برای سال های طولانی، تماشای انیمیشن برای بسیاری از مردم با دوران کودکی گره خورده بود؛ انگار با بزرگ شدن باید سراغ فیلم های به اصطلاح جدی تر رفت. با این حال، 5 انیمیشن برای بزرگسالان این مرزبندی را بی معنا می کنند. آنها در سطح نخست سرگرم کننده اند، اما در لایه های زیرین درباره تجربه هایی صحبت می کنند که گاهی در بزرگسالی بهتر درک می شوند.
این آثار فقط به این دلیل ارزشمند نیستند که بزرگسالان هم می توانند با شوخی ها و ماجراجویی هایشان سرگرم شوند. ویژگی مهم تر آنها این است که موضوعاتی مانند پذیرفته شدن، کنار آمدن با تغییر، پیدا کردن جایگاه خود و از دست دادن را در قالبی روایت می کنند که برای تمام اعضای خانواده قابل دسترس است.
1. شرک؛ داستانی درباره پذیرش تفاوت ها
«شرک» از سال 2001 به یکی از ماندگارترین مجموعه های انیمیشنی تبدیل شده و قرار است قسمت دیگری از آن ساخته شود. اگر این فرنچایز فقط مجموعه ای از شوخی ها درباره افسانه های پریان بود، احتمالا نمی توانست همچنان برای همان نسلی که با آن بزرگ شده است جذاب بماند.

داستان در ابتدا درباره غولی است که برای نجات یک شاهزاده خانم از مرداب خود بیرون می آید، اما فیونا آن شاهزاده درمانده ای نیست که شرک انتظارش را دارد. فیلم از الگوی قصه های پریان برای ساختن یک هجو استفاده می کند، ولی هدفش فقط شوخی با این داستان ها نیست.
«شرک» درباره فشار برای دوست داشتنی تر، زیباتر یا عادی تر به نظر رسیدن هم حرف می زند؛ فشاری که کودکان می توانند آن را بفهمند و بزرگسالان معمولا تجربه شخصی بیشتری از آن دارند. شرک تصور می کند مشکل اصلی این است که دیگران غول ها را دوست ندارند، اما خودش هم سال ها مردم را از خود دور کرده است. پیام مجموعه درباره عشق، پذیرش و تفاوت ها، دلیل اصلی تاثیرگذاری آن برای مخاطبان بزرگسال است.
2. شگفت انگیزان؛ خانواده و نارضایتی از زندگی
«شگفت انگیزان» داستان خانواده ای از ابرقهرمانان است، اما تعارض مرکزی آن به تجربه ای بسیار روزمره ارتباط دارد. باب یا آقای شگفت انگیز پس از ممنوع شدن فعالیت ابرقهرمانان، زندگی معمولی و اداری را آغاز کرده است. او از این وضعیت ناراضی است و مخفیانه تلاش می کند به زندگی قبلی خود برگردد.

این تصمیم، فیلم را به داستان مردی تبدیل می کند که نمی داند با نارضایتی خودش چه کار کند. احساس اینکه زندگی می توانست مهم تر یا هیجان انگیزتر باشد، موضوعی است که بسیاری از بزرگسالان آن را بهتر از کودکان می شناسند.
فیلم هم زمان درباره ازدواج، بزرگ کردن فرزندان، عادت های روزمره و دشواری کنار آمدن اعضای خانواده با یکدیگر است. حتی قدرت های اعضای خانواده نیز با مشکلات شخصی آنها ارتباط دارند؛ ویولت به دلیل ناامنی درونی نامرئی می شود و دش به خاطر انرژی زیادش مدام محدود می شود. در نتیجه، اکشن و کمدی فیلم روی هسته ای درباره همکاری و پیدا کردن راهی برای زندگی کردن در کنار هم بنا شده اند.
3. چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم؛ رشد واقعی یک قهرمان
یکی از مهم ترین ویژگی های «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» این است که هیکاپ در طول مجموعه مجبور نیست همان کودک ابتدای داستان باقی بماند. او در فیلم نخست نوجوانی از قوم وایکینگ است که با فرهنگ روستای خود کنار نمی آید و با بی دندان، اژدهایی که باید دشمنش باشد، رابطه ای دوستانه برقرار می کند.

هیکاپ از همان جا باورهایی را که درباره اژدها و آینده اش به او آموزش داده اند زیر سوال می برد. اما مجموعه به همین داستان بلوغ بسنده نمی کند. مخاطب او را در مسیر تبدیل شدن به یک رهبر می بیند؛ مسیری که با مسئولیت، تصمیم های دشوار و فقدان همراه است.
رابطه هیکاپ و بی دندان نیز هم زمان با رشد آنها تغییر می کند. ابتدا مسئله اصلی اعتماد کردن است، اما در ادامه هیکاپ باید بفهمد مراقبت از یک نفر همیشه به معنای نگه داشتن او در کنار خود نیست. همین تحول، مجموعه را از تکرار یک پیام ساده درباره دوستی دور می کند و به آن عمق بیشتری می دهد.
4. درون و بیرون؛ شناخت احساسات پیچیده
«درون و بیرون» شاید یکی از روشن ترین نمونه ها برای اثبات این باشد که انیمیشن می تواند مستقیما با تجربه های عاطفی بزرگسالان ارتباط برقرار کند. داستان از ذهن رایلی، دختر جوانی که همراه خانواده اش به شهری جدید نقل مکان کرده، روایت می شود. این تغییر همه چیز را در زندگی او به هم می ریزد و شادی، غم، خشم، ترس و نفرت باید برای حفظ تعادل او با یکدیگر همکاری کنند.

نکته هوشمندانه مجموعه این است که احساسات را صرفا وسیله ای برای ساختن شوخی نمی داند. آنها همراه با رایلی رشد می کنند و درباره خواسته ها، توانایی ها، بایدها و حق انتخاب او یاد می گیرند. این داستان در اصل تصویری از عبور از کودکی به نوجوانی است.
ورود اضطراب به روایت، لایه دیگری به این موضوع اضافه می کند؛ احساسی که بسیاری از بزرگسالان با آن آشناتر هستند و احتمالا معنای آن را عمیق تر درک می کنند. «درون و بیرون» بدون آنکه به اثری آموزشی و خشک تبدیل شود، مخاطب را به شناخت بهتر احساسات خودش دعوت می کند.
5. داستان اسباب بازی؛ ترس از جایگزین شدن و رها شدن
«داستان اسباب بازی» برای کودکان ساخته شده، اما مضمون های اصلی آن برای بزرگسالانی که تجربه بیشتری از تغییر و جدایی دارند، وزن بیشتری پیدا می کند. در فیلم نخست، وودی تصور می کند اسباب بازی محبوب اندی است؛ تا اینکه باز لایتیر وارد می شود و جایگاه او را تهدید می کند.

کودکان ممکن است این موقعیت را به شکل رقابت میان دو اسباب بازی ببینند، اما مخاطب بزرگسال می تواند ترس از جایگزین شدن با فردی جوان تر، جذاب تر یا مهم تر را در آن تشخیص دهد. با بزرگ شدن اندی، اسباب بازی ها با احتمال فراموش شدن، رها شدن و جا ماندن پشت سر دیگران روبه رو می شوند.
ورود بانی نیز چالش های تازه ای ایجاد می کند و نشان می دهد هر قسمت از این مجموعه چگونه از زاویه ای متفاوت درباره دلبستگی و تغییر حرف می زند. جذابیت «داستان اسباب بازی» در این است که هم به کودک درون مخاطب و هم به بزرگسالی که به آن تبدیل شده، هم زمان پاسخ می دهد.
جمع بندی: چرا این فرنچایزهای انیمیشنی برای بزرگسالان هم مهم هستند؟
این پنج فرنچایز نشان می دهند انیمیشن یک قالب محدود به مخاطب کودک نیست. «شرک» از پذیرش و تفاوت می گوید، «شگفت انگیزان» به نارضایتی و خانواده می پردازد، «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» رشد و مسئولیت را دنبال می کند، «درون و بیرون» احساسات را بررسی می کند و «داستان اسباب بازی» با ترس از دست دادن جایگاه و رها شدن روبه رو می شود.
منبع اصلی: این مطلب با بازنویسی تحریریه وایدشات بر اساس مقاله ComicBook.com تهیه شده است.




WIDESHOT CONVERSATION
گفت و گو درباره این مقاله
دیدگاه های دقیق و محترمانه، گفت و گو را ارزشمندتر می کنند.با حساب کاربری خود وارد شوید تا نظرتان را برای تحریریه و دیگر خوانندگان بنویسید.
هنوز نظری منتشر نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله گفت و گو را آغاز می کند.