- ژانر: کمدی سیاه، ترسناک، اکشن، تریلر
- کارگردان: مت بتینلی-اولپین، تایلر گیلت
- نویسندگان: گای بوسیک، آر. کریستوفر مورفی
- بازیگران: سامارا ویوینگ، کاترین نیوتن، سارا میشل گلر، الایجا وود، دیوید کراننبرگ، کوین دوراند، شان هاتوسی
- کشور سازنده: آمریکا
- زبان: انگلیسی
- دنباله: Ready or Not 2019
- امتیاز پیشنهادی وایدشات: ۵.۵ از ۱۰
کابوسی که درست از دل قسمت اول ادامه پیدا میکند
فیلم «آمادهای یا نه ۲: من میآیم» یا Ready or Not 2: Here I Come بالاخره از راه رسید؛ دنبالهای برای یکی از کمدیـوحشتهای غافلگیرکننده سالهای اخیر. قسمت اول با بودجهای کم و ایدهای ساده درباره یک بازی قایمموشک مرگبار، توانست هم در گیشه موفق شود و هم بین طرفداران ژانر وحشت جای خودش را پیدا کند. سادگی همان فیلم، یکی از برگهای برندهاش بود: یک عروس، یک خانواده ثروتمند و شیطانپرست، یک خانه بسته و یک شب تا طلوع آفتاب.
اما سؤال اصلی این است که آیا قسمت دوم توانسته همان انرژی و تازگی را تکرار کند؟ برای من جواب چندان مثبت نیست. Ready or Not 2 چند ایده خوب دارد، مخصوصاً در رابطه میان گریس و خواهرش فیث، اما در مجموع بیشتر شبیه دنبالهای شلوغتر، گرانتر و کمرمقتر از قسمت اول است. فیلم میخواهد همه چیز را بزرگتر کند؛ خانوادههای بیشتر، اسلحههای بیشتر، بازیگران بیشتر و خشونت بیشتر. اما بزرگتر شدن همیشه به معنای بهتر شدن نیست.
داستان درست بعد از پایان قسمت اول شروع میشود. گریس مککالی با بازی سامارا ویوینگ هنوز زخمی، خونآلود و خسته است. او حتی فرصت نکرده از کابوس خانواده لیدوماس بیرون بیاید که دوباره وارد مرحله تازهای از همان بازی میشود. این انتخاب یکی از تصمیمهای درست فیلم است، چون گریس را در شکنندهترین وضعیت ممکن نشان میدهد؛ زنی که هنوز از شب قبل جان سالم به در نبرده، اما باید دوباره برای بقا بجنگد.
این بار فقط یک خانواده در کار نیست. چند خانواده ثروتمند و قدرتمند وارد بازی شدهاند؛ خانوادههایی که هرکدام نمادی از ساختار قدرت، ثروت و میراثهای فاسد هستند. فیلم با این ایده میخواهد جهان قسمت اول را بزرگتر کند و نشان دهد ماجرا فقط محدود به خانواده لیدوماس نبوده است. مشکل اینجاست که هرچه دایره داستان بزرگتر میشود، آن حس خفگی و تعلیق قسمت اول کمتر به چشم میآید. در فیلم اول، خانه خودش مثل یک تله زنده عمل میکرد. اینجا فضاها وسیعترند، اما کمتر ترسناک و بهیادماندنیاند.
فیث؛ بهترین چیزی که قسمت دوم به داستان اضافه میکند
مهمترین شخصیت تازه فیلم، فیث مککالی با بازی کاترین نیوتن است؛ خواهر جداافتاده گریس که مدتها با او رابطه خوبی نداشته. ورود فیث به داستان، یکی از معدود چیزهایی است که واقعاً به فیلم عمق میدهد. چون حالا گریس فقط برای زنده ماندن خودش نمیجنگد؛ باید از کسی محافظت کند که بخشی از خانواده واقعی اوست، اما سالها میانشان فاصله افتاده است.
رابطه گریس و فیث برای من بهترین بخش احساسی فیلم بود. فیث از گریس دلخور است، چون احساس میکند خواهرش او را رها کرده و برای ساختن زندگی خودش رفته است. از نگاه فیث، گریس کسی بوده که باید کنارش میماند، اما نمانده. همین دلخوری باعث میشود رابطهشان در ابتدا سرد و پرتنش باشد، اما فیلم کمکم نشان میدهد پشت این خشم، هنوز علاقهای قدیمی وجود دارد.
گریس در طول بازی چند بار خودش را برای نجات فیث به خطر میاندازد و همین باعث میشود رابطه آنها آرامآرام ترمیم شود. این قوس احساسی شاید پیچیده نباشد، اما برای چنین فیلمی کار میکند. در میان همه خونریزیها، شوخیها و تعقیبوگریزها، رابطه دو خواهر به داستان کمی وزن انسانی میدهد.
از این نظر، فیلم تضاد جالبی میسازد: از یک طرف خانوادههای ثروتمندی را داریم که برای قدرت حاضرند همدیگر را قربانی کنند، و از طرف دیگر رابطهای خانوادگی که با وجود زخم و دلخوری، هنوز امکان ترمیم دارد. گریس در قسمت اول از خانوادهای اشرافی و شیطانی فرار کرد؛ در قسمت دوم باید بفهمد آیا هنوز میتواند به خانواده واقعی خودش برگردد یا نه.
از اینجا به بعد داستان لو میرود
از اینجا به بعد بخشی از داستان و پایان فیلم لو میرود. اگر هنوز Ready or Not 2: Here I Come را ندیدهاید، بهتر است ادامه نقد را بعد از تماشا بخوانید.
یکی از نکات مثبت فیلم، پرداخت پایان آن است. از همان ابتدا میشود حدس زد قرار نیست گریس به سادگی حذف شود. او قلب این مجموعه است و بدون حضورش Ready or Not معنای چندانی ندارد. با این حال، مسیر رسیدن به پایان آنقدرها هم بیاثر نیست.
در نیمه پایانی، گریس برای نجات فیث مجبور میشود تن به ازدواج با تایتوس دنفورث با بازی شان هاتوسی بدهد؛ راهی که طبق قواعد بازی میتواند او را از این چرخه بیرون بکشد. این لحظه در ظاهر شبیه تسلیم شدن است، اما فیلم از آن برای ساختن یکی از معدود غافلگیریهای واقعیاش استفاده میکند. گریس ازدواج میکند، سند را امضا میکند، اما بعد تایتوس را میکشد.
این پیچش برای من جواب داد، چون فقط یک شوک داستانی نبود. تایتوس پیش از آن نشان داده بود که در این جهان، خانواده هم قربانی قدرت میشود. او حتی برای رسیدن به جایگاه بالاتر، از نزدیکترین افرادش عبور میکند. گریس هم از همین منطق علیه او استفاده میکند. وقتی او به جایگاه قدرت میرسد، فیلم یکی از بهترین ایدههایش را رو میکند: گریس برخلاف همه کسانی که او را طمعکار میدانستند، خیلی راحت از قدرت میگذرد.
او خودش را از این ساختار بیرون میکشد، انگشتر را پرت میکند و اجازه میدهد همان آدمهای تشنه قدرت بر سر آن بجنگند. این لحظه شاید از نظر اجرا میتوانست کوبندهتر باشد، اما از نظر معنایی خوب است. Ready or Not 2 در اینجا نشان میدهد که گریس هیچوقت دنبال قدرت و ثروت نبوده؛ او فقط میخواسته زنده بماند و حالا میخواهد خواهرش را هم از این بازی بیرون بکشد.
چرا قسمت اول بهتر جواب میداد؟
اگر بخواهم صادقانه بگویم، من از قسمت اول بیشتر خوشم آمد. Ready or Not با اینکه خودش هم اثر بینقصی نبود، اما فرمول سادهتر و مؤثرتری داشت. یک خانه، یک شب، یک عروس و خانوادهای دیوانه که تا صبح باید او را شکار کنند. همین سادگی باعث شده بود تعلیق فیلم بهتر کار کند.
در قسمت دوم، فیلم میخواهد همان فرمول را بزرگتر کند، اما همیشه نمیداند با این بزرگتر شدن چه کند. شوخیها در بسیاری از لحظات برای من کماثر بودند. طنز سیاه قسمت اول از برخورد جدیت آیینی خانواده با حماقت و دستوپاچلفتی بودنشان میآمد. اینجا همان جنس شوخی گاهی لوستر و بیاثرتر شده و از جدیت موقعیت کم میکند.
اکشن فیلم هم همیشه جواب نمیدهد. مشکل این نیست که صحنه تعقیبوگریز یا درگیری کم داریم؛ مشکل این است که خطر در این صحنهها جدی حس نمیشود. وقتی چند خانواده مسلح و مجهز از پس دو زن زخمی و حتی گاهی دستبندزده برنمیآیند، فیلم به جای تعلیق، ناخواسته به سمت کاریکاتور میرود. در قسمت اول، بیعرضگی خانواده لیدوماس بخشی از طنز فیلم بود، اما در فضای بسته خانه بهتر جواب میداد. اینجا همان ایده در مقیاسی بزرگتر، باورپذیری کمتری دارد.
از نظر فضاسازی هم قسمت دوم عقبتر است. خانه قسمت اول فقط یک لوکیشن نبود؛ خودش تبدیل به شخصیت شده بود. اما در اینجا با وجود فضاهای متنوعتر، کمتر جایی در ذهن میماند. فیلم پرتحرکتر است، اما الزاماً پرتنشتر نیست.
سامارا ویوینگ هنوز بهترین برگ برنده فیلم است
از نظر بازیگری، قسمت دوم روی کاغذ ترکیب جذابتری دارد. سامارا ویوینگ، کاترین نیوتن، سارا میشل گلر، الایجا وود، دیوید کراننبرگ، کوین دوراند و شان هاتوسی در فیلم حضور دارند، اما پرستارهتر شدن الزاماً کیفیت فیلم را بالا نبرده است.
سامارا ویوینگ همچنان بهترین بخش فیلم است. او در نقش گریس همان انرژی عصبی، خشم، خستگی و طعنهزنی قسمت اول را حفظ کرده است. حتی وقتی فیلمنامه شلوغ میشود، حضور او باعث میشود فیلم از نفس نیفتد. لباس عروس خونین و پارهاش هنوز کار میکند؛ لباسی که قرار بود نماد شروع یک زندگی تازه باشد، اما حالا تبدیل به لباس رزم او شده است.
کاترین نیوتن هم در نقش فیث قابل قبول است و رابطهاش با گریس به فیلم کمک میکند. اما بسیاری از شخصیتهای مکمل، با وجود بازیگران شناختهشده، بیشتر شبیه حضورهای کوتاه و تزئینیاند. فیلم آنقدر درگیر جلو بردن بازی، شوخی و اکشن است که فرصت نمیدهد این شخصیتها واقعاً شکل بگیرند.
تایتوس دنفورث کمی بهتر از بقیه پرداخت شده است. او ابتدا مردی ضعیف و وابسته به نظر میرسد، اما در پایان نشان میدهد پشت این ظاهر بیعرضه، میل شدیدی به قدرت پنهان شده است. با این حال، حتی او هم میتوانست پرداخت بیشتری داشته باشد.
کارگردانی شلوغتر، اما کماثرتر
کارگردانی قسمت دوم دوباره بر عهده مت بتینلیـاولپین و تایلر گیلت است؛ همان تیمی که قسمت اول را ساخته بود. همین موضوع باعث میشود انتظار داشته باشیم فیلم حداقل از نظر کنترل لحن و تعلیق، کیفیت قسمت اول را حفظ کند. اما به نظرم کارگردانی این قسمت یکی از نقاط ضعف اصلی آن است.
فیلم بین اکشن، کمدی و وحشت تعادل محکمی پیدا نمیکند. گاهی صحنهای قرار است خطرناک باشد، اما شوخی زودهنگام آن را بیاثر میکند. گاهی فیلم میخواهد بامزه باشد، اما چون تهدید جدی حس نمیشود، شوخی هم درست نمینشیند. قسمت اول بهتر میتوانست در دل شوخی، حس خطر را نگه دارد.
تدوین و فیلمبرداری هم همیشه به کمک فیلم نمیآیند. بعضی صحنهها زیادی پرکات و شلوغاند و اجازه نمیدهند ضربهها، تعقیبوگریزها یا موقعیتها درست حس شوند. در فیلمی که باید از پنهان شدن، فرار کردن و دیده نشدن تعلیق بسازد، این شلوغی تصویری گاهی به ضد خودش تبدیل میشود.
با این حال، گریم و لباس از نقاط قوت فیلماند. زخمها، خون، خستگی چهره گریس و استفاده دوباره از لباس عروس پاره و خونین، خیلی خوب وضعیت او را نشان میدهند. گریس هنوز از کابوس قبلی بیرون نیامده؛ فقط وارد مرحله بعدی همان جهنم شده است.
فیلمنامهای که تکرار میکند، اما بیایده نیست
فیلمنامه Ready or Not 2 بیش از حد به نسخه قبلی تکیه میکند. دوباره بازی مرگبار داریم، دوباره خانوادههای ثروتمند داریم، دوباره شکار شدن گریس و دوباره طنز خونین. اما این بار ایده دیگر تازگی قسمت اول را ندارد.
با این حال، فیلمنامه کاملاً بیارزش نیست. شروع داستان درست بعد از قسمت اول تصمیم خوبی است، چون وضعیت جسمی و روانی گریس را مهم میکند. رابطه گریس و فیث هم به فیلم بُعد احساسی میدهد و باعث میشود داستان فقط یک تعقیبوگریز خونین نباشد. پایان هم با وجود قابل حدس بودن، چند لحظه مؤثر دارد؛ مخصوصاً قتل تایتوس و رد کردن قدرت توسط گریس.
مشکل این است که اجرای کلی فیلم به اندازه ایدههای خوبش تمیز و کوبنده نیست. فیلم چند بار نشان میدهد میتوانست دنبالهای جسورتر باشد، اما دوباره به فرمول آشنا برمیگردد.
جمعبندی؛ سرگرمکننده، اما زیر سایه قسمت اول
در نهایت، آمادهای یا نه ۲: من میآیم فیلمی است که برای یک تماشای آخر شب میتواند سرگرمکننده باشد، مخصوصاً اگر به فیلمهای بازیمحور، تعقیبوگریزهای خونین و کمدیـوحشت علاقه دارید. فیلم چند لحظه خوب دارد، سامارا ویوینگ همچنان میدرخشد، رابطه گریس و فیث به داستان وزن میدهد و پایان هم از نظر معنایی کاملاً بیاثر نیست.
اما اگر انتظار دنبالهای جسورتر، ترسناکتر و دقیقتر از قسمت اول دارید، احتمالاً ناامید میشوید. فیلم جهان Ready or Not را بزرگتر میکند، اما عمیقتر نه. اکشنها همیشه پرتنش نیستند، شوخیها همیشه جواب نمیدهند و شخصیتهای مکمل با وجود بازیگران معروف، کمتر در ذهن میمانند.
امتیاز وایدشات: ۵.۵ از ۱۰
فیلم Ready or Not 2: Here I Come درباره چیست؟
فیلم «آمادهای یا نه ۲: من میآیم» ادامه مستقیم اتفاقات قسمت اول است. گریس بعد از زنده ماندن از بازی مرگبار خانواده لیدوماس، دوباره وارد کابوسی تازه میشود؛ این بار با حضور خواهرش فیث و چند خانواده ثروتمند و قدرتمند که برای رسیدن به جایگاه قدرت حاضرند هر کاری انجام دهند.
آیا برای دیدن آمادهای یا نه ۲ باید قسمت اول را دیده باشیم؟
بله، بهتر است حتماً قسمت اول را ببینید. داستان Ready or Not 2 درست بعد از پایان قسمت اول شروع میشود و بخش زیادی از شخصیت گریس، گذشته او و معنای بازی مرگبار خانوادهها بدون دیدن فیلم اول تأثیر کامل خود را از دست میدهد.
آیا Ready or Not 2 از قسمت اول بهتر است؟
به نظر من نه. قسمت اول به خاطر فضای بسته، ایده تازه، تعلیق بیشتر و سادگی داستانی تأثیرگذارتر بود. قسمت دوم بازیگران بیشتری دارد و جهان داستان را بزرگتر میکند، اما در عوض بخشی از تمرکز، ترس و جذابیت قسمت اول را از دست میدهد.
نقطه قوت اصلی فیلم آمادهای یا نه ۲ چیست؟
مهمترین نقطه قوت فیلم، ادامه دادن مسیر شخصیت گریس و رابطه او با خواهرش فیث است. این رابطه خانوادگی به داستان کمی عمق احساسی میدهد و باعث میشود فیلم فقط یک تعقیبوگریز خونین و تکراری نباشد.
نقطه ضعف اصلی فیلم Ready or Not 2 چیست؟
بزرگترین ضعف فیلم این است که بیش از حد به فرمول قسمت اول تکیه میکند. ایده قایمموشک مرگبار در قسمت اول تازگی داشت، اما در قسمت دوم گاهی تکراری به نظر میرسد. اکشنهای فیلم هم همیشه آنقدر که باید پرتنش و باورپذیر نیستند.
بازی سامارا ویوینگ در فیلم آمادهای یا نه ۲ چطور است؟
سامارا ویوینگ همچنان بهترین بخش فیلم است. او در نقش گریس همان انرژی عصبی، خستگی، خشم و طعنهزنی قسمت اول را حفظ کرده و حتی وقتی فیلمنامه شلوغ میشود، حضورش باعث میشود فیلم از نفس نیفتد.
آیا فیلم آمادهای یا نه ۲ ترسناک است؟
فیلم بیشتر از اینکه یک اثر ترسناک خالص باشد، ترکیبی از کمدی سیاه، اکشن، تعقیبوگریز و وحشت خونین است. اگر دنبال ترس جدی و فضاسازی سنگین هستید، احتمالاً قسمت دوم کاملاً راضیتان نمیکند؛ اما اگر از کمدیـوحشتهای شلوغ و خونین لذت میبرید، میتواند سرگرمکننده باشد.
آیا فیلم Ready or Not 2 ارزش دیدن دارد؟
اگر قسمت اول را دوست داشتید، تماشای Ready or Not 2 برایتان خالی از لطف نیست. فیلم چند ایده خوب، چند لحظه سرگرمکننده و بازی خوب سامارا ویوینگ را دارد. اما اگر انتظار دنبالهای بهتر، جسورتر و منسجمتر از قسمت اول دارید، احتمالاً کمی ناامید میشوید.
اسماعیل بهمئی
سلام، من اسماعیل بهمئی هستم. سینما برای من فقط یک سرگرمی نیست؛ بلکه راهی برای کشف داستانها و نگاههای متفاوت به جهان هستند. سالهاست که آثار مختلف را دنبال میکنم و در این وبلاگ تلاش میکنم تجربه و دیدگاه خودم را در قالب نقد، تحلیل و معرفی با دیگر علاقهمندان به اشتراک بگذارم.




WIDESHOT CONVERSATION
گفت و گو درباره این مقاله
دیدگاه های دقیق و محترمانه، گفت و گو را ارزشمندتر می کنند.با حساب کاربری خود وارد شوید تا نظرتان را برای تحریریه و دیگر خوانندگان بنویسید.
هنوز نظری منتشر نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله گفت و گو را آغاز می کند.