صنعت سینما و تلویزیون در سالهای اخیر با پدیدهای مواجه شده که منتقدان آن را «فرسودگی ژانر ابرقهرمانی» مینامند. مخاطب امروزی دیگر با جلوههای ویژه کامپیوتری (CGI) شلوغ و نبردهای بیمعنی کهکشانی اشباع شده است.
در چنین اتمسفر اشباعشدهای، استودیو دیسی (DC) تحت رهبری جیمز گان، با قسمت اول سریال Lanterns دست به یک ریسک استراتژیک و قمار بزرگ زده است.
در بررسی قسمت اول سریال لنترنها به فلسفه عمیق این ماجرا پرداختیم!

این اپیزود افتتاحیه به ما نشان میدهد که برای نجات یک ژانر رو به افول، نیازی به بزرگتر کردن ابعاد انفجارها نیست؛ بلکه باید به اصول اولیه درام یعنی «شخصیتپردازی عمیق» و «روایت اتمسفریک» بازگشت.
قسمت اول Lanterns به جای آنکه یک اکشن فضایی باشد، یک کالبدشکافی زمینی، تاریک و به شدت جدی از مفهوم قدرت و وظیفه است.
تلفیق فلسفه Watchmen با اتمسفر تاریک True Detective
تصمیم هوشمندانه سازندگان سریال این بوده که فانتزیهای فضاییِ گرین لنترن را به سطح خیابان و خاکریزهای واقعی بیاورند. داستان قسمت اول در شهر کوچک و غبارآلود «راشویل، نبراسکا» جریان دارد
جایی که اتمسفر خفقانآور، رازآلود و سنگین آن، فوراً ذهن تماشاگر را به سمت فصل اول شاهکار جنایی HBO یعنی True Detective پرتاب میکند. یک پرونده قتل مرموز در یک شهر مرده، بستر اصلی روایت را شکل میدهد.

اما لایه عمیقتر سریال، جایی است که با فلسفه سیاسی-اجتماعی Watchmen پیوند میخورد. جهان سریال در شرایطی آغاز میشود که سالها پیش، افشای وجود موجودات فضایی توسط «هال جردن» به عموم مردم، ساختارهای عقیدتی و سیاسی زمین را دگرگون کرده است.
سریال با استفاده از پرشهای زمانی هوشمندانه (تار و پودهای روایی در سالهای ۱۹۹۶، ۲۰۱۶ و ۲۰۲۶) یک جهانبینی غنی و تاریخچهای باورپذیر خلق میکند؛ بدون اینکه نیاز داشته باشد اطلاعات را با دیالوگهای توضیحیِ (Exposition) خستهکننده به خورد مخاطب دهد.
تم محوری و فلسفی قسمت اول حول یک پرسش کلیدی میچرخد: «آیا میترسی؟»
این پرسش فراتر از یک شعار نظامی برای سپاه فانوسهاست. سریال از طریق این سوال، به تحلیل لایههای نژادی، جنسیتی و طبقاتی جامعه میپردازد.
سریال نشان میدهد که چگونه پیشینه اجتماعی و زیستیِ یک فرد، واکنش او در برابر «ترس» و «قدرت» را بازتعریف میکند.
شخصیتپردازی و شیمی دراماتیک: تضاد میان «فاجعهی متحرک» و «خشم مهارشده»
قدرتمندترین عنصر اپیزود اول، پویایی بینظیر و تضاد شخصیتی عمیق میان دو قهرمان اصلی است:
۱. هال جردن (با بازی کایل چندلر): فاجعهای در قالب قهرمان
هال جردن در این نسخه، هیچ شباهتی به تصویر کارتونی و بینقص کمیکها ندارد. او یک «فاجعهی متحرک» (Trainwreck) است. کایل چندلر شخصیتی خسته، سرخورده، خودمحور و تا حدی مخرب را به تصویر میکشد.
او اگرچه کاریزمای ذاتی و شوخطبعی گزندهای شبیه به تونی استارک دارد، اما فاقد آن زره و سپر محافظتکننده است.
هال جردنِ این سریال، مردی است که وزنِ انتخابها و افشاگریهای گذشتهاش او را در خود مچاله کرده و رفتارهای غیراخلاقی و بیقیدیاش، مرزهای میان یک قهرمان و یک مردِ ویرانگر را به چالش میکشد.
۲. جان استوارت (با بازی آرون پیر): سنگری از انضباط و خشم
در نقطه مقابل، جان استوارت ایستاده است؛ شخصیتی با فیزیکی تنومند و باابهت اما با ذهنی به شدت منضبط و خشمگینی که در زیر پوستش سوسو میزند. آرون پیر بازی خیرهکنندهای ارائه میدهد.

جان استوارت نماینده قشری از جامعه است که میداند از امتیازها، چشمپوشیها و آزادیهای هال جردن برخوردار نیست. او نمیتواند مثل هال یک «کابوی بیقانون» باشد؛ بنابراین به انضباط، اصول اخلاقی سختگیرانه و ساختار پناه میبرد.
تقابل این دو یکی بیپروایِ خرابکار و دیگری قانونمدارِ خشمگین در میان یک پرونده قتل تاریک، فراتر از فرمول کلیشهای «پلیس خوب/پلیس بد» عمل میکند. این یک تضاد دیالکتیکی درباره مفهوم «مسئولیت» است.
تحلیل ساختاری: چرا «تمرکز بر شخصیت» به جای «نمایشهای بیهوده» کارساز است؟
قمار اصلی اپیزود اول، «خلوت بودن» قابها و ریتمِ حسابشدهی آن است. در دورانی که بلاکباسترها با کاتهای سریع و اکشنهای بیپایان به دنبال حفظ تمرکزِ مخاطبِ کمتحمل امروزی هستند
Lanterns در قسمت اول با شجاعت تمام، سرعت خود را کاهش میدهد.
سریال وقت زیادی را صرف قاببندیهای ایستا، سکوتهای سنگین میان کاراکترها و فضاسازی محیط راشویل میکند. این تصمیم به ما فرصت میدهد تا سنگینی حلقهها (Rings) را روی انگشتان کاراکترها احساس کنیم.
در این سریال، داشتن حلقه قدرت یک موهبت جادویی و مفرح نیست؛ بلکه مثل یک غل و زنجیرِ کیهانی سنگین است که زندگی شخصی آنها را نابود کرده است.




WIDESHOT CONVERSATION
گفت و گو درباره این مقاله
دیدگاه های دقیق و محترمانه، گفت و گو را ارزشمندتر می کنند.با حساب کاربری خود وارد شوید تا نظرتان را برای تحریریه و دیگر خوانندگان بنویسید.
هنوز نظری منتشر نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله گفت و گو را آغاز می کند.