کریستوفر نولان، پادشاهِ بلامنازعِ بلاکباسترهای مغزپیچیده، بالاخره دست از بازی با زمان و فضا کشید تا از بزرگترین رازِ شغلیاش پرده بردارد. در عصری که همه به دنبال فرمولهای تکراریِ نوستالژیک هستند، نولان با یک جمله، تعریفِ «کارگردان» را برای همیشه تغییر داد.
از «تعقیب» ۶ هزار دلاری تا «اودیسه»؛ کریستوفر نولان چطور دنیا را تسخیر کرد؟
کمتر کسی تصور میکرد کارگردانی که کارش را با فیلمِ سیاه و سفیدِ ۶ هزار دلاریِ «تعقیب» (Following) در خیابانهای لندن شروع کرد، روزی به پولسازترین و محبوبترین فیلمسازِ سیاره تبدیل شود. نولان برخلافِ جریانِ اصلیِ هالیوود که تشنهی ریبوتکردنِ آثارِ قدیمی و پرستشِ آیپیهای (IP) امتحانپسداده است، همیشه مسیرِ دشوارتر را انتخاب کرده: به چالش کشیدنِ ذهنِ مخاطب.
او به ما یاد داد که میتوان از فیزیکِ کوانتومی، فلسفهیِ وجودیِ انسان و حماسههای کهنِ یونانِ باستان فیلم ساخت و همچنان رکوردِ فروش را شکست. اما سوال بزرگ اینجاست: چطور یک نفر میتواند هم پیچیده باشد و هم اینقدر محبوب؟ پاسخِ این معما، در مصاحبهی اخیرِ او در سال ۲۰۲۶ نهفته است؛ جایی که نولان به سادگی تمام، ابهتِ کلمهی «کارگردان» را فرو ریخت.
اعترافِ بزرگ: کارگردان نه ارکستر مینوازد و نه فیلم میگیرد!

به نقل از اسلش فیلم نولان در گفتوگو با ریچارد روپر (در رسانهی WBEZ شیکاگو) دربارهی رویکردش به فیلمِ جدید و حماسیِ «اودیسه» (The Odyssey)، جملهای گفت که حالا به نقلقولِ روزِ سینمادوستان تبدیل شده است:
«میتوانید بگویید کارگردان مثلِ رهبرِ ارکستر است، اما در واقعیت، کارگردان همان تماشاگر است. من سرِ صحنه هستم و مدام از خودم میپرسم: آیا این صحنه مرا تحتِ تأثیر قرار میدهد؟ این تصویر چیست؟ خب، حالا قدمِ بعدی که باید ببینم چیست؟»
این «ضدِ اوج» (Anti-climax) ترین پاسخی است که یک فیلمسازِ بزرگ میتواند بدهد. نولان به صراحت میگوید: «شغلِ کارگردان را نمیشود خیلی دقیق تعریف کرد، چون من نه فیلمبرداری میکنم، نه بازی میکنم و نه صدابرداری؛ من فقط کسی هستم که تماشاگرِ فیلمِ خودم است.»
او با این جمله، آن پردهیِ ابهام و تقدسِ الکی که دورِ شغلِ کارگردانی کشیده شده بود را کنار میزند. نولان معتقد است کارگردانی یعنی: «اعتماد به غریزه». او برای ساختِ سهگانهی شوالیه تاریکی یا تلقین (Inception)، به دنبالِ تاییدِ دیگران نبود؛ او فقط میخواست ببیند «چه چیزی او را هیجانزده میکند».
درسِ نولان به هالیوودِ سردرگم؛ فیلمت را برای خودت بساز!

نکتهیِ طلاییِ حرفهای نولان، یک سیلیِ محکم به صورتِ هالیوودی است که درگیرِ «نوستالژیبازیِ مفرط» شده. در زمانی که استودیوها برای ساختِ ریبوتِ هری پاتر دست و پا میزنند، نولان ثابت میکند که اصالتِ هنری از «دنبال کردنِ علایقِ شخصی» میآید.
او در لیستِ دیالوگهای بهیادماندنیاش میگوید:
- «هر فیلم باید دنیای خودش را داشته باشد، با منطق و حسی که فراتر از تصویرِ جلوی چشمِ تماشاگر برود.»
- «شکستنِ قوانین جذاب نیست؛ ساختنِ قوانینِ جدید است که همهچیز را هیجانانگیز نگه میدارد.»
در دنیایِ پر از نویز و نقدهای منفی و مثبت، نولان فقط یک استراتژی دارد: «اهمیت ندادن به واکنشها و فقط انجامِ کاری که به آن ایمان داری.» شاید همین نگاهِ «تماشاگرمحور» است که باعث میشود فیلمهای او حتی پس از ۲۵ سال، همچنان تازه و تکاندهنده باقی بمانند.
در انتهای این مقاله از شما دعوت میکنم همه چیز درباره داستان تازه ترین اثر نولان(اودیسه) را اینجا مطالعه کنید!




WIDESHOT CONVERSATION
گفت و گو درباره این مقاله
دیدگاه های دقیق و محترمانه، گفت و گو را ارزشمندتر می کنند.با حساب کاربری خود وارد شوید تا نظرتان را برای تحریریه و دیگر خوانندگان بنویسید.
هنوز نظری منتشر نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله گفت و گو را آغاز می کند.