اگر از دنیای خفقانآور، رازآلود و پرتنش Silo لذت بردهاید، خبر خوب این است که تنها نیستید؛ دنیای تلویزیون پر از سریالهایی است که همان حسِ «زندانِ بزرگِ بشریت» را با زاویهای تازه، گاهی علمیتخیلیتر، گاهی دلهرهآورتر و گاهی حتی اکشنتر بازآفرینی میکنند.
سریال Silo که بر اساس سهگانه رمانهای «هیو هووی» ساخته شده، ما را به جامعهای میبرد که مجبور است در سیلویی عظیم با ۱۴۴ طبقه زیر زمین زندگی کند. ساکنان این سازه باید قوانین سختگیرانهای را رعایت کنند تا نظم حفظ شود و کسی مجبور نشود به بیرون فرستاده شود؛ جایی که گفته میشود مرگ در انتظار است. در مرکز این معما، ژولیت نیکولز با بازی درخشان ربکا فرگوسن قرار دارد؛ شخصیتی که آرامآرام پرده از رازهای سیلو برمیدارد و میفهمد پشت این نظم ظاهری، چه ساختار قدرتمند و ترسناکی پنهان شده است.
حالا که Silo سه فصل را پشت سر گذاشته و دستکم یک فصل دیگر هم در راه دارد، وقت آن رسیده که سراغ سریالهایی برویم که همان ترکیبِ علمیتخیلی، رازهای لایهلایه و روایتهای پیچیده را ارائه میکنند.این گزارش به نقل از اسلش فیلم در باره سریالهای شبیه Silo می باشد.
۱) Severance؛ همخانوادهترین سریال برای طرفداران Silo

اگر برای تماشای Silo اشتراک Apple TV+ دارید، منطقی است که سراغ Severance هم بروید. این سریال هم مثل Silo، درباره انسانهایی است که درگیر یک سیستم کنترلگر و رازآلود شدهاند. در Severance، کارمندان با یک فرایند عجیب، زندگی شخصی و کاریشان را از هم جدا میکنند؛ طوری که انگار دو «خود» مختلف در یک بدن زندگی میکنند. نتیجه؟ مارک اس. با بازی آدام اسکات دنبال آزادی واقعی در دل شرکت مرموز Lumon Industries میگردد.
شباهت Silo و Severance فقط در فضای بسته و حس اسارت نیست؛ هر دو درباره ایناند که قدرت چطور میتواند زندگی آدمها را کنترل کند. اگر Silo از سلطه حکومت میگوید، Severance نسخه شرکتیِ همان کابوس را نشان میدهد. و دقیقاً همین شباهتِ تماتیک است که این سریال را به یکی از بهترین گزینهها برای طرفداران Silo تبدیل میکند.
۲) Fallout؛ آخرالزمانی، رنگارنگ و دیوانهوار
اگر از نسخههای تیرهوتار آخرالزمانی خسته شدهاید و یک سریال پساآخرالزمانی اکشن میخواهید، Fallout دقیقاً همان چیزی است که باید ببینید. این سریال که بر اساس بازیهای پرفروش ساخته شده، در آیندهای دور میگذرد که جهان هنوز ویران است، اما برخلاف بسیاری از آثار این ژانر، لحنش شادتر، رنگیتر و حتی شوخطبعتر است.
در مرکز داستان، لوسی مکلین با بازی الا پرنل قرار دارد؛ دختری که بعد از سالها زندگی در پناهگاه، برای پیدا کردن پدرش هنک با بازی کایل مکلاکلن وارد سرزمینی بیرحم و آشفته میشود. این سریال یکی از موفقترین آثار Prime Video بوده و فصل دومش هم با استقبال روبهرو شده و فصل سوم هم در راه است. 🚀
از نظر ساختار، شباهت Fallout و Silo روشن است: هر دو درباره انسانهایی هستند که در یک محیط بسته گیر افتادهاند و مشتاقاند بدانند بیرون چه خبر است. این همان تم کلاسیکِ «فرار از محدودیت» است؛ تمی که در آثار دیستوپیایی همیشه جواب میدهد.
۳) Westworld؛ وقتی هوش مصنوعی از کنترل خارج میشود
Westworld هم یکی از آن سریالهایی است که به شکل درخشان به مفهوم کنترل و خودآگاهی میپردازد. اینبار بهجای انسانهای زندانیشده، با اندرویدهای بسیار واقعگرایانه طرفیم که برای سرگرمی ثروتمندان ساخته شدهاند؛ اما خیلی زود متوجه میشوند که قرار نیست تا ابد ابزار لذت دیگران باشند.
در این نقطه، دوروتی ابرناتی با بازی اوان راشل وود به نمادی از شورش تبدیل میشود و داستان به سمت یک انقلاب فلسفی و وجودی میرود. گرچه HBO این سریال را به خاطر هزینههای بالا لغو کرد، Westworld هنوز هم یکی از مهمترین سریالهای علمیتخیلیِ دهه اخیر است؛ مخصوصاً برای کسانی که به پیامدهای هوش مصنوعی واقعی و خودآگاهی علاقه دارند.
۴) Twisted Metal؛ آخرالزمانِ پرسرعت و پر از آدرنالین

اگر بخواهیم از فضای سنگین و فلسفی کمی فاصله بگیریم، Twisted Metal نسخه انفجاری و پرهیجان این فهرست است. این سریال که از بازیهای معروفی با همین نام اقتباس شده، بهجای تمرکز بر زوال تمدن، روی اکشنِ دیوانهوار و تعقیبوگریزهای مرگبار میایستد.
جان دو با بازی آنتونی مکی باید یک بسته مرموز را تحویل دهد تا اجازه پیدا کند وارد یک جامعه امن شود و از جادهای پر از راهزنان نجات پیدا کند. برخلاف Silo که درباره رهایی از یک نظم بسته است، Twisted Metal بیشتر درباره تلاش برای پیدا کردن جایی برای ماندن است. و همین تضاد، آن را جذاب میکند.
۵) FROM؛ وحشتِ گیر افتادن در یک جای ناشناخته

اگر چیزی که در Silo دوست دارید حسِ «گیر افتادن» و رمزآلود بودن فضاست، FROM باید در لیست تماشای شما باشد. این سریال که ابتدا از Epix شروع شد و بعد به MGM+ رفت، داستان بوید استیونز با بازی هارولد پرینو را روایت میکند؛ کلانتری که همراه دیگر ساکنان شهر متوجه میشود در جایی زندانی شدهاند که از جنگلی اطرافش، موجودات ترسناکی شبها بیرون میآیند.
FROM یک سریال تمامعیار برای دوستداران ترس و معماست؛ حتی استیون کینگ هم به آن مهر تأیید زده. اگر دوست دارید هر قسمت شما را به تئوریپردازی وادار کند، این یکی حسابی مناسب شماست.
۶) Raised by Wolves؛ فلسفه، دین و علمتخیلی در یک بسته عجیب

Raised by Wolves از آن سریالهایی است که بیشتر از هر چیز برای مخاطبان جدیِ علمیتخیلی ساخته شده. داستان دو اندروید به نامهای مادر و پدر را دنبال میکند که وظیفه دارند پس از نابودی زمین، تمدن انسانی جدیدی بسازند. اما مسئله فقط ساختن جامعه نیست؛ مسئله این است که چطور میتوان باورهای انسانها را هدایت کرد.
این سریال با تهیهکنندگی ریدلی اسکات، هم از نظر بصری خیرهکننده است و هم از نظر مفهومی عمیق. رابطه دین، ایمان، و شکلگیری جامعه در این اثر به شکلی پرسشبرانگیز بررسی میشود؛ دقیقاً همان چیزی که طرفداران آثار دیستوپیایی و فلسفی دوست دارند.
۷) Snowpiercer؛ انقلاب روی یک قطار یخزده
اگر از آثار طبقاتی و ساختار قدرت لذت میبرید، Snowpiercer یکی از نزدیکترین گزینهها به Silo است. در این سریال، زمین وارد عصر یخبندان شده و بازماندگان در قطاری عظیم زندگی میکنند که تمدن را زنده نگه داشته است؛ اما مثل همیشه، ثروتمندان در جلو و فقرا در انتهای قطارند.
برخلاف فیلم سینمایی Bong Joon Ho، نسخه سریالی فرصت پیدا میکند تا پیامدهای انقلاب را هم نشان دهد. مسئله فقط سرنگونی سیستم نیست؛ مهم این است که بعد از سرنگونی، چه چیزی جای آن مینشیند؟ این سؤال، قلب تپنده Snowpiercer است.
۸) Foundation؛ علمیتخیلیِ سنگین برای مخاطب جدی

اگر دنبال یک سریال عمیق، پیچیده و جاهطلبانه هستید، Foundation از بهترین انتخابهاست. این اثر که از ذهن آیزاک آسیموف بیرون آمده، در آیندهای دور جریان دارد که امپراتوریای عظیم بر کهکشان حکومت میکند. گال دورنیک وارد توطئهای بزرگ میشود که آینده کل تمدن را تهدید میکند.
Foundation از آن سریالهایی نیست که بتوانید هنگام اسکرول کردن موبایل ببینید! روایتش پیچیده است، اما در عوض، از نظر بصری و بازیها، بهخصوص با حضور لی پِیس و جرد هریس، یکی از باشکوهترین تجربههای علمیتخیلی این سالهاست.
۹) Under the Dome؛ معمایی درباره حبس جمعی زیر گنبد

Under the Dome هم از آن سریالهایی است که مثل Silo آدمها را در یک محیط بسته گرفتار میکند؛ با این تفاوت که اینبار یک گنبد عظیم روی شهر افتاده است. هیچکس نمیداند این گنبد از کجا آمده، چه کسی آن را ساخته و چرا اصلاً آنجا قرار گرفته.
با کم شدن منابع و بالا رفتن تنشها، جامعه بهتدریج شروع به فروپاشی میکند. این سریال، نمونهای از آن روایتهایی است که نشان میدهد وقتی مردم در انزوا قرار بگیرند، چهطور نظم اجتماعی ترک برمیدارد.
۱۰) Devs؛ وقتی آزادی اراده زیر سؤال میرود

Devs ساخته الکس گارلند، یکی از آن مینیسریالهای جمعوجور اما عمیق است که تا مدتها در ذهن میماند. داستان لیلی چان را دنبال میکند که مرگ نامزدش را در شرکت فناوری Amaya بررسی میکند و کمکم وارد توطئهای میشود که به ماهیت واقعیت، مرگ و اختیار انسان میرسد.
اگر از آن دست تماشاگرهایی هستید که دنبال داستانهای فلسفی و ذهنپیچکن میگردند، Devs یک جواهر تمامعیار است. این سریال نشان میدهد که علمتخیلی فقط درباره فضا و رباتها نیست؛ گاهی درباره خودِ مفهوم «انتخاب» است.
۱۱) 1899؛ معمایی که خیلی زود تمام شد

1899 از آن سریالهای نتفلیکسی است که با یک ایده بسیار جذاب شروع شد و خیلی زود قربانی لغو زودهنگام شد. داستان درباره گروهی از اروپاییهاست که در مسیر آمریکا، با کشتیای رهاشده روبهرو میشوند و بعد وارد زنجیرهای از اتفاقات عجیب و فراواقعی میشوند.
این سریال شاید به تمام پاسخهایش نرسید، اما در ساخت اتمسفر بسیار موفق بود. اگر از معماهای بزرگ و روایتهای چندلایه لذت میبرید، 1899 هنوز هم ارزش تماشا دارد.
۱۲) Scavengers Reign؛ زیباییِ بیگانه و ترسِ زنده

Scavengers Reign یکی از نادیدهگرفتهشدهترین سریالهای علمیتخیلی سالهای اخیر است. داستان چند بازمانده از سفینه Demeter 227 را روایت میکند که روی سیارهای بیگانه سقوط کردهاند و باید از محیطی عجیب، خطرناک و کاملاً غیرقابلپیشبینی جان سالم به در ببرند.
این سریال ترکیبی است از علمیتخیلی، وحشت و زیبایی بصری. طراحی موجودات و انیمیشن خیرهکنندهاش آن را به یکی از خاصترین تجربههای تلویزیونی تبدیل کرده است. اگر Silo را برای رازهایش دوست دارید، Scavengers Reign را برای «بیگانه بودن»ش عاشق میشوید.
۱۳) Wayward Pines؛ شهری که اجازه خروج نمیدهد

Wayward Pines هم دقیقاً روی همان ایده محبوب «گیر افتادن در یک مکان مرموز» بنا شده است. ایتان برک با بازی مت دیلون برای بررسی یک شهر به Wayward Pines میرود، اما پس از یک تصادف میفهمد که مثل بقیه در آنجا گیر افتاده است. هر کسی هم بخواهد فرار کند، با مجازات سنگین روبهرو میشود.
این سریال با حضور ام. نایت شیامالان، پر از پیچشهای داستانی است و دقیقاً همان حس کنجکاوی و اضطراب را دارد که طرفداران Silo دنبالش هستند.
۱۴) Colony؛ اشغال بیگانه و مقاومت انسانی

Colony در ابتدا شبیه یک سریال تهاجم بیگانگان بهنظر میرسد، اما خیلی زود به چیزی پیچیدهتر و جذابتر تبدیل میشود. جهان سریال تحت سلطه بیگانگانی است که شهرها را با دیوارهای عظیم جدا کردهاند و انسانها را وادار کردهاند در ساختار مورد نظر آنها زندگی کنند.
در این میان ویل بومن با بازی جاش هالووی باید میان وفاداری به خانواده و نظم تحمیلی بیگانگان انتخاب کند، آن هم در حالی که همسرش کیتی عضو مقاومت است. Colony از آن آثار کمسر و صدایی است که اگر به آن فرصت بدهید، شما را غافلگیر میکند.
۱۵) The Expanse؛ شاید بهترین علمیتخیلی این فهرست

اگر بخواهیم فقط یک سریال را بهعنوان «باید ببینید» معرفی کنیم، The Expanse یکی از جدیترین نامهاست. این سریال که از رمانهای جیمز اس. ای. کوری اقتباس شده، در آیندهای میگذرد که تنش بین زمین، مریخ و ساکنان کمربند سیارکی به اوج رسیده است.
این اثر از نظر جهانسازی، سیاست، شکاف طبقاتی و فناوریِ پیشرفته، یکی از دقیقترین و غنیترین سریالهای علمیتخیلی مدرن است. درست مثل Silo، اینجا هم با جامعهای روبهرو هستیم که با محدودیت منابع، قدرت و حقیقت دستوپنجه نرم میکند. و مهمتر اینکه The Expanse در نهایت به سریالی تبدیل شد که توانست فرصت رشد پیدا کند و داستانش را کاملتر روایت کند.
جمعبندی نهایی
اگر از Silo خوشتان آمده، این فهرست دقیقاً برای شماست؛ چون هرکدام از این سریالها یا از نظر فضای دیستوپیایی، یا از نظر رازهای روایی، یا از نظر تمهای سیاسی و اجتماعی چیزی برای ارائه دارند. از Severance و Foundation گرفته تا FROM و The Expanse، همهشان یک جورهایی همان حسِ «حقایق پنهانشده پشت یک سیستم» را زنده میکنند
برای خواندن خبرها و تحلیلهای بیشتر سینمایی و سریالی، حتماً به مجله واید شات سر بزنید
سوالات متداول
چرا سریالهای شبیه Silo تا این حد محبوب هستند؟
این سریالها به ما یادآوری میکنند که دنیای ما، با تمام مشکلاتش، هنوز جای بهتری برای زندگی است. علاوه بر این، تمهای «محدودیت» و «تلاش برای کشف حقیقت در محیطهای بسته»، حس تعلیق و کنجکاوی شدیدی در مخاطب ایجاد میکند که نظیر ندارد.
آیا سریال Fallout برای طرفداران Silo مناسب است؟
بله، اگر به دنبال اکشن بیشتر هستید. هر دو سریال از تم «پناهگاه» و دنیای پساآخرالزمانی استفاده میکنند؛ با این تفاوت که Fallout کمی رنگارنگتر و شوخطبعتر از فضای سنگین و جدی Silo است، اما از نظر ساختار روایی، اشتراکات زیادی دارند.




WIDESHOT CONVERSATION
گفت و گو درباره این مقاله
دیدگاه های دقیق و محترمانه، گفت و گو را ارزشمندتر می کنند.با حساب کاربری خود وارد شوید تا نظرتان را برای تحریریه و دیگر خوانندگان بنویسید.
هنوز نظری منتشر نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله گفت و گو را آغاز می کند.