قسمت سوم سریال «لنترنها» (Lanterns) نه یک اپیزود معمولی، بلکه یک نقطه عطف استراتژیک در دنیای سینمایی جدید دیسی (DCU) است.
اگر تا پیش از این سریال را یک معمای جناییِ ماورایی میدانستیم، حالا با تماشای اپیزود سوم متوجه میشویم که با یک اسطورهشناسی عمیق و دردناک روبرو هستیم.
در نقد قسمت سوم سریال لنترن ها میبینیم که سریال با پردهبرداری از گذشته جان استوارت، بازیِ میان دو فانوس سبز را کاملاً تغییر میدهد.
مهندسیِ یک قهرمان؛ ترسی که از کودکی حذف شد
بخش بزرگی از این قسمت به فلشبکهایی اختصاص دارد که درک ما را از «جان استوارت» دگرگون میکند.

نگهبانان کیهان (Guardians) سالها پیش به دنبال انسانی بودند که بتواند بر ترس غلبه کند؛ ابتدا پدر جان زیر ذرهبین قرار گرفت، اما او در برابر ترسهای ناشی از نژادپرستی و فشار اجتماعیِ جامعه شکست خورد.
اما وقتی نگهبانان به مادر جان گفتند که این ویژگیِ «بیباکی» در پسرش نهفته است، زندگی جان تغییر کرد. مادرش تمام هستیِ خود را صرف کرد تا ترس را از وجود جان پاک کند.
حالا درک میکنیم که آنچه از رفتار جان در قسمتهای قبل دیدیم، یک انتخاب ناگهانی نبوده؛ او از ۵ سالگی برای این جایگاه «ساخته» شده است.
این حقیقت، پارادایم «قهرمان برگزیده» را زیر سوال میبرد: جان با شانس انتخاب نشده، او برای فانوس سبز شدن «مهندسی» شده است.
تقابل دو میراث؛ هال جردن در برابر جان استوارت
حقیقت تلخِ قسمت سوم اینجاست: نگهبانان کیهان از همان ابتدا جان استوارت را نه به عنوان یک کارآموز، بلکه به عنوان جایگزین هال جردن میدیدند.

هال جردن که تا امروز تصور میکرد جان یک شریک تازه است، حالا با حقیقتی روبروست که جایگاه، هویت و میراث او را به خطر انداخته است.
تقابل این دو نفر حالا ابعاد فلسفی پیدا کرده است:
- هال جردن: کسی که بیباکیاش، پوششی برای پنهان کردن ترس پشت غرور و اعتماد به نفس نظامیاش است. برای او حلقه بخشی از افتخار و هویت است.
- جان استوارت: کسی که ترس برایش چیزی نیست که آموخته باشد با آن کنار بیاید، بلکه چیزی است که به زور از وجودش جراحی شده است.
ایستراگِ جنجالی؛ آیا بتمن به لنترنها میآید؟
یکی از جذابترین بخشهای این قسمت، ارجاعی است که نباید از آن ساده گذشت. وقتی جان از پاساژی متروکه عبور میکند، پوستر تبلیغاتی «لوازم آرایشی ژانوس» (Janus Cosmetics) دیده میشود.

در دنیای کمیکهای دیسی، این شرکت متعلق به رومان سایونیس (بلک ماسک)، شرور معروف گاتهام است.
این دومین باری است که سریال به دنیای گاتهام اشاره میکند. سازندگان نیازی ندارند بتمن را فعلاً وارد داستان کنند؛ همین سرنخهای محیطی، به مخاطب القا میکند که لنترنها در بطنِ دنیای مشترک DCU جریان دارد.
سوال بزرگ حالا این است: اولین حضور واقعی بتمن در این دنیا چه زمانی خواهد بود؟
معمای لورالینی و نگهبانان کیهان
معرفی شخصیت لورالینی (با بازی که یادآور همکاریهای موفق در سریال اوزارک است)، برای اولین بار یکی از «نگهبانان جهان» را به صورت مستقیم وارد DCU میکند.
هنوز مشخص نیست او دقیقاً کدام نگهبان است، اما گمانهزنیها به سمت «سِید» (Sayd) میرود؛ نگهبانی که نقش مهمی در شکلگیری سپاه بلو لنترنها داشت.
حضور لورالینی نشان میدهد که سریال قصد دارد اسطورهشناسیِ سپاه فانوس سبز را به شکلی جدی وارد دنیای سینمایی کند.
سایه سینسترو؛ آیا هال جردن نفوذپذیر است؟
نگرانیِ نگهبانان از هال جردن بیهوده نیست. سینسترو سالها مربی و پدرِ معنوی هال بوده است. با وجود شکست سینسترو توسط هال، این اپیزود فاش میکند که رابطه آنها هنوز بسیار عمیقتر از آن چیزی است که هال تظاهر میکند.

آیا هال هنوز تحت نفوذ استاد سابقش است؟ یا سینسترو از پشت پرده در حال بازی دادن شاگرد سابقش است؟ این تردید، بزرگترین نقطه ضعف هال جردن در این سریال است.
نتیجهگیری: جان استوارت؛ قهرمان شماره یک DCU؟
سازههای جان استوارت برخلاف هال جردن، زنده، پویا، احساسی و ارگانیک هستند (که ریشهاش را در پرندههای ناظرِ دوران کودکیاش میبینیم)، در حالی که سازههای هال بر پایه منطق نظامی شکل گرفتهاند.
شاید جسورانهترین ادعای قسمت سوم این باشد که جان استوارت میتواند قهرمان شماره یک DCU باشد.
سوپرمن با قدرتهایش به دنیا آمد؛ اما جان استوارت برای قهرمان شدن «تربیت» شد، سختی کشید و خلاقیت ذهنیاش او را از تمام ابرقهرمانان دیگر متمایز میکند.




WIDESHOT CONVERSATION
گفت و گو درباره این مقاله
دیدگاه های دقیق و محترمانه، گفت و گو را ارزشمندتر می کنند.با حساب کاربری خود وارد شوید تا نظرتان را برای تحریریه و دیگر خوانندگان بنویسید.
هنوز نظری منتشر نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله گفت و گو را آغاز می کند.