانوادهها یا تبارهای مهم سرزمین میانه میآیند و لگولاس هم از این قاعده مستثنا نیست. با این حال، سهگانه ارباب حلقهها هیچوقت خیلی روی این نکته مکث نمیکند که لگولاس تنها پسر شاه تراندویل، حاکم الفهای قلمرو جنگلی، است. جالبتر اینکه پدر او تا سالها بعد و در سهگانه هابیت وارد این جهان سینمایی نشد؛ جایی که لی پیس نقش تراندویل را بازی کرد.

حتی خود تالکین هم اطلاعات خیلی دقیقی درباره گذشته لگولاس به ما نداده است. هویت مادر او و تاریخ دقیق تولدش هرگز به شکل روشن مشخص نشده و همین باعث شده پیشینه یکی از مهمترین شخصیتهای داستان، تا حد عجیبی مبهم باقی بماند. در سوی دیگر، گیملی پیشینهای بهمراتب روشنتر و ریشهدارتر دارد؛ او فرزند گلوین و برادرزاده اوین است، یعنی مستقیماً به دو تن از دورفهای شجاع هابیت متصل میشود. همین، برای گیملی یک تبار قهرمانانه ملموستر میسازد.
۳. رابطه لگولاس در ارباب حلقه ها با پدرش چندان تعریفی ندارد
سهگانه هابیت تصویر نسبتاً روشنی از رابطه لگولاس و تراندویل ارائه میدهد و این تصویر اصلاً گرم و صمیمی نیست. تراندویل شخصیتی متکبر، اشرافی و آغشته به پیشداوری است و همین ویژگیها سنگینی زیادی روی زندگی لگولاس میاندازد. او حتی احساس لگولاس نسبت به تائوریل را هم زیر فشار میگذارد، چون تائوریل از نظر جایگاه اجتماعی، الفی «پستزاد» محسوب میشود. نتیجه این فشارها هم این است که آن رابطه هیچوقت فرصت شکلگیری واقعی پیدا نمیکند.
از این زاویه، وقتی لگولاس در یاران حلقه وارد داستان میشود، تا حدی شبیه نماینده و مطیع پدرش به نظر میرسد؛ کسی که برای توضیح فرار گالوم از زندانهای تراندویل به ریوندل فرستاده شده است. پیوستن او به یاران حلقه، یکی از معدود لحظاتی است که میتوان نشانهای از استقلال رأی و ایستادن روی پای خودش را در او دید.

در مقابل، گیملی رابطه بسیار بهتری با پدرش گلوین دارد و با افتخار از تبار، فرهنگ و هویت دورفی خودش حرف میزند. اگر زندگی خانوادگی را هم بخشی از شخصیتپردازی بدانیم، مقایسه این دو اصلاً به نفع لگولاس نیست.
۲. صحنههای اکشن لگولاس گاهی کاملاً اغراقآمیز میشوند
در این مورد واقعاً بحث خیلی پیچیدهای وجود ندارد، چون سالهاست ویدیوهای زیادی فقط برای جمعکردن صحنههای عجیب و گاه خندهدار نبردهای لگولاس ساخته میشود. او در بسیاری از این سکانسها بیشتر شبیه یک ابرقهرمان است تا یک جنگجوی الف در جهان فانتزی سرزمین میانه. فیلمها هم مدام این وجه را برجستهتر میکنند؛ از رقابت تعداد کشتار او و گیملی گرفته تا لحظههایی مثل سر خوردن روی پلهها با بدن دشمن و تیراندازی همزمان.
مشکل اینجاست که این نمایشها، هرچند در نگاه اول تماشاییاند، به مرور کمی از فضای زمینیتر و ملموستر نبردها فاصله میگیرند. در مقابل، گیملی با آن جثه کوتاه اما روحیه جنگجویانه، خودش را با تبر به قلب میدان میاندازد و شجاعتی از جنس فیزیکی، خشن و قابللمس نشان میدهد. در یک فانتزی قرونوسطایی، برای خیلی از مخاطبها چنین جنگجویی از یک مبارز بیش از حد آکروباتیک جذابتر است.
۱. لگولاس تا حد زیادی به یک چهره چشمنواز تقلیل پیدا میکند
اگر بخواهیم بیپرده حرف بزنیم، لگولاس یکی از نمونههای کامل جذابیت بصری در سینمای جریان اصلی اوایل دهه ۲۰۰۰ است. او از نظر ظاهری بهشدت آیکونیک است، اما در عمل آنقدر که باید به یاران حلقه شخصیت، لایه دراماتیک یا هویت مستقل اضافه نمیکند. صحنههای اکشنش گاهی همزمان هم جذاباند و هم ناخواسته خندهدار، و با وجود اینکه در تعداد زیادی از فیلمهای پیتر جکسون حضور دارد، همچنان شناخت ما از گذشته و جهان درونیاش محدود میماند.

در عمل، انتخاب اورلاندو بلوم یک هدف روشن را هم بهخوبی محقق کرد: ساختن شخصیتی که مخاطب بهسادگی مجذوب ظاهرش شود. البته خیلی از فرنچایزها در گروه بازیگرانشان چنین چهرهای دارند و این اتفاق تازهای نیست. اما وقتی لگولاس را کنار گیملی میگذاریم، تفاوت پررنگتر میشود: گیملی واقعاً شخصیت دارد، بافت احساسی و فرهنگی مشخص دارد و حضورش کمک میکند جذابیت سطحیتر لگولاس با یک کاراکتر زمینیتر و ملموستر متعادل شود.
جمعبندی:
لگولاس بدون شک یکی از محبوبترین چهرههای سینمای فانتزی مدرن است و نقش مهمی در شهرت جهانی اورلاندو بلوم داشته، اما بازبینی امروزِ سهگانه ارباب حلقهها نشان میدهد محبوبیت همیشه به معنای شخصیتپردازی بهتر نیست. از گذشته مبهم و رابطه پیچیده با پدر گرفته تا سردی شخصیتی و اکشنهای اغراقآمیز، نکات زیادی وجود دارند که باعث میشوند گیملی در مقام یک کاراکتر، پختهتر، انسانیتر و بهیادماندنیتر به نظر برسد.
سجاد عبادت دوست
تو دنیای فیلم و سریال، دنبال آثار خفن میگردم و سعی میکنم تجربهی دیدنشونو توی واید شات برای شما جذاب تر کنم.




WIDESHOT CONVERSATION
گفت و گو درباره این مقاله
دیدگاه های دقیق و محترمانه، گفت و گو را ارزشمندتر می کنند.با حساب کاربری خود وارد شوید تا نظرتان را برای تحریریه و دیگر خوانندگان بنویسید.
هنوز نظری منتشر نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله گفت و گو را آغاز می کند.