پرامپت ساخت ویدیو با هوش مصنوعی اگر فقط «مردی در خیابان بارانی» باشد، تصمیم ها را به مدل واگذار می کند. نتیجه ممکن است زیبا باشد، ولی الزاما همان شات ذهنی شما نیست. پرامپت سینمایی اندازه نما، جای دوربین، حرکت، لنز، نور و حال و هوا را روشن می کند.
ابزارهایی مانند Veo، Runway و Sora واژه های سینمایی را می فهمند، اما یک دستور در همه مدل ها خروجی یکسان نمی دهد. بهتر است از یک نسخه ساده شروع کنید، نتیجه را ببینید و هر بار فقط یک متغیر را اصلاح کنید.
پرامپت سینمایی چیست؟
پرامپت سینمایی شرح کوتاهی از چیزی است که دوربین باید ثبت کند، نه فقط فهرستی از اشیای داخل قاب. فرق مهم آن با یک توصیف تصویری در «زمان» است: سوژه چه می کند، دوربین چگونه حرکت می کند و در طول شات چه تغییری رخ می دهد.
اندازه نما، زاویه و حرکت دوربین سه موضوع جدا هستند. «کلوزآپ» محدوده قاب را تعیین می کند؛ «لو انگل» محل قرار گرفتن دوربین را؛ و «دالی این» نحوه نزدیک شدن دوربین را. ترکیب درست این سه، شات را قابل کنترل تر می کند.
فرمول پرامپت ساخت ویدیو با هوش مصنوعی
برای بیشتر شات ها این ترتیب کافی است:
سوژه + عمل + اندازه نما + زاویه دوربین + حرکت دوربین + لنز + نورپردازی + فضای بصری + نسبت تصویر
لازم نیست همیشه هر نه جزء را بنویسید. ابتدا سوژه، عمل و دوربین را مشخص کنید؛ سپس فقط جزئیاتی را اضافه کنید که واقعا بر نتیجه اثر دارند. نمونه:
A tired detective lights a match in a dark hallway, medium close-up at eye level, slow dolly in, 50mm lens, warm flame against cold blue shadows, tense neo-noir mood, 16:9.
در بعضی ابزارها نسبت تصویر، مدت شات یا کیفیت از منوی جداگانه تعیین می شود. در این حالت تکرار آن داخل پرامپت ضروری نیست.
انتخاب اندازه نما
نمای خیلی نزدیک (Extreme Close-Up)
جزئی کوچک مانند چشم، انگشت یا شیء مهم را پررنگ می کند. برای تنش، کشف یک سرنخ یا تاکید حسی مناسب است.
Extreme close-up of a woman's eye reflecting a burning house, tiny tears forming, shallow depth of field, flickering orange light, psychological horror.
کلوزآپ (Close-Up)
چهره یا یک سوژه اصلی را در مرکز توجه می گذارد و واکنش عاطفی را واضح می کند.
Close-up portrait of an old sailor listening to a distant foghorn, eye-level camera, soft side light, 85mm lens, muted coastal colors.
مدیوم شات (Medium Shot)
معمولا بخشی از بدن و محیط نزدیک را هم زمان نشان می دهد. برای گفت و گو، کنش روزمره و معرفی شخصیت متعادل است.
Medium shot of a street musician tuning her violin under a subway light, commuters passing behind her, natural handheld motion, documentary realism.
لانگ شات (Wide Shot)
رابطه شخصیت با محیط را نشان می دهد و برای حرکت بدنی، اکشن یا تنهایی در فضا کاربرد دارد.
Wide shot of a lone astronaut crossing a red desert toward a damaged rover, slow lateral tracking, hard sunlight, vast science-fiction landscape.
نمای خیلی باز (Extreme Wide Shot)
محیط بر شخصیت غلبه می کند. از آن برای افتتاحیه، مقیاس بزرگ یا نمایش خطر طبیعی استفاده کنید.
Extreme wide shot of a tiny climber beneath a massive frozen waterfall, static camera, pale dawn light, severe scale, 2.39:1 cinematic frame.
انتخاب زاویه دوربین
هم سطح چشم (Eye-Level)
زاویه ای خنثی و نزدیک به تجربه عادی تماشاگر است. وقتی نمی خواهید دوربین درباره شخصیت قضاوت کند، انتخاب امنی است.
Eye-level medium close-up of two sisters speaking quietly across a kitchen table, locked-off camera, soft window light, intimate family drama.
لو انگل (Low Angle)
دوربین پایین تر از سوژه قرار می گیرد و می تواند قدرت، تهدید یا شکوه را افزایش دهد.
Low-angle shot of a masked fighter stepping onto a rain-soaked rooftop, cape moving in the wind, slow push in, sharp backlight, graphic action style.
های انگل (High Angle)
دوربین از بالا به سوژه نگاه می کند و اغلب آسیب پذیری، کوچکی یا گم شدگی را برجسته می سازد.
High-angle shot of a child standing alone in an empty school corridor, fluorescent lights flickering, very slow zoom out, unsettling silence.
نمای بالای سر (Overhead Shot)
دوربین تقریبا عمود بر صحنه است. برای نمایش الگو، چیدمان اشیا یا حرکت دقیق شخصیت ها مفید است.
Overhead shot of detectives arranging photographs and red thread across a wooden table, controlled top light, precise symmetrical composition.
نمای هوایی (Aerial Shot)
ارتفاع و وسعت بیشتری از نمای بالای سر دارد و معمولا مکان، مسیر یا مقیاس جغرافیایی را معرفی می کند.
Aerial shot following a white car along a winding road through dense autumn forest, smooth forward motion, morning mist, natural cinematic color.
حرکت دوربین در پرامپت
پن (Pan)
دوربین از یک نقطه ثابت به چپ یا راست می چرخد. بهتر است مقصد حرکت را نیز بنویسید.
Slow pan from an abandoned wheelchair to an open hospital door at the end of the corridor, dim practical lights, restrained horror atmosphere.
تیلت (Tilt)
چرخش عمودی دوربین است. می تواند ارتفاع یک بنا را آشکار کند یا نگاه را از جزئیات به چهره برساند.
Tilt up from muddy boots to the face of a weary soldier, smoke drifting behind him, overcast daylight, grounded war drama.
دالی این و دالی اوت (Dolly In / Dolly Out)
خود دوربین در فضا جلو یا عقب می رود. دالی این معمولا توجه و فشار را افزایش می دهد؛ دالی اوت می تواند فاصله، تنهایی یا افشاگری ایجاد کند.
Slow dolly in toward a scientist as the dormant machine begins to glow, 35mm lens, pulsing cyan light, controlled science-fiction suspense.
Dolly out from a grieving man to reveal hundreds of empty chairs around him, soft gray daylight, quiet dramatic composition.
تراکینگ شات (Tracking Shot)
دوربین همراه سوژه حرکت می کند. جهت حرکت را مشخص کنید: از کنار، پشت سر یا روبه رو.
Side tracking shot following a bicycle courier through crowded night streets, wet neon reflections, 28mm lens, energetic urban rhythm.
کرین یا جیب (Crane / Jib)
دوربین به شکل نرم بالا، پایین یا روی صحنه حرکت می کند و برای گذار از جزئیات به مقیاس بزرگ مناسب است.
Crane up from a family picnic to reveal a storm wall approaching across the valley, warm foreground light turning cold, epic natural threat.
دوربین روی دست (Handheld)
لرزش کنترل شده، حس حضور و فوریت می سازد. عبارت «subtle handheld» معمولا از آشفتگی بیش از حد جلوگیری می کند.
Subtle handheld camera follows a paramedic running through a crowded emergency room, urgent movement, practical lighting, realistic documentary texture.
زوم (Zoom)
در زوم، فاصله کانونی لنز تغییر می کند و دوربین لزوما جابه جا نمی شود. این حرکت با دالی یکی نیست؛ دالی پرسپکتیو و فاصله فضایی را تغییر می دهد، اما زوم بیشتر قاب و فشردگی تصویر را عوض می کند.
Fast optical zoom toward a singer who suddenly recognizes someone in the audience, bright stage lights, 1970s television concert aesthetic.
لنز، عمق میدان، نور و نسبت تصویر
لنز باز مانند 24 یا 28 میلی متر محیط و اغراق پرسپکتیو را بیشتر می کند؛ 50 میلی متر متعادل است و 85 میلی متر برای پرتره مناسب است. shallow depth of field پس زمینه نرم و deep focus وضوح چندلایه را پیشنهاد می کند.
به جای «نور سینمایی»، جهت و کیفیت نور را بنویسید: نور نرم پنجره، نور سخت ظهر، نور لبه ای یا نئون. نسبت 16:9 افقی، 9:16 عمودی و 2.39:1 عریض است؛ البته تنظیم نهایی ابزار اولویت دارد.
تبدیل یک ایده ساده به پرامپت حرفه ای
ایده خام: «مردی وارد یک کافه می شود.» این جمله سوژه و عمل دارد، اما قاب، نقطه دید و ریتم را تعیین نمی کند.
A nervous man enters a nearly empty roadside cafe at midnight, medium wide shot from behind the counter, slow tracking movement as he approaches, 35mm lens, warm tungsten lamps against blue rain outside, quiet neo-noir tension, 16:9.
در مرحله اصلاح همه چیز را هم زمان تغییر ندهید. اگر حرکت درست نیست همان عبارت را عوض کنید؛ اگر سوژه گم می شود، اندازه نما یا لنز را اصلاح کنید. این روش اثر هر واژه را روشن می کند.
اشتباهات رایج در پرامپت نویسی ویدیویی
- دستورهای متناقض: «دوربین ثابت» و «حرکت شدید روی دست» را برای یک شات ننویسید.
- چند اتفاق هم زمان: مدل ها معمولا با یک عمل اصلی و توالی کوتاه، نتیجه منسجم تری می دهند.
- صفت های فراوان و مبهم: به جای پنج بار نوشتن «حرفه ای و سینمایی»، تصمیم قابل دیدن بدهید.
- بی توجهی به نقطه شروع و پایان: برای پن، تیلت و دالی مشخص کنید حرکت از کجا آغاز و چه چیزی را آشکار می کند.
- انتظار نتیجه قطعی: پرامپت نقشه شات است، نه قرارداد. بذر تصادفی، تصویر مرجع و رفتار هر مدل نتیجه را تغییر می دهد.
جمع بندی
پرامپت خوب لازم نیست طولانی باشد؛ باید تصمیم های اصلی شات را روشن کند. سوژه، عمل، اندازه نما و جای دوربین را مشخص کنید، یک حرکت اصلی انتخاب کنید و جزئیات ضروری نور و لنز را اضافه کنید. خروجی اول را آزمایشی بدانید.
برای ادامه، آموزش های وایدشات درباره دکوپاژ، قانون ۱۸۰ درجه و ساختار سه پرده ای را بخوانید.
بخش های تکمیلی
جدول ها
جدول سریع اجزای پرامپت
| جزء | پرسش اصلی | نمونه انگلیسی |
|---|---|---|
| سوژه | چه کسی یا چه چیزی؟ | a tired detective |
| عمل | چه اتفاقی می افتد؟ | lights a match |
| قاب | چقدر از صحنه دیده شود؟ | medium close-up |
| دوربین | کجا و چگونه حرکت کند؟ | eye level, slow dolly in |
| لنز و نور | تصویر چه ویژگی بصری دارد؟ | 50mm, warm side light |
| فضا | حال و نسبت تصویر چیست؟ | neo-noir tension, 16:9 |
سوالات متداول
آیا می توان پرامپت ویدیویی را فارسی نوشت؟
بسیاری از ابزارها فارسی را می پذیرند، اما در بعضی مدل ها اصطلاحات دقیق دوربین به انگلیسی پایدارتر تفسیر می شوند. می توانید توضیح صحنه را فارسی و واژه های تخصصی را انگلیسی بنویسید.
دالی و زوم چه تفاوتی دارند؟
در دالی، دوربین در فضا حرکت می کند و پرسپکتیو تغییر می کند. در زوم، فاصله کانونی لنز عوض می شود و دوربین می تواند در جای خود بماند.
آیا باید همه جزئیات را در یک پرامپت بنویسم؟
نه. از سوژه، عمل و یک تصمیم روشن برای دوربین شروع کنید. جزئیات لنز، نور و سبک را فقط زمانی اضافه کنید که برای شات ضروری باشند.
چرا یک پرامپت در ابزارهای مختلف نتیجه متفاوت دارد؟
هر مدل داده آموزشی، محدودیت و روش تفسیر خاص خود را دارد. تصویر مرجع، تنظیمات تولید و عنصر تصادف نیز بر نتیجه نهایی اثر می گذارند.




WIDESHOT CONVERSATION
گفت و گو درباره این مقاله
دیدگاه های دقیق و محترمانه، گفت و گو را ارزشمندتر می کنند.با حساب کاربری خود وارد شوید تا نظرتان را برای تحریریه و دیگر خوانندگان بنویسید.
هنوز نظری منتشر نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله گفت و گو را آغاز می کند.