در پایان سریال تنگه وحشت، خانواده باودن سرانجام بر مکس کدی، زندانی سابقی که آن ها را مسئول سال های حبس خود می داند، غلبه می کند. با این حال، مکس کشته نمی شود. آنا باودن، با بازی ایمی آدامز، در لحظه ای تعیین کننده تصمیم می گیرد جان او را نگیرد و می گوید: «بگذارید در قفس بمیرد.» مکس روی عرشه خانه خانواده دیده می شود؛ در حالی که آب از دهانش بیرون می ریزد و آماده تحویل به پلیس است.
نیک آنتوسکا، خالق اقتباس تلویزیونی اپل تی وی پلاس، در گفت و گو با ورایتی توضیح داده است که این پایان حاصل انتخابی آگاهانه میان دو مسیر بوده است: کشتن مکس یا زنده گذاشتن او برای بازگشت به زندان. در نسخه سال ۱۹۶۲، مکس زنده می ماند، اما فیلم سال ۱۹۹۱ به کارگردانی مارتین اسکورسیزی پایان متفاوتی دارد. آنتوسکا می گوید گروه سازنده مدتی میان این دو امکان مردد بوده است.
چرا خانواده باودن مکس را نکشتند؟
از نگاه آنتوسکا، خانواده باودن در آن لحظه هنوز به آخرین بقایای نظم اجتماعی و اخلاقی خود چسبیده است. آن ها نمی خواهند مردی را جلوی چشم فرزندانشان بکشند؛ حتی اگر مکس مسئول مجموعه ای از جنایت های هولناک باشد. همین تصمیم، از نظر خالق سریال، می تواند یکی از بدترین انتخاب های خانواده در طول فصل باشد.

مکس احتمالا برای مدت بسیار طولانی به زندان می رود و اعمال مجرمانه زیادی در پرونده اش وجود دارد. با این حال، سریال میان «مکس به عنوان یک انسان خطرناک» و «مکس به عنوان متهمی که برای جنایتی مشخص بی گناه بوده» تفاوت می گذارد. او به دلیل قتلی زندانی شد که مرتکبش نشده بود، اما سال های زندان خشونت و تاریکی درونی اش را تشدید کرد و این خشم را به سمت خانواده باودن هدایت کرد.
افشای حقیقت درباره قتل
آنا در جریان رویارویی نهایی، مدرکی را که از خانه قایقی خانواده کدی به دست آورده آشکار می کند. بر اساس این مدرک، کریستال، خواهر مکس، همسر باردار او را کشته و جنین را از بدنش بیرون آورده است. فرزند مکس در واقع زنده مانده و تا نزدیک بزرگسالی رشد کرده بود؛ در حالی که مکس سال ها با تصور مرگ او زندگی می کرد.
تراژدی زمانی شدیدتر می شود که مکس در آشوب آغاز بخش پایانی، ناخواسته همان فرزند را می کشد. این اتفاق نشان می دهد مکس برای قتلی که به خاطر آن محکوم شده بود، بی گناه بوده است. در این روایت، تام باودن، دادستان پرونده، و آنا، وکیل مدافع، در روندی قضایی نقش داشته اند که زندگی مردی بی گناه را نابود کرده است؛ هرچند مکس پس از آزادی به تهدیدی واقعی و جنایتکاری خطرناک تبدیل می شود.
پایان واقعی در حیاط خانه اتفاق می افتد
آنتوسکا می گوید در ابتدا انتظار طبیعی این بود که نقطه اوج سریال روی خانه قایقی و در میانه توفان رخ دهد. اما از نظر او، پایان داستان خانواده باودن باید در فضای داخلی و آشنای خانه اتفاق می افتاد. بنابراین، توفان به خانه آن ها آورده می شود و رویارویی نهایی در استخری شکل می گیرد که همزمان محل زندگی و میدان محاکمه خانواده است.

پس از این نبرد، سریال مدتی به جلو می رود و خانواده را در یک باربکیوی حیاط خانه می بینیم؛ تصویری که عمدا صحنه آغازین و آرام تر سریال را تداعی می کند. تفاوت این است که این بار خبری از جمع دوستان نیست و فقط چهار عضو خانواده کنار هم هستند. خانه دیگر پناهگاهی امن به نظر نمی رسد، بلکه شبیه قلعه ای است که آن ها در آن گرفتار شده اند.
ناتالی ویدیوی یک چهره فعال در حوزه جنایت واقعی را تماشا می کند؛ ویدیویی که بیرون در خانه آن ها ضبط شده است. تام هنگام آماده کردن غذا، با اضطراب به استخری نگاه می کند که نزدیک بود در آن بمیرد. زک نیز در سکوتی ناآرام نشسته است، در حالی که والدینش تلاش می کنند فضای عادی و دوستانه ای بسازند.
وقتی تام آنا را به دلیل سفارش همبرگر بدون پنیر، کاهو و نان «روان پریش» می خواند، آنا پاسخ می دهد: «گناهکارم.» این شوخی ظاهری، یادآور محاکمه، جرم و شباهت احتمالی اعضای خانواده به مردی است که شکست داده اند. چهره آنا به تدریج از درد و ترس درهم می رود و تصویر با یک فیلتر قرمز روشن به پایان می رسد. داستان سریال تمام شده، اما سفر روانی آنا پایان نیافته است.
خانواده ای که دیگر نمی تواند به زندگی عادی برگردد
آنتوسکا توضیح می دهد که هدف پایان، نشان دادن نابودی کامل تهدید مکس نیست؛ بلکه تاکید بر این است که خانواده باودن برای همیشه با خاطره او زندگی خواهد کرد. حتی اگر مکس در زندان باشد، اعضای خانواده همچنان صداهایی را می شنوند، به پشت سر نگاه می کنند و هر لحظه انتظار بازگشت خطر را دارند.
در یکی از جزئیات پایانی، دستبند الکترونیکی آنا نیز دیده می شود؛ جزئیاتی که عمدا بدون تاکید و نمای نزدیک ارائه شده است. خالق سریال همچنین تصور می کند که خانواده احتمالا مجبور شود خانه را بفروشد و در آینده نزدیک نتواند مانند گذشته در حرفه حقوق فعالیت کند. این موارد به عنوان سرنوشت قطعی اعلام نمی شوند، اما نشان می دهند پیامدهای ماجرا فقط روانی نیستند و زندگی اجتماعی و حرفه ای خانواده را هم تحت تاثیر قرار داده اند.
تفاوت با روایت های قبلی «تنگه وحشت»
سریال اپل تی وی پلاس سومین اقتباس تصویری از رمان «اعدام کنندگان» نوشته جان دی. مک دونالد است؛ پس از نسخه سال ۱۹۶۲ و فیلم سال ۱۹۹۱. در رمان، مکس حتی موکل تام نیست و فقط فردی است که سم هنگام ارتکاب جرم او را دیده و علیه او شهادت داده است. در فیلم سال ۱۹۹۱، تبدیل مکس به موکل سابق تام، ایده ای از وسلی استریک، فیلمنامه نویس اثر، بود.
نسخه تازه این رابطه را پیچیده تر می کند و آنا را نیز به گذشته مکس پیوند می دهد. آنتوسکا به ارتباط قدیمی آن دو و رابطه ای اشاره می کند که سال ها پیش، زمانی که آنا وکیل و مکس موکل بود، شکل گرفته است. سریال همچنین این احتمال را مطرح می کند که ناتالی ممکن است حاصل همان رابطه باشد؛ احتمالی که در گفت و گوی خالق سریال مطرح شده، اما در متن پایان به عنوان حقیقت قطعی تایید نمی شود.
در نهایت، «کیپ فیر» به جای پاسخ ساده به پرسش مرگ مکس، پرسش دشوارتری را پیش می کشد: آیا خانواده ای که برای زنده ماندن دست به خشونت زده، می تواند دوباره خود را خانواده ای عادی بداند؟ زنده ماندن مکس، او را از مجازات فرار نمی دهد؛ اما تصمیم خانواده برای نکشتن او نیز آرامش را به آن ها باز نمی گرداند.
منبع اصلی: این مطلب با ترجمه و بازنویسی مستقل تحریریه وایدشات بر اساس مقاله variety.com تهیه شده است.




WIDESHOT CONVERSATION
گفت و گو درباره این مقاله
دیدگاه های دقیق و محترمانه، گفت و گو را ارزشمندتر می کنند.با حساب کاربری خود وارد شوید تا نظرتان را برای تحریریه و دیگر خوانندگان بنویسید.
هنوز نظری منتشر نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله گفت و گو را آغاز می کند.