هشدار: این مطلب پایان قسمت تازه خاندان اژدها را فاش می کند.
هواداران خاندان اژدها، مانند طرفداران بازی تاج و تخت، معمولا میان شخصیت ها و جناح های محبوب خود تقسیم می شوند. رقابت میان سبزها و سیاه ها باعث شده هر گروه از تماشاگران با بخشی از داستان و شخصیت های آن همراه شود. با این حال، در میان چهره های اصلی سریال شخصیتی وجود دارد که برخلاف بسیاری از رقبای سیاسی و نظامی، تقریبا هیچ پایگاه هواداری پرشماری ندارد: سر کریستون کول.
قسمت تازه بالاخره مرگ کریستون کول را به تصویر کشید؛ اتفاقی که برای بسیاری از بینندگان نه یک لحظه تلخ، بلکه دلیلی برای ابراز خوشحالی بود.
کریستون کول به پایانی رسید که انتظارش را داشت
زمینه این مرگ در قسمت قبلی آماده شده بود. کریستون کول متوجه شده بود استادانی که به آنها خدمت می کند، دیگر نیروی کمکی برایش نمی فرستند. با وجود این، او همچنان با اعتماد به نفس درباره آینده خود صحبت کرد و گفت مرگش باید در نبردی بزرگ رقم بخورد؛ نبردی که بعدها آوازه اش در سراسر قلمرو بپیچد.
کول حتی خود را بزرگ ترین جنگجوی قلمرو می دانست. آغاز قسمت جدید نیز برای لحظاتی این تصور را تقویت می کرد که شاید او واقعا به همان میدان نبرد افسانه ای که در ذهنش ساخته بود، دست پیدا کند. نیروهای استارک در دشتی باز او را محاصره کرده بودند، اما سرنوشت او نه در یک دوئل باشکوه، بلکه با تیرهای آلیسین بلک وود رقم خورد.
تیرها به سینه و صورت کول اصابت کردند و او را کشتند. این پایان با تصویری که خود کول از مرگ قهرمانانه اش داشت تفاوت زیادی داشت و همین تضاد، واکنش هواداران را پررنگ تر کرد.
چرا طرفداران از مرگ کریستون کول خوشحال شدند؟
مرگ کریستون کول برای خوانندگان کتاب آتش و خون لزوما غافلگیرکننده نیست، اما تماشای اجرای آن در سریال همچنان تاثیر خود را دارد. کول در طول داستان به دلیل خودحق پنداری، رفتار ریاکارانه و نگاه تحقیرآمیزش به زنان، به شخصیتی تبدیل شد که تماشاگران بیشتر از آن که دوستش داشته باشند، از او متنفر بودند.
از نگاه بسیاری از طرفداران، او نمونه ای از مردانی است که خود را قربانی بی عدالتی می دانند، اما همزمان برای دیگران معیارهای متفاوتی تعیین می کنند. این ویژگی ها در کنار نقش او در جنگ داخلی خاندان تارگرین، نفرت مخاطبان را نسبت به او افزایش داد.
به همین دلیل، کاربران شبکه های اجتماعی بلافاصله پس از پخش قسمت، واکنش هایی سرشار از رضایت منتشر کردند. یکی از طرفداران نوشت که از مرگ کول «نمی تواند دست از لبخند زدن بردارد». کاربر دیگری نیز به طنز اشاره کرد که کول پس از جنگیدن برای انکار حق سلطنت یک زن، با سه تیر به دست یک زن کشته شد.
مقایسه مرگ کریستون کول با مرگ جافری در بازی تاج و تخت
در جهان بازی تاج و تخت و خاندان اژدها، مرگ شخصیت های مهم معمولا با شوک، اندوه یا خشم همراه بوده است. اما مرگ کول از این نظر متفاوت به نظر می رسد؛ زیرا بخش قابل توجهی از واکنش های آنلاین، به جای سوگواری، حال و هوای جشن داشته اند.
نزدیک ترین نمونه در مجموعه اصلی شاید مرگ جافری براتیون باشد. جافری نیز به دلیل رفتار مستبدانه و شخصیت آزاردهنده اش به چهره ای منفور تبدیل شده بود. وقتی مشخص شد اولنا تایرل در قتل او نقش داشته، مرگش علاوه بر رضایت مخاطبان، به یکی از لحظات ماندگار و پرکاربرد فرهنگ اینترنتی تبدیل شد.
هنوز مشخص نیست پایان کریستون کول تا چه اندازه در فضای مجازی ماندگار خواهد شد، اما نحوه واکنش طرفداران نشان می دهد سریال توانسته برای شخصیتی که مدت ها خشم مخاطبان را برمی انگیخت، پایانی متناسب با جایگاهش در داستان طراحی کند.
پایانی ضدقهرمانانه برای یک شخصیت منفور
کول می خواست مرگش در قالب یک افسانه نظامی ثبت شود؛ با این حال، آنچه نصیبش شد نه نبردی باشکوه، بلکه مرگی ناگهانی در میانه آشوب جنگ بود. همین فاصله میان تصور او از خودش و واقعیتی که سریال نشان داد، به صحنه پایانی او معنا و طعنه بیشتری می دهد.
فصل های بازی تاج و تخت بارها نشان داده بودند که مرگ یک شخصیت می تواند مسیر داستان را تغییر دهد. درباره کریستون کول، اهمیت اصلی شاید در تغییر موازنه جنگ نباشد، بلکه در پایان دادن به مسیر شخصیتی باشد که از مدت ها قبل به نمادی از ریاکاری و نفرت در میان تماشاگران تبدیل شده بود. خاندان اژدها با این مرگ، یکی از معدود لحظاتی را رقم زد که واکنش غالب هواداران، شادی آشکار از حذف یک شخصیت بود.
منبع: ComicBook.com
منبع اصلی: این مطلب با بازنویسی تحریریه وایدشات بر اساس مقاله ComicBook.com تهیه شده است.




WIDESHOT CONVERSATION
گفت و گو درباره این مقاله
دیدگاه های دقیق و محترمانه، گفت و گو را ارزشمندتر می کنند.با حساب کاربری خود وارد شوید تا نظرتان را برای تحریریه و دیگر خوانندگان بنویسید.
هنوز نظری منتشر نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله گفت و گو را آغاز می کند.